امروز : پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 29
۰۳:۴۳
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 80368
تاریخ انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۵۷
تعداد بازدید: 80
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: «زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم» اما حیف با چهل و پنج دقیقه تأخیر به اولین مراسم ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: «زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم» اما حیف با چهل و پنج دقیقه تأخیر به اولین مراسم رونمایی از یک کتاب در هیئت رسیدم.

در راه که به همراه دوستی به این مراسم ‌می‌رفتیم، گفتم بنده خدایی که ما را دعوت به حضور در این برنامه کرده بود گفته بود که برنامه به دلیل فشردگی زمانی رأس ساعت شروع می‌شود و قبل از منبر حاج‌آقا پناهیان تمام می‌شود، با این اوصاف ما به ته‌دیگ برنامه هم نمی‌رسیم!

وقتی که وارد حسینیه شدیم تعداد افراد کمی در حیاط بودند و تجمع تنها در دو گوشه حیاط بود. گروهی دور هم گعده گرفته بودند و تعدادی هم جلو غرفه‌ای ایستاده بودند. جلوتر که رفتم دیدم که غرفه فروش محصولات فرهنگی است و کتاب «رودخوانی» محمد مهدی سیار در آن‌جا به فروش می‌رسد. در دلم گفتم این هم تیر خلاص، رونمایی انجام گرفته که غرفه شروع به فروش کتاب کرده است. پیش خودم گفتم حالا که به مراسم رونمایی نرسیدم حداقل بروم و به برنامه هیئت برسم.

در جلو در ورودی حسینیه، نوجوانی نشسته بود و برشوری را توزیع می‌کرد که حاوی اظهارنظر شخصیت‌های فرهنگی و ادبی درباره شعر سیار بود. از شاعرانی چون محمد کاظم کاظمی و مؤدب و بیژن ارژن گرفته تا دکتر ابراهیم فیاض جامعه شناس.

ظاهر حسینیه نشان از برنامه‌ای تمام شده نمی‌داد. چند دقیقه مانده به ساعت 9 شب بود، حاج‌آقا پناهیان به روی منبری رفت که در کنار آن جایگاهی برای رونمایی از کتاب تدارک دیده بودند.

پناهیان سخنان خودش را این‌گونه آغاز کرد که ما باید در فرهنگمان دعوت کردن باشد و برای این منظور باید مهارت‌های لازم و کافی را داشته باشیم. گاهی جملات زیبا انتخاب کردن، استدلال‌های عمیق انتخاب کردن، استفاده صحیح از فرصت‌ها و ... ابزار و مهارت‌هایی است که به واسطه آن دعوت کردن انجام ‌می‌گیرد.

جناب پناهیان در خلال سخنانش هم گریزی به جلسه هفته گذشته مقام معظّم رهبری با مداحان زد و گفت که ایشان از بین همۀ ابزار فرهنگی تبلیغی چه تقدیری از جلسات هیئت کردند.



 

پناهیان همچنین گفت که دعوت کردن صرفاً سخنرانی کردن نیست. ائمه و پیامبر نیز کمتر سخنرانی داشتند و در گفت‌وگوها دعوت خود را انجام می‌دادند. دعوت کردن شیوه‌های مختلفی دارد، حتی معرفی یک کتاب هم نوعی دعوت است.

بنابراین به تعبیر پناهیان برگزاری رونمایی کتاب در جلسه هیئت، استفاده از ظرفیت عظیم این ابزار فرهنگی، جهت دعوت مردم  برای آشنایی با یک کتاب است. به عبارت بهتر معرفی کتاب یا دعوت به آشنایی با یک کتاب هم دعوت و هم امر به معروف است.
سالن حسینیه دیگر جایی برای نشستن ندارد.

صحبت‌های حاج‌آقا 45 دقیقه بیشتر طول نکشید که با صلوات بر محمد و آلش به پایان رسید. در این بین جمعیت در حال جابه‌جایی بودند که صدای آشنایی به گوش رسید:

«سلام علیکم و رحمه الله. مرغ بسمل خواند: بسم الله الرحمن الرحیم/در گلویم صد هزار آهنگ باقی مانده است» نجم الدین شریعتی مجری برنامه سمت خدا بود که به عنوان مجری اولین برنامه رونمایی از کتاب در هیئت، میکروفن به‌دست، به طور رسمی برنامه رونمایی از کتاب رودخوانی را آغاز کرد.

شریعتی با اعلام برنامه رونمایی، شیوه‌ آشنایی‌اش با محمدمهدی سیار  را نیز تعریف کرد تا به نوعی در نقش مجری-سخنران کار خود را ادامه دهد. شریعتی در ابتدا از اتفاق و ابتکار خوب رونمایی کتاب در هیئت به نیکی یاد کرد و از شروع آشنایی‌اش با سیار گفت: «یک شب که بی‌خوابی من عمیق و شدید شد، کتاب «بی‌خوابی‌ عمیق» ایشان را من خواندم و دیدم که  چقدر شعرهای خوبی دارد و متناسب با حال و هوای من و بعد از مطالعه این اشعار هر وقت چشمم به دیوان حافظ گوشه طاقچه خانه‌مان می‌افتاد، با خودم زمزمه می‌کردم که؛ فال حافظ هم هر بار که می‌گیرم باز/ «مژده ای دل که مسیحا نفسی...» می‌آید.»



 

حالا نوبت میثم مطیعی بود که میکروفن را در قامت سخنران برنامه رونمایی کتاب به دست بگیرد ولی هنوز صولت مداحی خود را زمین نگذاشته بود و داستان همیشگی کلنجار رفتن مداحان با مسئولان صوت تکرار شد.

مطیعی از دوستی خودش و سیار که به اولین روز حضورشان در دانشگاه امام صادق‌(ع) باز می‌گشت، گفت: «ما وقتی وارد دانشگاه شدیم در یک کلاس نشستیم و سال‌ها با هم همکلاس بودیم و روزها و خاطره‌های خوبی را پشت سر گذاشتیم.»

دکتر مطیعی مداح جوان هیئت دانشگاه امام صادق(ع) با بیان این‌که بخشی از کتاب‌ رودخوانی نگاه فلسفی، بخشی دیگر نگاه اجتماعی و بخشی دیگر نگاهی به طبیعت دارد گفت:چندین شعر از این کتاب را ما در هیئت خود خوانده‌‍‌ایم.

صحبت‌های جناب مطیعی کم‌کم داشت طولانی می‌شد که با نقل یک خاطره همه حواس‌ها را به خودش جلب کرد.

« ... من معمولاً مطالبی که خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم را با این‌که ریز به ریز  یادداشت می‌کنم، سعی کرده‌ام مصاحبه نکنم و  آن‌ها را جایی نقل نکنم اما چون این مطلب به خودم برنمی‌گردد آن را می‌گویم؛ آقای سیار، نسخه نهایی قبل از چاپ کتاب رودخوانی را اربعین سال 92 که خدمت مقام معظّم رهبری رسیده بودیم به ایشان هدیه کردند و اولین کسی که نسخه کامل این کتاب را مطالعه کرده، مقام معظّم رهبری است.

17 ربیع‌الاول از طرف بیت رهبری با ایشان تماس گرفتند و گفتند حضرت آقا فرمودند که کتاب خیلی خوب است بلکه از خوب هم بالاتر است تا این‌که ما در همین فاطمیه خدمت مقام معظّم رهبری رسیدیم، که آقای سیار هم صبح همان روز از نجف رسیده بودند ، مطالب مختلفی رد و بدل شد. تلویحاً عرض می‌کنم مطالبی که بزرگان دیگری هم شنیده‌اند. بزرگان مختلفی مانند آقایان هاشمی شاهرودی،رشاد، حسینی بوشهری فلاح‌زاده و دکتر رفیعی، هم آنجا بودند؛ آقای سیار که آمد حضرت آقا در ابتدا گفتند که من کتاب رودخوانی شما را خواندم و از اول تا آخرش را هم خواندم. شعر "برف" خیلی خوب بود، شعر "طعمه و ماهی" خیلی خوب بود. ساختار کتاب کامل در ذهن مقام معظّم رهبری بود با این‌که چندین ماه گذشته بود. ایشان با توجه به وجود اشعار نیمایی در این کتاب بسیار تأکید داشتند به قالب نیمایی و این‌که شعر نو همراه با وزن و قافیه چقدر خوب است.

در آخر شعر برف آمده است که «ای برف... کولاک کرده‌ای»، مقام معظّم رهبری خطاب به محمدمهدی سیار گفتند:‌ «آقای سیار کولاک کرده‌ای»؛ که من احساس می‌کنم همین دو کلمه خستگی را از تن ایشان و ما به در کرد.»

پس از جناب مطیعی نور سالن رفته رفته کم و نوای دعای فرج رفته رفته زیاد شد تا کلیپ صحبت‌های چهره‌های فرهنگی و ادبی درباره سیار و رودخوانی‌اش پخش شود.چهره هایی چون علیرضا قزوه، مصطفی محدثی خراسانی، میلاد عرفانپور، حامد زمانی و محمد صادق کوشکی.

پس از صحبت‌های علی داوودی شاعر و مدیر دفتر شعر حوزه هنری مراسم نمادین رونمایی از کتاب رودخوانی آخرین اثر محمدمهدی سیار توسط علی داودی و میثم مطیعی انجام گرفت.

سرانجام خود سیار میکروفن را به دست میگیرد و پس از چند دقیقه صحبت درباره پیوند هنر و هیئت و این که همه هنرهای ما از شعر و خطاطی و خطابه گرفته تا نمایش و موسیقی همیشه زیر این خیمه جمع شده اند، غزل مرثیه ای از زبان حضرت امیر(ع) برای حضرت زهرا(س) میخواند: قرار بود که عمری قرار هم باشیم... چراغها با شروع شعر خاموش میشود و کم کم صدای گریه جمعیت بلند میشود و در بیت های آخر به اوج میرسد. حالا فضای جلسه آماده مناجات خوانی میثم مطیعی است. مطیعی هم با آوایی سوزناک غزلی دیگر از رودخوانی را که حال و هوای توحیدی دارد زمزمه میکند: آری همین امروز و فردا باز می گردیم/ ما اهل آنجاییم از اینجا باز می گردیم ...این زندگی مکثی ست مابین دو تا سجده/ استغفر اللهی بگو، ما باز می گردیم... و شعر را به مناجاتی از امام سجاد (ع) پیوند میزند

آخر مراسم که می‌خواستم به خانه بروم نمی‌شد دست از چای هیئت بکشم! چای‌دارچینی که بالای غرفه آن نیز نوشته شده بود «اینجا فقط چای ایرانی صرف می شود»

در راه که به خانه می‌رفتم به این فکر می‌کردم که هیئت صرفاً «رسانه شیعه» نیست بلکه می‌تواند به مثابۀ «جامعۀ شیعی» باشد...
تهیه و تنظیم: احمد رضا زارعی
 
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار