امروز : دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 26
۱۱:۱۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 79558
تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۴۷
تعداد بازدید: 41
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه جامعه: شرایط سیاسی زمان تأسیس فارس، کم و کیف عملکرد رسانه‌های اصولگرا و اصلاح طلب در سال 81، ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه جامعه: شرایط سیاسی زمان تأسیس فارس، کم و کیف عملکرد رسانه‌های اصولگرا و اصلاح طلب در سال 81، امکانات خبرگزاری، انتخاب نام «فارس»، شیوه تربیت خبرنگاران چند منظوره، کسب تجربه سایر خبرگزاری ها، نحوه طراحی لوگو و گرافیک فارس،شرایط آغاز به کار رسمی خبرگزاری، نحوه گزینش و به کارگیری خبرنگاران از طیف های مختلف سیاسی حتی از دوم خردادی های به اصطلاح خوش خیم! نحوه کار با خبرنگارانی که خط سیاسی آنها با خبرگزاری متفاوت بود، روابط دوستانه در کنار سخت گیری هایی که تا پای اخراج هم پیش می رفت، ماجرای عکاسی از هاشمی رفسنجانی در بم و درخواست اخراج خبرنگار فارس توسط وزارت کشور و خاطراتی ویژه از شخصیت‌های سیاسی از موضوعاتی است که در شماره ‌های پیشین مصاحبه با مهدی فضائلی، نخستین مدیرعامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به آنها پرداخته شد.

فضائلی درباره حامی مالی خبرگزاری، تبلیغات در این رسانه، نحوه ارتباط مدیرعامل با خبرنگاران و هدف‌گذاری‌ها نیز برای مخاطبان گفت و قرار است در این قسمت از مصاحبه، دلایل موفقیت این خبرگزاری را تشریح و ماجرای رفتن تعدادی از خبرنگاران و عکاسان فارس به خارج از کشور را تحلیل کند.

هفتمین بخش از سلسله مصاحبه‌های کاربردی خبرنگار فارس را با مهدی فضائلی می‌خوانید:
 


 

فارس: چرا خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس خبرگزاری موفقی بود؟

فضائلی: فکر می کنم اگر تعارفات را کنار بگذاریم اینکه ارزیابی ما از فارس یک ارزیابی توام با موفقیت باشد یک ارزیابی مبالغه آمیز و دور از واقعیتی نیست.

مجموعه شاخص‌هایی که می‌شود یک رسانه را ارزیابی کرد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت آن را بر اساس آن شاخص‌ها سنجید به ما می گوید که خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس یک خبرگزاری موفقی بوده است. از جمله این شاخص‌ها یکی استمرار کار است که به هر حال 11 سال ادامه پیدا کرده است. هرچند این مدت زمان زیادی نیست ولی نشان از این دارد که یک کار مقطعی برای یک انتخابات و امر زود گذر نبوده است.این نکته را از این جهت می گویم که در آغاز کار برخی گمان می کردند فارس برای انتخابات مجلس هفتم در سال 82 ایجاد شده و بعد از انتخابات تعطیل یا اصطلاحاً فتیله اش پایین کشیده می شود. بعداً گفتند که برای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 است و ما می گفتیم فارس برای انتخابات ایجاد نشده و رسالتش را دفاع و زنده نگه داشتن آرمان های انقلاب اسلامی و کمک به پیشرفت کشور در عرصه های مختلف می داند و اگر صرفاً برای انتخابات هم آمده باشیم "تا" ندارد و حالا حالاها هستیم!

یکی دیگر از شاخص ها فعالیت و میزان تأثیرگذاری آن است که این تأثیرگذاری را هم به لحاظ انعکاس اخبار خبرگزاری در رسانه‌های داخل  و  خارج از کشور  می توانیم ارزیابی کنیم و هم در کنش‌ها و واکنش‌هایی که در حوزه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و... داشته و دارد.

نظر کارشناسان و دست اندرکاران این حوزه نیز یکی دیگر از معیارهاست که اگر از خود کسانی که فعال در عرصه رسانه هستند سوال کنیم،حتما خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس را به عنوان یک مجموعه خبری مؤثر و جدی ارزیابی می‌کنند. رو به جلو بودن و پیشرفت معقول و منطقی هم از جمله معیارهاست.

لذا این اظهارنظر را نباید یک اظهارنظر دور از واقعیت قلمداد کنیم و اینکه چون بنده یا همکارانم نقشی در این کار داشته ایم از خودمان متشکر باشیم یا دچار خودشیفتگی شویم.

حال اگر این واقعیت را بپذیریم خوب است که دلایلش را بررسی کنیم که چرا خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس یک خبرگزاری موفقی بود و توانست به چنین موقعیت و جایگاهی برسد که همچنان به عنوان خبرگزاری اول کشور به لحاظ میزان مراجعه و نقش آفرینی مطرح باشد و رسانه های دیگر موفقیت خود را در رقابت با آن تنظیم کنند؟ این را هم بگویم که قبل از همه دلایل، لطف خداوند و عنایت او در همه مراحل، مهمترین عامل و در حقیقت اصلی‌ترین دلیلی بود که فارس را در آن شرایط سخت و دشوار موفق کرد و در طول این سالها نیز کار و موفقیت آن ادامه پیدا کرده است.

اما شاید عواملی که من می‌خواهم ذکر کنم اسبابی هستند که به نوعی زمینه‌ساز جلب و جذب لطف خداوند شدند تا اینکه فارس به عنوان یک کار موفق در فعالیت‌های رسانه ای جبهه انقلاب اسلامی بدرخشد.

اولا خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس توسط یک تیم راه اندازی و اداره شد؛ یعنی اینگونه نبود که بگوییم یک نفر خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس را اداره می‌کرد. به عبارتی این کار، یک کار جمعی و گروهی و تیمی بود و این خیلی مهم است.من با این گزاره که ایرانیان اهل کار جمعی نیستند مشکل جدی دارم و آن را گزاره ای وارداتی می دانم که تاثیر زیادی در ذهن ماها گذاشته است و معتقدم باید چنین گزاره های مخربی را شناسایی و برای زدودن آنها از ذهن جامعه کار جدی فرهنگی داشته باشیم.

نکته بعد اینکه، هم تیم مدیریتی و هم بچه‌هایی که در بخش‌های دیگر به عنوان خبرنگار کار می‌کردند و هم تیم فنی و تا حدودی همکاران بخش اداری_مالی ،یعنی تقریباً همه دوستانی که در این مجموعه حضور داشتند با این کار و اقتضائات آن آشنا بودند. البته شدت و ضعف بود ولی در مجموع تیمی که این کار را انجام می‌دادند بیگانه با فعالیت‌های رسانه‌ای نبودند، که من در بخش‌های قبلی هم اشاره کردم.

در بخش محتوایی تقریباً اکثر قریب به اتفاق تیم مدیریتی سابقه کار مطبوعاتی یا فرهنگی داشتند و این خیلی در موفقیت موثر بود؛ چون علاوه بر اینکه افراد به نوعی کار بلد بودند زیرمجموعه‌ای که با این تیم کار می‌کرد این احساس را داشت که توسط یک مجموعه‌ای اداره می‌ شوند که مجموعه کارش را بلد است و این از یک طرف یک اعتماد به نفسی را به پرسنل می‌داد که احساس ‌کنند  با یک مجموعه مدیریتی آشنا به کار دارند کار می‌کنند و هم جلوی خطاها را می گرفت و دیگرانی هم که از بیرون با مجموعه سر و کار داشتند وقتی نگاه می‌کردند احساس می‌کردند که این مجموعه، مجموعه آشنا به این حوزه است و مجموعه وارداتی و به اصطلاح از راه رسیده ای نیست؛ اینها می‌توانست در موفقیت موثر باشد.

نکته سومی که این تیم داشت همدلی بود؛ یعنی حقیقتاً بین مجموع دوستانی که کار را اداره می‌کردیم احساس می‌کردیم یک تقسیم کاری بین ما صورت گرفته نه اینکه من خودم را مدیرعامل بدانم و دوستان دیگر احساس کنند که کسی اینجا مدیرعامل است و بقیه  زیر دست آن هستند؛ چنین تلقی و احساسی نه من داشتم و نه آنها؛در عین حال حوزه مسئولیت ها و اختیارات هم روشن بود و بر اساس آن عمل می شد.

این تقسیم کاری بود که با یک توافق و همدلی صورت گرفت و در طول نزدیک به شش سالی که در خبرگزاری بودم هیچ موردی یادم نمی آید که بین مجموعه مدیریتی آنجا یک اتفاق به اصطلاح ناگوار و یک اصطکاک و درگیری جدی بوجود آمده باشد و این یک نکته بسیار بااهمیتی است. چون جنس کار یک جنس بالاخره پرتنشی است، استرس وجود دارد فراز و فرودهای زیادی در کار پیش می آید اینکه مجموعه مدیریتی انسجام و همدلی خودش را حفظ کند خیلی حائز اهمیت است. نمی‌گویم که کدورتی نبود، کدورت‌هایی پیش می‌آمد فردی درخواستی از من می‌کرد و من احیانا نمی‌توانستم انجام دهم  یا ممکن بود از نحوه رفتار و اداره یک مدیری رضایت لازم را نداشته باشم کدورتی بین ما پیش  بیاید اما هیچ وقت این کدورت‌ها در این حد نشد که در کار احیانا دچار اختلاف بشویم. به هرحال یکی از مهمترین عوامل، همدلی مجموعه مدیریتی بود که کار را انجام می‌دادند و این همدلی در کل مجموعه خبرگزاری احساس می‌شد.

نکته دیگری که من در بخش‌های قبل هم اشاره کردم و اینجا یادآوری می‌کنم و آن آزادی عمل و اعتمادی بود که به مجموعه مدیریتی آنجا  وجود داشت و از ناحیه سرمایه‌گذار به هیچ عنوان تحت فشار یا مطالبه و درخواست خاصی قرار نمی‌گرفتند و این هم خیلی در پیشرفت کار موثر بود.

نکته بعدی تلفیق نیروی جوان با افراد پخته و با تجربه بود. بحث جوان بودن و در عین حال کار بلد بودن و با انگیزه بودن پرسنل‌ در کنار یا زیر نظر افراد با تجربه به خصوص در بخش خبری،موجب می شد ما هم از ویژگی های جوانی بهره ببریم و هم از آسیب های احتمالی آن مصون بمانیم.

خبر جنسش یک اقتضائاتی دارد که هم از یک طرف پختگی و یک عمقی را می‌طلبد و از یک طرف تحرک و نشاط و باانگیزه بودن و پرانرژی بودن را. البته در پرانتز بگویم که خیلی از رسانه‌های ما در طول سالهای اخیر ویژگی جوان بودن را داشته اند و دارند و این اختصاص به خبرگزاری نداشت اما شاید ترکیب بهینه اینها با همدیگر موجب شد ما موفقیت های بیشتری کسب کنیم.

اینکه ما به جوان‌ها اعتماد کنیم جوان‌هایی که کار را بلد هستند و انگیزه لازم برای کار دارند و با اقتضائات این کار هم  آشنا هستند، اعتماد با ارزشی است.البته کار با نیروی جوان، در کنار امتیازات خیلی زیادی که دارد گاهی یک ریسک‌ها و هزینه‌هایی هم دارد و این ریسک‌ها و هزینه‌ها اگر مدیریت نشود می‌تواند کل کار را به مخاطره بیندازد و آسیب بزند؛ من فکر می‌کنم که مجموعه مدیریتی ما توانست از جهات مثبت نیروهای جوان استفاده کند و آن هزینه‌ها را هم به حداقل کاهش دهد.

فارس: چند نمونه از اعتمادی که به جوانها داشتید و نتیجه خوبی هم گرفتید می فرمایید.

فضائلی: شاید اولین نمونه، در انتخاب مدیر بخش فنی ما بروز کرد که تجربه جالبی بود. همان تیر ماه 81 داشتیم تدارک می دیدیم که تبم کاریمان را انتخاب کنیم و مشغول به کار شویم، یکی از بحث‌های خیلی مهم ما بخش فنی بود.

در بحث انتخاب معاونت فنی، من در ذهن خودم دنبال فردی تحصیلکرده و رده بالای دانشگاهی در رشته‌های مرتبط با این موضوع و حتی‌المقدور دارای تجربه در کار رسانه بودم و افرادی را هم زیر نظر داشتم. گفت‌وگوهای اولیه با برخی از آنها نیز داشتم ولی دوستان تابان (احتمالا" آقای اسلامی مهر) آقای نوری را به من معرفی کردند که در تابان هم ایشان همین فعالیت‌ها را داشت. جناب آقای نوری خیلی جوان بود و  تحصیلات دانشگاهی هم  نداشت و از نظر تجربه کار در رسانه نیز فقط مدتی در تابان کار کرده بود.

به لحاظ معیارهای اولیه، آقای نوری ظاهرا" هیچکدام از ویژگی های مورد نظر را نداشت؛ خودم هم فاقد قدرت تشخیص فنی بودم و اینکه بتوانم ارزیابی کنم یک فردی را از نظر تخصص در این حوزه. به هر حال چند جلسه ای با ایشان صحبت کردم  و ایشان را خیلی باانگیزه و با عرضه و با اعتماد به نفس بالا و البته قدری هم بلند پرواز(که البته مذموم نبود) یافتم.

با توجه به ویژگی های  مثبت متعددی که در ایشان دیده بودم تصمیم گرفتم که در همه جلساتی که با عنوان بحث‌های فنی برگزار می‌کردیم ایشان را هم دعوت کنم. در جلسات ما افرادی در سطوح بالای فنی شرکت می‌کردند؛ افرادی که عضو شورای عالی انفورماتیک کشور بودند، تحصیلات دکترا داشتند و کسانی که بعضا سالها در رسانه‌های‌ دیگر کار کرده بودند، آدمهای قابل و توانمند و باسواد و با تجربه. آقای نوری در تمام این جلسات شرکت می کرد، وارد بحث‌ها می‌شد.

با اعتماد به نفس صحبت می‌کرد و در جلسات یا سؤالاتی مطرح می‌کرد یا پیشنهاداتی می‌داد که جمع‌بندی جلسه در اکثریت قریب به اتفاق تأیید پیشنهادات، پاسخ سوالات یا راه‌حل‌هایی بود که ایشان مطرح می کرد.  ذهن منسجم و سیستماتیکی داشت آقای نوری. به تدریج اعتماد من به ایشان بیشتر شد و در یک دوره‌ای نه چندان طولانی به یک جمع‌بندی قطعی رسیدم که آقای نوری همان فرد مناسبی است که برای این کار دنبالش بودیم و مطمئن شدن که از پس کار برمی‌آید. توجه داشته باشید که یکی از مهمترین وظایف مدیر کشف استعدادها و ایجاد بستر مناسب برای بارور شدن آنهاست.
 


 

فارس: در آن زمان در خبرگزاری «سیستم فنی ارسال خبر» نداشتید؟

فضائلی: نه فقط سیستم ارسال خبر، تقریباً هیچی نبود. می گویم تقریباً ، چون هم می خواهم احتیاط کنم و هم یک نرم افزار بسیار ابتدایی از جنس نرم افزارهای آزاد و مجانی بود که از نظر ما ارزش خاصی نداشت و اصلاً مورد استفاده قرار نگرفت. لذا هر آنچه در این بخش به وجود آمد نتیجه زحمات آقای نوری و همکاران فنی ایشان بود که البته دو،سه نفر آنها از قبل در خبرگزاری بودند و نقش مفیدی داشتند، به خصوص آقای اعلایی که الآن هم مسئول بخش فنی فارس هستند.

بعضی از افراد برجسته دانشگاهی که ما با آنها جلسه برگزار می کردیم بعد از جلسات در مورد آقای نوری تأکید می‌کردند که نیروی فوق العاده خوبی را انتخاب کرده ایم و خدا را شاکرم که مرا به این سمت هدایت کرد.

آقای نوری چون که خودش نیروی جوانی بود نیروهای جوان دیگری را در این حوزه به کار گرفت و بچه‌هایی که در بخش فنی ما مشغول شدند شاید هیچ کدام تحصیلات دانشگاهی بالایی نداشتند ولی هم دوره‌های خیلی خوب و سطح بالایی دیده بودند و هم بسیار با انگیزه بودند لذا بعضی‌ از آنها حداقل در آن مقطع جزو نیروهای انگشت شمار کشور بودند که در بخش طراحی شبکه و نرم افزار (در این حوزه) و ... خیلی مسلط بودند.

یک مورد دیگر بخش سیاسی ما بود که در یک مقطعی آقای پاریاب برای دبیری این بخش معرفی شد. آقای پاریاب خیلی جوان و فوق‌العاده پرانرژی بود و ضریب هوشی بالایی داشت. البته سابقه مختصری در  کار رسانه‌ای به این معنا داشت؛ ولی به لحاظ سیاسی، قدرت تحلیل، ارتباطات و اعتماد به نفس که ویژگی‌های خوبی برای این کار بود، نمره خوبی می گرفت و البته پر ریسک هم بود!

یکی دو سال بعد هم که آقای جماعت برای سرویس ورزشی ما معرفی شد، ایشان هم باز همین خصوصیات را داشت که خیلی نیروی جوانی بود البته کار رسانه ای کرده بود ولی اکثرا می‌گفتند که اینها برای دبیری در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس که از همان موقع یک تشخصی هم پیدا کرده بود جوان هستند.

سرانجام جمع بندی من در هر دو مورد آقای پاریاب و آقای جماعت این بود که اینها افراد مناسبی هستند؛ آقای پاریاب برای سرویس سیاسی و آقای جماعت برای سرویس ورزشی.

همانطور که گفتم کار کردن با این نیروها سختی‌های خاص خودش را دارد چون بالاخره پرانرژی بودن و ریسک‌پذیر بودن و مواردی از این قبیل در کار خبر آن هم در کار خبرگزاری که سرعت عامل مهمی است. برخلاف روزنامه که شما بالاخره چند ساعت فرصت دارید در مورد یک خبر تصمیم بگیرید و در اکثر موارد فیلترهایی را گذرانده، ولی در خبرگزاری این سرعت خیلی موضوعیت داشت.

دوستان مشغول به کار شدند و یک جاهایی هم یک هزینه‌هایی داشتند و یک جاهایی ما را با مشکلاتی مواجه می‌کردند اما سرجمع فعالیت‌های آنها در خبرگزاری مثبت بود و خیلی کمک کرد به  پیشرفت کار در خبرگزاری. در بعضی موارد هم ممکن بود برای برخی این سوال ایجاد شود که چرا باید از کسی که هم سن آنها یا سنش کمتر است حرف شنوی داشته باشند که این موارد در کار با نیروهای جوان طبیعی بود و اینها را هم درک می‌کردیم و هم حل .

شاید یکی از دلایلی که من اعتماد می‌کردم به جوانها و هنوز هم اعتماد دارم و در موسسه سروش هم همین رویه را دنبال می کنم این بود که در دوران جوانی به خود بنده اعتماد ‌شد و من حلاوت این اعتماد را چشیده بودم. در دوران دفاع مقدس، کارهای خیلی بزرگ و مسئولیت‌های خیلی سنگینی به عهده‌ افراد با سن و سال‌های کم بود و از عهده کار هم برمی‌آمدند. بنده خودم 20 سالم بود که سرپرستی واحد عقیدتی سیاسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء را به عهده ام گذاشتند یا حدوداً سی ساله بودم که معاون آقای ناطق نوری در دفتر بازرسی مقام معظم رهبری شدم.

به هر حال شاید یک بخشی از این اعتماد ناشی از تجربه خود بنده بوده و اعتمادی که دیگران به من داشتند.این به کارگیری نیروهای جوان و اعتماد به آنها و البته نظارت و مدیریت درست آنها خیلی در موفقیت خبرگزاری موثر بود.

فارس: این نظارت مدیریتی فقط از سوی خود شما بود یا اینکه سردبیر و مدیران دیگر هم در این موضوع همراهی می کردند؟

فضائلی: بنده و  مجموعه مدیریتی آنجا نظارت داشتیم؛ البته سیستم چون لایه ای تنظیم شده بود مراحل کار به سرعت و در عین حال توام با نظارت جلو می رفت ولی دوستان دیگر مثل آقای مقدم به عنوان سردبیر نظارت خوب و دقیقی داشت خودش با تجربه و پخته‌ بود یا  آقای شمیرانی به عنوان مشاور بنده هم نظارت می کردند که فردی صبور،خوش فکر و باتجربه و کار بلدی بودند،آقای اسلامی مهر که در شروع کار معاونت اداری _مالی بودند ولی بدلیل ویژگی های فردی روی مسائل محتوایی هم نظر داشت و برخی اعضای غیر موظف هیات مدیره،همگی به نحوی که در کار اخلال ایجاد نشود(چون برخی نظارت ها می تواند مخل و غیر سازنده باشد) بر کار نظارت داشتند.

موضوعات حساسی که تعریف شده بود هماهنگ می‌شد یک سطحی‌ را آقای مقدم خودش یا با مشورت آقای شمیرانی تصمیم‌گیری می‌کردند و اگر آقای مقدم هم دچار سوالی می‌شد که مثلا این کار ر انجام دهیم یا نه، با بنده در میان گذاشته می شد و به جمع‌بندی می‌رسیدیم که کار انجام بشود یا نشود یا چگونه بشود.

فارس: این هماهنگی‌ها برای مطالب حساس جزء قوانین نانوشته در خبرگزاری بود؟

فضائلی: بله، ببینید! در خیلی از موارد که سیاست ها مشخص بود ولی اگر جایی موضوع جدید یا غیر پیش بینی شده ای پیش می آمد یا من باید پاسخگو باشم هماهنگی می‌کردند.
 


 

فارس:‌ خود شما دقت می‌کردید که مدیران و دبیران، افرادی باشند که سابقه خاصی نداشته باشند؟

فضائلی: قطعاً این مراقبت ها و دقت ها بود و افراد منتخب برای مسئولیت ها معیار های اصلی را داشتند ولی گاهی هم بنا به ضرورت ممکن بود فردی به کار گرفته شود که برخی معیار ها را نداشت اما می توانستیم با مراقبت، از توانمندی های ویژه اش در زمینه ای استفاده کنیم. که در مورد این افراد، از طرف بعضی دوستان و مجموعه‌های مختلف تحت فشار بودم که چرا فلانی را آوردید سرکار؟

فارس: یعنی هم صنفی‌هاتون؟

فضائلی: هم هم صنفی‌ها و هم دوستان، آقای سعیدی که به عنوان دبیر سرویس عکس ما منصوب شد من خیلی از طرف نیروهای حزب‌اللهی و عکاس‌ها تحت فشار بودم که مثلا شما چرا آقای سعیدی را به کار می‌گیرید؟ چون آقای سعیدی سوابقش با فارس همخوانی نداشت و روحیات خاصی هم داشت. ولی می گفتم من اینها را می‌دانم و حرف‌های جدیدی نیست و دلایل خودم را داشتم.

من نگاهم این بود که اصل، استفاده و بکارگیری نیروهایی است که به لحاظ فکری و ارتباطی و مبانی و اینها همانی باشد که ما می خواهیم یا به ما نزدیک باشد و البته کار را تا حد لازم بلد باشد؛ چنین نیرویی حتما" اولی بود.

اما اگر یک کسی بود که به لحاظ فکری با ما اختلاف‌نظر داشت و سلایقش فرق می‌کرد ولی در بحث‌های مبنایی و اینها یا ورود پیدا نمی‌کرد و یا مشکلی نداشت و به عبارتی خوش خیم بود و حاضر می‌شد توانش و تخصصش را در خدمت خبرگزاری قرار بدهد ما استفاده می‌کردیم و این را به نوعی هنر خودمان می‌دانستم که آدمی که مثلا به لحاظ فکری،  فکر ما را قبول ندارد شرایط را ما فراهم کردیم که تخصصش در خدمت اهداف ما باشد؛ چه اشکالی داشت؟

فارس: بعد از این سالها هنوز هم این را قبول دارید با توجه به اینکه عده ای از همین نیروهای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در مقطع سال 88 به گونه‌ای دیگر عمل کردند؟

فضائلی: این گفتگوها مربوط به دوران بنده است و قطعاً نمی‌خواهم درباره بعد از دوره خودم اظهار نظر کنم.

ممکن است یک عده‌ای از دوستان مشی مدیریتی ما را قبول نداشته باشند و ایراداتی به سبک مدیریتی بنده و سلایق ما داشته باشند؛ این اشکال ندارد و می‌تواند خیلی هم طبیعی باشد و یا حتی بحث کنیم و نطر آنها درست باشد. اما در این که بعضی از افرادی که در دوران ما بودند و شرایطی که پیش آمد و رفتند چند نکته را باید توجه کرد اول اینکه آدم‌ها میزان استواریشان متفاوت است  یعنی این طور نیست که همه آدم‌ها از یک استقامت و از یک استواری فکری و یک اتصال و چسبندگی و ریشه‌داری در کشور خودشان و وطن خودشان برخوردار باشند بعضی استحکامشان بیشتر است و چسبندگیشان به کشور خودشان بیشتر است ریشه‌دارتر هستند تو این آب و خاک و یک عده نه، سست‌ترند. آن افرادی که سست‌ترند وقتی که نسیمی می‌آید یک بادی می‌وزد آنها رو تکان می‌دهد ولی آنهایی که ریشه‌دارترند تکان نمی‌خورند. بعضی از افرادی که در خبرگزاری کار می‌کردند مثل بعضی جاهای دیگر و مثل خیلی آدم‌ها،ریشه دار بودند و هستند و معدودی هم سست. ضمنا" توجه داشته باشیم که بعضی از آدم‌های بزرگ در کشور در سال 88 تکان خوردند؛اینها که یک عکاس و یک خبرنگار معمولی بودند!

حتما به  این نکته هم توجه شود که هیچ کدام از این دو، سه نفری که در خبرگزاری برای آنها این مسائل پیش آمد جزء نیروهای درجه یک و کلیدی خبرگزاری نبودند؛ نه خبرنگار درجه یک بودند نه عکاس‌ درجه یک و نه جزو نیروهای اولیه خبرگزاری.

نکته دیگه اینکه این آدم‌هایی که ریشه‌های آنها در آب و خاک خیلی محکم نیست و زود دچار خودباوری‌های افراطی می‌شوند و کم ظرفیتی از خودشان نشان می‌دهند بنده طوری رفتار کنم که چنین آدمی که خودش استوار نیست کمک کنم بماند، ولی بعضی‌ وقت‌ها نه تنها کمک نمی‌کنیم بلکه هلش هم می‌دهیم.لذا یک بخشی از این مسائل هم ممکن است  به من بر‌گردد که من نتوانستم آن آدم را کمک کنم برای ماندن و کاری کردم که آن سستی‌ها و ضعف‌های آن شدت پیدا کرده و سرعت پیدا کرده است.

حوادث سال 88 یک رویداد بی‌سابقه‌ای بوده در انقلاب که  بعضی از بزرگان کشور را هم دچار مشکل کرد حالا یک خبرنگاری که نه تجربه‌ای از انقلاب دارد نه سن و سالش به انقلاب می‌خورد که انقلاب را درک کند دچار مشکلاتی بشود هر چند اتفاق خوب و خوشایندی نبود اما خیلی هم نباید مهم تلقی شود.

ادامه دارد...
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها