امروز : یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 23
۰۷:۴۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 75143
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۴۹
تعداد بازدید: 26
درباره شخصیت پوتین بارها گفته و نوشته شده و از همان روزی که وی برای سومین بار به ریاست جمهوری روسیه رسید، روابط مسکو با غرب به ویژه آمریکا را به نحوی ...

درباره شخصیت پوتین بارها گفته و نوشته شده و از همان روزی که وی برای سومین بار به ریاست جمهوری روسیه رسید، روابط مسکو با غرب به ویژه آمریکا را به نحوی تنظیم کرد که بسیاری از تحلیلگران، رویارویی روسیه با غرب بر سر شماری از مسائل بین المللی را محتمل می دیدند و موضوع هسته‌ای ایران و بحران سوریه از جمله تحولاتی بود که مقامات کرملین نشان دادند در قبال موضوعاتی که آنها را در راستای منافع مهم خود می بینند، اهل مصالحه و معامله نیستند.

اوکراین کشوری است که در قالب منافع حیاتی روسیه تعریف شده بدین معنی که مسکو برای حفظ این کشور راهبردی دست به هر اقدامی می زند که اعزام نیروی نظامی به کریمه و تحولات مرتبط با آن و پافشاری مسکو برای عدم عقب نشینی از مواضع خود را باید در همین راستا تحلیل کرد.

غرب در حال حاضر به خواسته های خود در قبال اوکراین دست نیافته است و به عبارتی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش در بازی‌ای گرفتار شده اند که پوتین به بهترین نحو ممکن برای آنها طراحی کرده است نه صرفا از این جنبه که پوتین قوی‌تر عمل کرده بلکه به این خاطر که پوتین ابتکار عمل را سریعا به دست گرفت و از تردیدهای غرب در چگونگی واکنش نشان دادن به بحران اوکراین بهترین بهره را برد و "پرچم" اقتدار خود را بر فراز اوکراین به اهتزار در آورد. از زمانی که جهان شاهد برگزاری المپیک گرانقیمت سوچی بوده مدت زمانی نگذشته است که غرب بر این خیال بود که روسیه و شخص پوتین به واسطه درگیر بودن در این بازی‌های بزرگ و در عین حال حیاتی برای اعتبار و آبروی روسیه، در قبال بحران مزمن اوکراین، حاضر به دادن امتیاز و مصالحه خواهد بود.

تیم رهبری روسیه و در راس آن پوتین اما پس از فراغت از این بازی‌ها بار دیگر به همان دستورالعمل گذشته خود در برابر غرب بازگشت که از زمان به قدرت رسیدن دوباره پوتین کارآمدی خود را اثبات کرده و آن اینکه کوتاه آمدن در برابر خواسته های غرب به ویژه آمریکا راه را برای فشارهای بعدی بر مسکو هموار خواهد کرد.
 
نقش بحران اوکراین در نظم جهانی
 
آمریکا و متحدانش در تلاش بودند با گره زدن بحران سوریه به موضوع اوکراین که آن نیز برای روسیه از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار است، پوتین را به امتیاز دهی وادارند؛ یا از منافعش در سوریه چشم بپوشد یا از منافعش در اوکراین که البته تاکنون در هیچ یک از این دو موضوع به موفقیت دست نیافتند. مقامات اروپایی و آمریکایی با این دیدگاه که نظم جهانی در حال تغییرات شگرفی است تمامی اهداف خود را بر بهره گرفتن از این تغییرات متمرکز کردند که در این راه نیز آنچنان دستاوردی نداشتند و برعکس تحت تاثیر اوج گیری پوتین از مدیرعامل شرکتی با مسئولیت محدود به نام روسیه به رهبری ملی و ایدئولوژیک قرار گرفتند که هیچ هدفی جز احیا و برقراری نفوذ و تاثیرگذاری روسیه در جهان برای خود طراحی نکرده است.

«ایوان کراستو» رییس مرکز "مطالعات راهبردی لیبرال" در صوفیه بلغارستان در قبال بحران اوکراین به واقعیت جالبی اشاره دارد: «سیاست بین الملل ممکن است بر اساس پیمانها باشد اما کارکردهای آن بر انتظارات خردمندانه مبتنی است. اگر این انتظارات اشتباه از آب درآیند، نظم بین المللی کنونی دچار فروپاشی خواهد شد. این دقیقا چیزی است که در بستر تحولات بحران اوکراین روی داده است.»

همین چند ماه پیش بود که اکثر سیاستمداران غربی متقاعد شده بودند که دنیای درهم تنیده امروزی اجازه تجدیدنظرطلبی را نمی دهد و به رغم عزم پوتین برای دفاع از منافع روسیه در فضای پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، وی به کارگیری نیروی نظامی برای نیل به این هدف روی نخواهد آورد اما برخلاف تمامی پیش‌بینی‌ها، پوتین تمامی پیامدهای احتمالی بهره گیری از ابزار نظامی را به جان خرید و با اعزام نیروی نظامی به جزیره کریمه تمامی پیش‌بینی‌های سیاستمداران غربی را نقش بر آب کرد.

ناظران بین المللی در پی حضور نظامیان روسیه در کریمه عمدتا بر این باور بودند که کرملین از جدایی کریمه از اوکراین حمایت خواهد کرد اما به الحاق آن به خاک روسیه تن نمی دهد اما این باور نیز کاملا اشتباه بود.
 
پوتین دست غرب را خوانده است
 
در واقع در این مقطع غرب دقیقا نمی داند که اقدام بعدی روسیه چیست اما به نظر می رسد روسیه دقیقا می داند که اقدام بعدی غرب چیست و از همه مهمتر اینکه اقدام بعدی غرب چه نخواهد بود که چنین تقارنی پیامدهای خاص خود را داراست. به عنوان مثال اگر مولداوی(کشوری در اروپای شرقی بین رومانی در غرب و اوکراین در شرق که تا اواخر دهه 90 تحت سلطه اتحاد شوروی قرار داشت) خواستار عضویت در اتحادیه اروپا شود، روسیه ممکن است به الحاق منطقه جدایی طلب "ترانسنیستریا" که نیروهای روس به مدت دو دهه در آن مستقر هستند، اقدام کند ولی مولداوی اکنون می داند که در صورت وقوع چنین امری، غرب برای حفظ حاکمیت این کشور مداخله نظامی نخواهد کرد.

روسیه در قبال اوکراین به ویژه انتخابات ریاست جمهوری ماه مه نیز که در قبال آن ملاحظات جدی‌ای دارد، بر این امید است که مانع تحقق آرزوهای رهبران غربی برای بروز تغییراتی به نفع غرب شود در عین حال که مذاکرات پشت پرده برای چگونگی شکل گیری نظم جدیدی با اروپا از سوی مسکو بشدت در حال پیگیری است.

در این میان برخی کارشناسان بر این باورند که روسیه تبدیل شدن اوکراین به چیزی شبیه بوسنی را نیز مطلوب می بیند- کشوری بشدت فدرالی که دارای واحدهای سیاسی‌ای است که به اقتصاد، فرهنگ و تمایلات ژئوپولیتیک خود پایبند هستند.  به عبارت دیگر، در حالی که تمامیت ارضی اوکراین از جنبه فنی حفظ خواهد شد، بخش شرقی این کشور در مقایسه با دیگر بخشهای این کشور از روابط نزدیک‌تری با روسیه برخوردار خواهد شد- شبیه روابط بین جمهوری صربسکا و صربستان.

این امر اتحادیه اروپا را بر سر دوراهی قرار خواهد داد. در حالی که فدرالی شدن بنیادین به اوکراین اجازه خواهد داد در بحران کنونی دست نخورده باقی مانده و از فروپاشی بگریزد، به احتمال بسیار در بلند مدت این کشور را بیش از پیش در حوزه نفوذ روسیه قرار خواهد داد. رهبران اروپایی از سر عجز و ناتوانی راهبردهایی را در قبال اقدامات روسیه به ویژه الحاق کریمه به روسیه به کار گرفته اند که تاکنون نه تنها کارایی نداشته بلکه عزم شخص پوتین برای مقاومت هر چه بیشتر در برابر اروپایی‌های خوش پوش و خوش سیما را جزم کرده است؛ ممنوعیت ویزا برای شماری از مقامات روس، مجازاتی نیست که رهبر رزمی کار روسیه را بهراساند. ایده ناپخته گسترش ناتو به فضای پس از فروپاشی نیز بیش از این کارایی نداشته و اکثر مقامات اروپایی را به حمایت از تحریمهای نمادین علیه روسیه محدود کرده است.

رهبران غربی به ویژه اروپایی‌ها که یک دهه پر از آمال و انتظار کشیدن برای به ثمر نشستن "انقلابهای رنگین" در دوره پس از فروپاشی شوروی تا بهار عربی  را سپری کرده اند، ظاهرا به شنیدن اخبار بد عادت کرده اند و باید در انتظار شنیدن اخبار بد دیگری نیز باشند. به نظر می رسد نظم مورد نظر اروپا با آنچه که در آینده اوکراین رقم می خورد، بشدت گره خورده است. اکنون واضح است که کریمه به کی‌اف برگردانده نخواهد شد اما روشن است که اگر انتخابات ماه مه اوکراین تحت فشار روسیه به تعویق بیفتد باید پایان اوکراین را متصور بود و این مهر تاییدی است بر پیروزی مردی که یک تنه در برابر همه غرب ایستاد.
انتهای پیام/.
برچسب ها:
آخرین اخبار