امروز : چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 March 1
۲۱:۴۷
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 79554
تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۴۷
تعداد بازدید: 72
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-احسان عباسی: سیدمحمدرضا خردمندان فیلمساز جوان کشورمان متولد 1362 در شیراز است.وی فارغ التحصیل کارگردانی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-احسان عباسی: سیدمحمدرضا خردمندان فیلمساز جوان کشورمان متولد 1362 در شیراز است.وی فارغ التحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه صدا و سیما در سال 86 است که فعالیت خود را با ساخت فیلم های کوتاه و مستندهای تاثیرگذاری مثل «روایت نحل»‌ که برنده بهترین فیلم جهان اسلام از جشنواره فیلم کوتاه تهران هم شد آغاز کرده است. البته این مستندساز جوان کشورمان در حوزه های مختلفی از قبیل تلویزیون و فیلم داستانی نیز فعالیت چشم گیری داشته به طوری که در سال 91 تعداد 30 تیزر فرهنگی برای تلویزیون ساخته است.

پای صحبت های تلخ و شیرین سیدمحمدرضا خردمندان نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد:

*کسانی که برای کار فرهنگی به جنوب کرمان می‌رفتند غسل شهادت می‌کردند

* فارس: مستند «روایت نحل» که به اعزام چند روحانی به مناطق محروم و جنوبی کشور می‌پردازد چطور شکل گرفت؟

چند مسئله دست به دست هم داد تا من روایت نحل را ساختم گرچه خودم را مستندساز نمیدانم و روایت نحل بیشتر یک کار غریزی و دلی ست. من دوستان طلابی داشتم که در یک فضای خالصانه و با عشق و علاقه و در مناطق دورافتاده ای که خیلی از مسئولین حاضر نیستند پایشان را آنجا بگذارند کار فرهنگی میکردند و حتی از جیبشان پول خرج می‌کردند تا در آنجا کار کنند. من  احساس کردم که اینها دیده نمی‌شوند. تلویزیون یک تعدادی کارهای ضعیف انجام میداد که واقعا در شان اینها نبود و اصلا نمیتواستند ابعاد این اتفاق را تصویر کنند. فرض کنید یک نقطه ای در جنوب کرمان و سیستان و مردمی که هنوز پایشان روی آسفالت نیامده و یک فضای واقعا ناامید کننده و از این طرف هم یکسری از آدمها مثل این عزیزان جانشان را کف دست میگرند و خودجوش کار میکنند. اینهایی که برای کار به آن مناطق می رفتند غسل شهادت انجام میدادند چون در آن مناطق به شدت وهابیت در حال گسترش است و اشرار هم حضور دارند. آن موقع که من فیلم را ساختم ریگی و دارو دسته اش هم هنوز زنده بودند و چند تا از طلبه ها را هم به طرز فجیعی به شهادت رسانده بودند. کارهایی که تلویزیون به آن میپردازد اغلب از سر درد نیست و عموما کارهایی که ساخته می‌شود ضعیف هستند و کارها دلی نیستند. من در آن دوره سرباز وظیفه بودم و 17 روز غیبت کردم تا این فیلم را بسازم!









مستند «روایت نحل» برنده بهترین فیلم جهان اسلام





 

* خیلی از حقایق را در «روایت نحل» نگفتم!

* فارس: روایت نحل بازتاب خیلی خوبی هم پیدا کرد.

خیلی خوب بود. البته زمانی که کار از تلویزیون پخش شد یک مسئول تماس گرفت که این فیلم دروغ است و اصلا شرایط این گونه نیست! من گفتم ایشان راست می گوید! چون شرایط خیلی بدتر از این هاست! من تازه خیلی از حقایق را نگفتم و هنوز در دلم مانده. هیچ کس نمی داند مردم آن جا چه می کشند. من و گروهم سه روز اول حضورمان در منطقه آنقدر بیمار شدیم که یک شب هر سه نفرمان اشهدمان را خواندیم! خدا می داند فقر مالی  و فرهنگی چه بلایی سر آن ها آورده و صدا هم از هیچ کسی در نمی آید. من این فیلم را سال هشتاد و نه ساختم و چند روز پیش یکی از دوستان مستندی از آن منطقه به من نشان داد به اسم ماهی ها در سکوت می میرند! یعنی دیدم اوضاع به مراتب بدتر از گذشته است و انگار مردم به حال خود رها شده اند.





*مدیران سیما اکثرا با هنر بیگانه هستند

* فارس: چرا صدا و سیما کمتر در این عرصه ها سرمایه گذاری می کند؟ این مشکل چه زمانی برطرف شود؟

این مشکل برطرف نخواهد شد!چون اصلا مساله شان این نیست. بدنه مدیریتی صدا و سیما عموما کسانی هستند که با رسانه و ساز و کار آن آشنایی ندارند و ارتباطی هم با فضای هنری ندارند. وقتی مدیری اینگونه است و نسبت به اوضاع کشور ناآگاه است و هنر انتقال درست پیام را هم ندارد در موضع تصمیم گیری چطور می‌خواهد عمل کند؟! بولد کردن و بازتاب دادن این جور مسائل مدیریت دغدغه مند و هنرمند می خواهد. اجازه دهید خاطره ای تلخ را برایتان تعریف کنم تا عمق مسائل دستتان بیاید. زمانی که در دانشکده صدا و سیما درس می خواندیم جمله ای روی دیوار نقش بسته بود که دانشکده صدا و سیما قلب تپنده ی صدا و سیماست! کار قلب پمپاژ خون به همه ی نقاط بدن است! بنابراین شما ببینید چه مسئولیتی گردن دانشجویان دانشکده است!خب ما جوان بودیم و روی این جمله حساب کرده بودیم! حسابی تلاش کردیم و تجربه اندوختیم تا وقتی وارد فضای رسانه شدیم قلب خوبی باشیم! اما نتیجه چه شد؟! بعد از ورود به سازمان به مدیر مربوطه معرفی شدم. ایشان یک مشت نوار بتا کم قدیمی به من دادند که من تبدیل کنم و این کاری است که یک بچه دبستانی هم میتواند انجام دهد و نیازی به تخصص ندارد. این زمانی اتفاق افتاد که من کلی جوایز داستان و فیلم در حوزه کاری خودم گرفته بودم. واقعا به سطوح آمده بودم و 6 ماه کار من تبدیل  و کپی نوار بود! یک روز تصمیم گرفتم تکلیفم را با سازمان روشن کنم . به مدیر وقت شبکه‌ سیما مراجعه کردم. حالا بماند که یک صبح تا ظهر پشت در نشستم و آخر هم نتوانستم ایشان را ببینم .نهایتا من را به قائم مقام ایشان که در حال حاضر مدیر یکی از اصلی ترین بخش های صدا و سیما است ارجاع دادند که ایشان اصلا سرش را از روی کاغذی که کارش را انجام میداد بلند نکرد و فقط گفت برو که خبرت میکنم و الان دو سال و نیم است که منتظر خبر ایشان هستم! من روزی که از اطاق این آقا بیرون آمدم قید کار کردن در صدا و سیما را زدم! جالب است که همان سال در جشنواره جام جم که خود صدا وسیما بانی آن است یکی از مهمترین جایزه های آن جشنواره را دریافت کردم. بعد از اینکه این اتفاق افتاد تازه فهمیدند که من یک کارمند ساده نیستم و بعد رفتار با من به مراتب بدتر شد! حالا شما انتظار دارید توی چنین فضایی چه اتفاق خاصی بیفتد؟!

* تفکر و جهان بینی یک هنرمند است که او را به سمت ایده های خاص هدایت می کند

* فارس: شما در یک سال گذشته تعداد زیادی تیزر فرهنگی، فیلم کوتاه و انیمیشن ساخته اید. تیزرهای انتخاباتی شما برگزیده بهترین تیزرهای تلویزیون شد. فیلم های کوتاه و انیمیشن شما جوایز فراوانی را کسب کرده اند. این ایده ها چطور در ذهن شما شکل می گیرد؟

من قبل از این که به ایده ای فکر کنم به مضامین فکر می کنم. مضمون قبل از ایده است. در واقع مضامین خیلی درونی هستند و در گذر زمان و به آرامی در وجود آدم شکل می گیرند. تفکر و جهان بینی یک هنرمند است که او را به سمت ایده های خاص هدایت می کند. بنابراین من خیلی دنبال ایده ها نیستم. ایده ها خودشان در لحظه ای خاص که معمولا متاثر از یک محرک بیرونی است شکل می گیرند. یعنی یک اتفاق بیرونی باعث بیدار شدن یک مضمون نهفته در آدم می شود.









انیمیشن پدر





 

* انیمیشن «پدر» اتفاقات زندگی خودم بود

* فارس: مثلا انیمیشن پدر چگونه شکل گرفت؟

مضمون انیمیشن پدر حدودا از چهار سال پیش در ذهن من شکل گرفت. زمانی که مادرم وارد یک پروسه بیماری سخت شد. من می دیدم پدرم برای مداوای مادرم و حفظ شاکله خانواده اش چطور از جان مایه گذاشت. سه سال تمام ایشان خودش را وقف مادرم کرد و از همه خوشی های خودش گذشت. تمام موهایش در این سه سال جلوی چشم ما سفید شد و کمرش خم شد اما به روی خودش نیاورد. خوب این ماجرا در ذهن من بود و خیلی دوست داشتم به این موضوع بپردازم اما ایده ی خاصی برایش نداشتم. تا این که یک روز در محل کارم متوجه یک اتفاق شدم. پنجره ی اتاق کار من در محل کارم مشرف به یک پشت بام است. روی این پشت بام یک بندرخت بود که هر چند روز یک بار لباس های روی آن تعویض می شد. بعد از چندوقت متوجه شدم همه ی لباس ها مدام از نظر شکل و فرم و رنگ و تنوع در حال تغییراند به جز لباس پدر خانواده که کلن دو تا بود و هی تکرار می شد!! مضمون ذهنی که از گذشته داشتم پررنگ تر شد. یک نفر دارد برای آسایش بقیه تلاش می کند! اینجا لحظه تلاقی مضمون و ایده است.





* ما موظفیم از هر المانی که بشود سریع تر و سلیس تر حرفمان را بزند استفاده کنیم

* فارس: و طوفان هم به این ایده اضافه شد.

بله. فیلم کوتاه روی شانه های ایجاز ایستاده. ما موظفیم از هر المانی که بشود سریع تر و سلیس تر حرفمان را بزند استفاده کنیم. طوفان برای ایده ی پدر مظهر مشکلات و ناملایمات است و تلاشی که پدر باید در این طوفان از خودش نشان دهد.

* ماجرای آشتی یک ایرانی ساکن کشور سوئد به واسطه تماشای انیمیشن «پدر»

* فارس: بازخورد اثر به چه شکل بود؟

بسیار فراتر از حد انتظارم بود. اصلا گمان نمی‌کردم چنین بازتاب گسترده ای پیدا کند. زمانی که دبیرخانه جشنواره کار را روی سایت منتشر کرد اثر به سرعت پخش شد و ده ها هزار بار در شبکه های اجتماعی بازنشر شد. گرچه تمایل نداشتم آثارم روی فضای وب و با آن کیفیت پایین دیده شود اما به بازخوردی که گرفتم می ارزید. خانمی از سوئد برایم پیغامی گذاشته بود که حالم را خوب کرد. نوشته بود سه سال است با پدرم قهرم و حرف نمی زنم. وقتی این فیلم را دیدم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و بلافاصله زنگ زدم و گریه کردم. از این نمونه بازخوردها فراوان بود.

* ظرفیت های فیلم کوتاه فوق العاده است

* فارس: درباره دیگر آثار چطور؟ مثلا فیلم کوتاه...

ظرفیت های فیلم کوتاه فوق العاده است. هیچ کس نمی تواند به من ثابت کند تاثیر یک فیلم بلند حتما بیشتر از یک کار کوتاه است. فقط باید به اندازه کافی تاثیرگذار باشد. امروز فیلم کوتاه به خاطر ویژگیهای بارزش اهمیت ویژه ای پیدا کرده و در تمام دنیا هزینه های بسیاری صرف آن می شود. ما داریم تلاش می کنم با آثار کوتاه و تیزرهای فرهنگی که تولید می کنم نگاه مردم را به این ژانر معطوف کنم . البته تیزرهای فرهنگی از مضامین عام تری برخوردارند و فیلم های کوتاه جنبه های نخبه گانی تری دارند.

* در تولید آثارم از بهترین های انیمیشن کشور استفاده کردم

* فارس: در تیزرهای فرهنگی گاهی تکنیک های خیره کننده ای به چشم می خورد.

ما سعی کردیم تعدادی از بهترین هنرمندان را درگیر ساخت این آثار کنیم. کسانی که حضورشان برای ما مغتنم بود. محمد لطفعلی، فرهاد علیزاده، جواد مطوری، بهزاد رجبی پور و... این ها هر کدام هنرمندان اسمی هستند که به ما پیوستند.

* حمایت سازمان اوج باعث تولید «تلنگر» شد

* فارس: مجموعه تیزر «تلنگر» چه طور شکل گرفت؟

یک سال و نیم پیش با آقای شفاه تصمیم گرفتیم این کار را شروع کنیم. یعنی ساخت تیزرهای فرهنگی. البته آن موقع تلنگری در کار نبود. روزها درباره موضوعات مختلفی که می شد کار کرد حرف زدیم و طرح نوشتیم و یک چشم انداز برای خودمان ترسیم کردیم. خوب آن موقع از تلویزیون که ناامید بودیم. طرحمان را به اوج ارائه دادیم و آن ها هم استقبال کردند و کار را شروع کردیم. حمایت آن ها باعث شد قدم اول را خوب برداریم. بعد از آن هم بسیج شهرداری پای کار آمد و تلویزیون هم از پخش آن ها استقبال کرد و خیلی زود جای خودش را باز کرد.

* فارس: بنابراین باز به تلویزیون برگشتید!

بله اما با محصولی که بیرون از تلویزیون تولید شده بود برگشتیم. البته تغییرات مدیریتی هم موثر بود. مدیر فعلی شبکه پنج، جوان و باهوش هستند و برخلاف مدیریت سابق خیلی راحت می شد با ایشان حرف زد. ایشان وقتی کارها را دید از پخش آن ها استقبال کرد و حتی اسم برنامه را هم ایشان پیشنهاد داد.

* برای ساخت فیلم بلند عجله نمی‌کنم

* فارس: نمی‌خواهید فیلم بلند بسازید؟

پیشنهادهای فراوانی برای ساخت فیلم بلند دارم اما فعلا دارم مقاومت می کنم. من آدم آهسته ای هستم و عجله ای ندارم. اگر به عشق سینما وارد فضای فیلمسازی شده بودم شاید تا حالا فیلم بلند ساخته بودم اما صرفا فیلمسازی دغدغه من نیست. جایی احساس کردم باید حرف هایم را به زبان داستان بگویم داستان نوشتم و منتشر کردم. جایی باید حرف هایم را به زبان مستند می گفتم مستند ساختم. حرفی را که فقط می شد به زبان انیمیشن بیان کرد به انیمیشن گفتم. حرف هایی را باید در قالب تیزر گفت تیزر ساختم. اما دغدغه ی من در همه ی این کارها این بوده که حال مخاطبم را خوب کنم. حال مردم را با فیلم های سیاه و مساله دار بد کردن کاری ندارد! اصلا ناامید کردن مردم که کاری ندارد. یک عده حال خودشان بد است می خواهند حال بقیه را هم خراب کنند.  این همه فیلم های ناامید کننده ی سیاه. نمی گویم سیاهی در جامعه نیست. زشتی نیست. انواع و اقسام مشکلات نیست. مگر موضوع روایت نحل سیاه نیست؟! ببینید درباره ی روایت نحل من راش هایی دارم که اگر آن ها را به شکل دیگری تدوین کنم می توانم ده ها جایزه بین المللی را از آن خودم کنم و تا آخر عمرم ساپورت مالی و کاری شوم اما به چه قیمتی؟ خیلی ها دنبال این جور سوژه ها هستند که سریع فیلمی بسازند و با وطن فروشی به نان و نوایی برسند.  فیلمساز حق ندارد کسی را ناامید کند. آن که خداست با همه ی خدایی اش آدم را ناامید نمی کند. اصلا بالاترین گناه را ناامیدی یاد کرده. فیلمساز که باشد که بخواهد چنین کند؟

* برای کار فرهنگی معطل کمک آقایان نمی‌مانم

* فارس: مقام معظم رهبری مطالباتی در حوزه ی فرهنگ دارند، الان چه کار کنیم تا حرف آقا روی زمین نماند؟

اول این که کسانی که این کاره نیستند اگر واقعا حرف آقا برایشان مهم است خودشان را کنار بکشند. مهم ترین مشکل فرهنگی ما مدیران غیر فرهنگی ما است. کسی که خودش هم می داند در جایگاه غصبی قرار گرفته اما رها نمی‌کند و عرصه را برای آدم های مستعد باز نمی کند. این بزرگترین خیانت فرهنگی است. من برای شما یک مثال زدم و موارد مثل من زیاد است. دوستان خیلی خوب و با استعدادی دارم که به خاطر ضعف های این آقایان دارند در گوشه و کنار این مملکت در تنهایی و غربت خودشان هدر می روند و این افراد مسئولند. دوم این که نباید معطل این افراد شد! هر کسی باید از خودش شروع کند. ما در ابتدای راه خیلی هزینه کردیم و از خودمان مایه گذاشتیم و صبر نکردیم دیگران برایمان تصمیم بگیرند.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار