امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۲۲:۲۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 80844
تاریخ انتشار: ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 51
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، حسن عباسی استاد علوم استراتژیک و رئیس پژوهشکده امروز یکشنبه در نشست ...

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، حسن عباسی استاد علوم استراتژیک و رئیس پژوهشکده امروز یکشنبه در نشست توابین اقتصاد جهانی و دکترین مقاومت اقتصادی که به همت بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه آزاد تهران جنوب در این دانشکده برگزار شد، با اشاره به اینکه مهمترین مشکل امروز جهان اقتصادی است گفت: آینده اقتصادی جهان به علت تاریک بودن افق آن آینده روشنی نیست و بسیاری از سنت‌های اقتصادی دیگر امروز جواب نمی‌دهد.

وی از مشکل اقتصادی به عنوان مهمترین مسئله بشر در مباحث آینده‌شناسی یاد کرد و با اشاره به سه بحران کمبود آب، فضا و انرژی در آینده‌ای نزدیک اظهار کرد: جمعیت 7 میلیاردی کنونی جهان در کمتر از 35 سال آینده به 10 میلیارد نفر می‌رسد که بیشتر از ظرفیت منابع و کشش کره زمین است.

عباسی با اشاره به بهم خوردن تناسب جمعیت در چین، ژاپن و آمریکای شمالی گفت: این عدم تناسب و کمبود منابع موجب ضرورت تجدید نظر در علم معیشت شده است.

وی علم اقتصاد را دارای منتقدان عجیب و بزرگ خواند و گفت: امروز هیچکس در حوزه اقتصاد جهانی نمی‌داند چه باید بکند و همه تسلیم شده و دست‌های خود را بالا برده‌اند.

این استاد علوم استراتژیک با یادآوری تعریف علم اقتصاد به  تخصیص بهینه منابع محدود به تقاضای نامحدود، تصریح کرد: از نگاه قرآن چون به اصل برکت می‌رسیم نباید نگران باشیم زیرا شان قرآنی می‌گوید زمانی که زاد و ولد زیاد می‌شود می‌بایست منابع زمین هم زیاد شود.

وی با تفکیک سه مفهوم «زیاد»، «اضافه» و «برکت» در قرآن بیان کرد: مفهوم «اضافه» ماهیتی کمی، «زیاد» حالتی فربهی دارد و «برکت» به این معنا است که هر چه از آن مصرف می‌کنیم کم نمی‌شود.

عباسی با تاکید بر اینکه اگر اصل برکت مد نظر باشد دیگر نباید نگران منابع بود، گفت: اما نگاه امروز ما نگاه ازدیاد و اضافه است؛ گزارش آمریکایی‌ها برای سال 2100 میلادی پیش‌بینی می‌کند که باید 7 میلیارد نفر از جمعیت زمین کم شود چرا که حجم عظیم جمعیت چنان منابع را می‌بلعد که باید به 3 میلیارد نفر کاهش یافته تا منابع موجود کفاف آنها را دهد.

وی در ادامه گفت: اقتصاد امروز چون اصالت را به تولید می‌دهد لذا ضروری می‌سازد که دائما منابع جدید استحصال شود.

استاد علوم استراتژیک اعلام ورشکستگی علم اقتصاد امروز را یادآور شد و خاطر نشان کرد: برنده 2 جایزه نوبل علم اقتصاد که سابق بر این نیز قائم مقام بانک جهانی بود اعلام کرده است که این اقتصاد آمریکا نیست که سقوط کرده بلکه کل علم اقتصاد سقوط کرده است؛ همانطور که جنبش 99 درصدی ضد والستریت نشان داد این علم چنان سقوط کرده است که دیگر نمی‌تواند از جا برخیزد.

وی با طرح این سوال که با این وضع سیستم اقتصادی ما به پشتوانه چه علمی هدفمندسازی یارانه‌ها را اجرا می‌کند؟ گفت: هدفمندسازی یارانه‌ها از همان  ابتدا غلط پایه‌گذاری شد زیرا مبتنی بر مدل فریدمنی بود، که در دوران ریگان و تاچر و یلتسین و پینوشه اجرا شده و شکست خورده بود.

عباسی تعبیر دیگر این مدل را دکترین شوک عنوان کرد و گفت: خود غربی‌ها اذعان دارند که این مدل که همان مکتب شیکاگوست به نتیجه نرسیده است و خود من نیز در ابتدای فاز اول هدفمندی اعلام کردم، که الگوی «مقررات‌زدایی» شکست خورده است اما اساتید اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که شاگردانشان ترکیب تیم اقتصادی دولت سابق را تشکیل می‌دادند قاطعانه پشت سیاست هدفمندی ایستادند و مشکلات کنونی نتیجه همان سیاست است.

وی با تاکید بر اینکه از ابتدا نباید یارانه به صورت نقدی پرداخت می‌شد، بیان کرد: خود فریدمن می‌گوید دکترین «شوک» فاجعه‌ آفرین بوده است؛ به دلیل ملاحظات سیاسی و جناحی نمی‌توان گفت چه فاجعه‌ای در نتیجه این نوع از اجرای سیاست هدفمندسازی در حال رخ دادن است.

وی با اشاره به  اینکه انتظار ندارم در نتیجه صحبت‌های من فردا درب دپارتمان‌های اقتصادی کشور را ببندند، گفت: ما خودمان علم اقتصاد برای جایگزینی نداریم اما این انتظار را داریم که  ایده‌های نخ‌نما شده و شکست‌خورده غربی‌ها را بازگو نکنند.

استاد علوم استراتژیک اضافه کرد: مقصران اول مشکلات اقتصادی امروز ما دپارتمان‌های اقتصادی دانشگاه‌های شریف، علامه طباطبائی، شهید بهشتی و تهران هستند که دیروز در برابر حمایت‌های اساتید اقتصاد دانشگاه علامه از اجرای سیاست‌های مرحله اول هدفمندی یارانه‌ها سکوت کرده و اعتراض نکردند.

وی با انتقاد از اینکه همه مشکلات اقتصادی امروز را ناشی از فساد و تحریم می‌دانند بدون اینکه راه حلی ارائه دهند اظهار کرد: مدیران وقت بانک صادرات در دهه 70 که شاهد فساد بزرگ اقتصادی در این بانک بود امروز در راس بانک مرکزی قرار گرفته‌اند.

عباسی با اشاره به اینکه برترین اساتید اقتصاد دنیا علم را زمین خورده تلقی می‌کنند گفت: این در حالی است که اساتید داخل کشور حاضر به پذیرش این مطلب نیستند.

عباسی با اشاره به دعای همیشگی رئیس دولت سابق برای تاکید ظهور امام زمان (عج) گفته می‌شود هر روز این دعا را در اول سخنرانی‌ها انجام داد و در کنار آن اقتصاد کشور را به دست اساتید دانشگاه علامه طباطبایی داد که علنا معتقدند اقتصاد اسلامی نداریم.

 

وی رویکرد دولت گذشته را فریدمنی است و رویکرد تیم اقتصادی دولت فعلی را نئوکینزی یا همان نهادگرایان لیبرال نامید و اظهار کرد: آزمایشگاه این مکتب یونان، پرتغال، انگلستان و ایتالیاست.

 

این استاد علوم استراتژیک دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب از نظر سیاسی را مشابه هم در جهت‌گیری‌های اقتصادی نامید و بیان داشت: حزب‌الهی‌ترین جریان اصولگرا موضع اقتصادی لیبرال دارد و لیبرالیسم اقتصادی در تاروپود سیاستمداران ماست. چراکه حتی اصولگرایان جایگزینی برای لیبرالیزم ندارند.

 

وی با اشاره به اینکه همه عناصر چپ و راست کشور عضو شورای سیاستگذاری لیبرال‌ترین مجلات اقتصادی ایران هستند،‌گفت: اگر سفره مردم خراب شود، دین‌شان خراب می‌شود و کسی که لقمه‌اش شبهه‌ناک شد، دینش از دست می‌رود.

 

عباسی با طرح این سؤال که چرا برخی اصرار دارند اقتصاد زمین خورده غرب کشور را اداره کنند، اظهار کرد: تعدادی از اقتصادانان جهان پایگاه اطلاع‌رسانی راه‌اندازی کرده‌اند که عنوان آن «توابین اقتصادی» است به این معنا که ما از نظام اقتصادی غرب توبه کرده‌ایم.

 

وی گردانندگان این سایت را باسوادتر از بزرگترین اقتصادانان داخلی ما برشمرد و تصریح کرد: آخرین حرف غرب کاپیتالیسم و لیبرالیسم بود که خروجی آن اصالت اقتصاد و سرمایه است. که آن هم امروز شکست خورده است؛ وقتی خودشان از مردم طلب بخشش می‌کنند به معنای انحطاط غرب است.

 

عباسی ادامه داد:‌جمهوری اسلامی ایران قرار بود حرف جدیدی در صحنه جهانی بزند اما همه سرشان را به زیر برف کرده و بهانه‌ای به نام تحریم را علم کرده‌اند.

 

وی با اشاره به اینکه وقتی غول‌های اول اقتصاد جهانی از اقتصاد غرب اعلام انزجار می‌کنند چرا باید مردم ما درمان درد خود را به دست این نظام باطل شده بدهند، اضافه کرد: طبق اعلام غربی‌ها امروز کره زمین 52هزار میلیارد دلار بدهی دارد. در حالیکه درآمد کل کره زمین 45هزار میلیارد دلار است یعنی همه زمین برشکست شده است. با این حساب در نظام جهانی اقتصادی که ورشکسته شده دیگر تحریم چه معنا و اثری می‌تواند داشته باشد؟

 

وی از بالا رفتن شیب بدهی جهانی پس از اشغال عراق از سوی آمریکا سخن گفت و بیان کرد: از آن زمان سالی 3تریلیون دلار به بدهی اقتصاد جهانی اضافه شده است.

 

استاد علوم استراتژیک با اشاره به بدهی 18تریلیون دلاری دولت آمریکا که مرز مجاز را رد کرده است، گفت: پس از آن ژاپن، یونان، ایتالیا، فرانسه و انگلیس بدهکارترین دولت‌های جهان هستند.

 

وی در ادامه یادآور شد: هر کشوری که کمتر وارد نظام اقتصاد جهانی شده است بدهی کمتری نیز دارد اما اساتید اقتصاد ما جرأت ندارند این حقیقت را بیان کنند.

 

عباسی برای ادامه از قول ریچارد واتسون اندیشمند غربی گفت:‌ روند رکود اقتصاد جهانی تا سال 2050 ادامه یافته و پس از آن پیری، تغییرات زیست‌محیطی و بدهی‌ها جهان را نابود می‌سازد.

 

وی در ادامه افزود: در سال 2050 هیچ روستایی در زمین باقی نمی‌ماند و همه تبدیل به شهرهای مصرف‌گرا می‌شود و زندگی‌ها نیز مطلقاً دیجیتالی خواهد شد.

 

استاد علوم استراتژیک با تأکید بر حل نشدن وضع بدهی اقتصاد جهانی علت آن را چاپ اسکناس بی‌پشتوانه از سوی دولت آمریکا عنوان کرد و گفت: دولت آمریکا از سال 2005 میلادی سیاست خلق پول یعنی چاپ روزانه حجم عظیمی از دلار را در پیش گرفته است. سیاستی که در حقیقت خلق ثروت نیست بلکه تولید بدهی است.

 

وی با اشاره به اینکه در سال 2003 اقتصاد آمریکا ورشکست شده است، تصریح کرد: اقتصاد آمریکا در حال نابود کردن اقتصاد اروپاست تا خود سرپا بایستد.

 

عباسی با یادآوری خوش‌بینی‌هایی که در مورد کاهش قیمت دلار پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در خرداد 92 غلط از آب درآمد، گفت:‌دولت قبل قیمت دلار را بالا برد تا از قبل تفاوت نرخ ارز از مردم پول گرفته و دوباره در قالب 45هزار یارانه به آنها بدهد.

 

وی با تأکید براینکه ما با پشتوانه دلار اسیر ربای جهانی هستیم، گفت: اساتید دانشگاه ما جرأت بیان این واقعیت را ندارند.

 

استاد علوم استراتژیک به تبعات گرفتاری در این سیستم ربوی اشاره کرد و گفت: خداوند برکت را از جامعه ما گرفته است. از 10 شهر ما 9 شهر رودخانه‌هایشان خشک شده است؛ عملکرد ما به نام اسلام و به کام مدرنیته و کاپیتالیسم بوده است.

 

وی فشارهای وارد شده به برنامه سمت خدا که در آن مدعوین در مورد ربای بانک‌ها صحبت می‌کردند را یادآور شد و گفت: رکود اقتصادی ناشی از ربا راه نجات ندارد؛ 62 درصد جامعه آمریکا از راه دلالی ارتزاق می‌کنند و بورس ما نسخه دست صدم وال استریت است.

 

عباسی با اشاره به اینکه کره جنوبی و ژاپن که اصلا مسلمان نیستند به جان سیستم ربوی بانکداری افتاده‌اند، گفت: در مقابل ما منتظر نشسته‌ایم تا رهبری اقدامی صورت دهد یا دل خود را خوش کرده‌ایم که مراجع سود بانک‌ها را حلال اعلام کرده‌اند در حالی که ربا حاصل دسترنج ملت‌ها را از بین می‌برد.

 

وی قسط را کارکرد دین و یک پله بالاتر از عدل برشمرد و تصریح کرد: اگر ربا شیوع یابد قسط نابود می‌شود و دیگر عدالتی هم در کار نخواهد بود.

 

وی با هشدار نسبت به استفاده از اساتید اقتصاد دانشگاه‌های کشور به منظور نجات اقتصاد کشور عنوان کرد: باید از ارتباط معیشت مردم با علم اقتصادی که امروز در دانشگاه تدریس می‌شود جلوگیری کرد.

 

استاد استراتژیک تئوری دست نامرئی آدام اسمیت را یادآور شد و گفت: چرا اکنون این دست نامرئی عمل نمی‌کند.

 

عباسی به راه حلی که ریچارد واتسون اقتصاددان برجسته غرب برای معضل اقتصاد جهانی توصیه کرده، اشاره کرد و گفت: او می‌گوید تنها راه نجات ما بکارگیری فاینانس اسلامی است.

 

وی به مقطع بیداری اسلامی اشاره کرد و افزود: نخبگان کشورهای حوزه بیداری اسلامی در سفرهای خود به ایران از اساتید ما می‌پرسیدند شما که 35 سال فرصت تبیین الگوهای جدید داشتید، نتایج کار خود را به ما هم بدهید که ما دیگر متحمل زحمت نشویم. اما چرا شهرهای شما اکنون پر از بیلبوردهای تبلیغاتی است؟ در اینجا بود که اساتید اقتصاد ما با خفت و خواری سرشان را پایین می‌انداختند.

 

استاد علوم استراتژیک ابراز خرسندی پوتین از تحریم‌های آمریکا و اروپا را مورد اشاره قرار داد و در مورد ایران امروز گفت:اگر همین الان همه دستاوردهای انقلاب را زمین گذاشته و به پیش از دوران پیروزی انقلاب بازگردیم در حوزه اقتصاد کمتر از 5 درصد به عقب بازگشته‌ایم.

 

وی در تعریف اقتصاد مقاومتی تصریح کرد: اقتصاد مقاومتی یعنی ارتباط  معیشت مردم را با اقتصاد فریدمنی و کینزی قطع کنیم؛ و پشتوانه ریال کشور دسترنج مردم باشد. ما باید کمربندها را ببندیم زیرا که امیدی به بیرون مرزها نیست.

 

عباسی با تاکید بر شورش علیه طمع،‌حرص و ولع گفت: پدران ما افتخارشان این بود که پایشان تاکنون به کلانتری بازنشده است. ما هم باید افتخارمان این باشد که هیچ گاه پایمان به بانک‌ها باز نشود؛ واژه بانک به معنی رباست و امام راحل نیز در ابتدای پیروزی انقلاب نسبت به کارکردن پول در اقتصاد هشدار داده بودند.

 

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار