امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۰:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 82174
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 50
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست «آزاداندیشی و علوم انسانی» عصر دیروز (10 اردیبهشت) با حضور ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست «آزاداندیشی و علوم انسانی» عصر دیروز (10 اردیبهشت) با حضور حجت‌الاسلام رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی صدرا و مسعود معینی‌پور پژوهشگر حوزه علوم نسانی در سرای اهل قلم بیست و  هفتمین نمایشگاه کتاب تهران در مصلی امام خمینی (ره) برگزار شد.

*دروازه ورود اسلام به جان آدمی، آزاداندیشی است

حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی در در این نشست درباره خط قرمزهایی که در صحبت‌های اخیر رئیس جمهور در جمع رؤسای دانشگاه‌‌ها مطرح شد که اینها مانع از تحول و پیشرفت علوم می‌شود، اظهار داشت: مسیری به جز تفکر آزاد و مبتنی بر عقل فطری برای ورود اسلام به عُمق جان انسان وجود ندارد. به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع)، پیامبران  آمده‌اند تا در وجود انسان، یک شورش و انقلاب عظیم فکری به راه بیندازند و از این طریق، امکان دسترسی آدمی به دفینه‌ها و گنجینه‌های عقلی خودش را فراهم سازند. حقیقت این است که اسلام، با آزاداندیشی پیوند خورده است و کسی که آزاداندیش نباشد، و اندیشه و فکر او به اسارت در آمده باشد، مسلمان واقعی نیست؛ بنابراین، یکی از برنامه‌های مهم اسلام، نجات انسان از بردگی فکری است.

*در اسلام هیچ منطقه ممنوعه فکری وجود ندارد

وی در ادامه با اشاره به اینکه ما در اسلام، هیچ عرصه‌ای را سراغ نداریم که ورود به آن برای تفکر و خردورزی نهی شده باشد، افزود: حتی منعی که برای تفکر در کنه ذات مقدس خدا در بعضی احادیث است، ناظر بر ناتوانی انسان، حتی انسان کامل، در دسترسی به کنه ذات خداست که براهین عقلی نیز آن را کاملاً تایید می کند نه اینکه اسلام از ورود تفکر به این حوزه احساس خطر بکند؛ یکی از توصیه‌های موکّد اسلام، تأمل و اندیشه‌ورزی در آیات و افعال الهی است به طوریکه یک ساعت تفکر در این زمینه، مساوی با هفتاد سال عبارتِ مداوم معرفی شده است.
 
*اندیشمندان مسلمان، هیچ هراسی از طرح شبهات و مسائل فکری- دینی ندارند

حجت‌الاسلام غلامی با تأکید بر اینکه علمای مسلمان که شاگردان حقیقی مکتب اهل بیت (ع) هستند، نه تنها هیچ گاه از طرح شبهات، ابهامات و مسائل فکری- دینی هراسی به خود راه نمی‌دهند، بلکه طرح شدن این شبهات و مسائل را فرصتی بزرگ برای پیشرفت جهشی علوم اسلامی تلقی می‌کنند، یادآور شد: بر همین اساس، بخش مهمی از مباحث اساتید بزرگ حوزه‌های علمیه چه در کلام و الهیات و چه در فقه و سایر علوم، پاسخ گویی مستدل به همین شبهات و مسائل است و این خود یکی از جاذبه‌های کرسی‌های علمی در حوزه هاست.
 
*متفکران مسلمان، همواره با آغوش باز از نقد و مناظره آزاد استقبال کرده‌اند    

وی در ادامه یادآور شد: در طول تاریخ اسلام، نمی‌توان مستندی یافت که اثبات کند یک دانشمند حوزه مکتب اهل بیت (ع)، از حضور در جلسه نقد و مناظره واقعی طفره رفته باشد؛ بلکه برعکس، علمای مسلمان همواره و صرف نظر از نتیجه نقد و مناظره، از برگزاری مناظره‌های علمی میان خود و منتقدانشان استقبال کرده‌اند. بر همین اساس است که بخش مهمی از متون علمی قوی ما در حوزه‌های علمیه شیعه، متن همین مناظره‌ها اعم از حضوری و غیابی است.
 
*علت اصلی گریز از علوم انسانیِ عقب مانده و اشتیاق به علوم انسانی پیشرفته

غلامی با اشاره به اینکه  علوم انسانی و اجتماعی علومی به شمار می‌روند که ضمن شفاف سازی و تشریح اهداف و مقاصد زندگیِ فردی و اجتماعی، انسان و جامعه را به سمت این اهداف و مقاصد هدایت کنند، توضیح داد: طبیعی است که آدمی برای رسیدن به مقصد، صدها نیاز فکری خُرد و کلان دارد، و علوم انسانیِ پیشرفته به علومی اطلاق می‌شود که اولاً قادر باشد به خوبی این نیازها را تشخیص داده و به آنها پاسخ دهد و ثانیاً انسان و جامعه انسانی، این پاسخ‌ها را در زندگی خود کاملاً موثر ببینند. در غیراین صورت، باید علوم انسانی را موجود عقب مانده‌ای دانست که نه تنها خاصیتی ندارد بلکه سد راه پیشرفت جامعه نیز می‌شود.
 
*علوم انسانیِ غربی، ایدئولوژی برآمده از جهانی بینی الحادی است

وی در ادامه اظهار داشت: این یک واقعیت عقلی است که علوم انسانی نمی‌تواند فارغ از جهان بینی و عقاید مبنایی انسان‌ها شکل بگیرد و نقش آفرینی کند؛ بنابراین، این ادعا که علوم انسانیِ سکولار می‌تواند صرف نظر از جهان بینی‌های موجود شکل بگیرد، یک ادعای غیر منطقی است. خود سکولاریزاسیون علم، زاییده یک جهان‌بینی است و در واقع، علم سکولار، ایدئولوژی همان جهان بینی است که ما از آن به جهان بینی الحادی یا غیرالهی تعبیر می‌کنیم.
 
*علوم انسانی سکولار حق ندارد برای جامعه اسلامی باید و نباید تعیین کند

وی با بیان اینکه علوم انسانیِ سکولار نمی تواند برای جامعه‌ای مثل ایران که اکثریت مطلق اعضاء آن را مسلمانان تشکیل داده‌اند و به سکولاریسم نیز باور ندارند، باید و نباید تعیین کند، اظهار داشت: اساساً یکی از مهم ترین اهداف مردم ما در جریان شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی، حاکم کردن اسلام بر مقدرات کشور بوده است و لذا ادامه حیات علوم انسانی سکولار بعد از پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی را باید جزء پارادوکس های عجیب به حساب آورد.
 
*علوم انسانی فعلی، یک علوم انسانی درمانده است

غلامی اظهار داشت: علوم انسانی غربی که امروز در ایران جولان می دهد، هم در شناخت واقعیت‌های جامعه، به ما کمک کند، این علوم انسانی، طی 35 سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی سپری شده است، چه خدمت برجسته‌ای به کشور ما کرده است؟ آیا به جز ایجاد سرگردانی، به جز به بیراهه کشاندن دستگاه‌های نظام و دور کردن مردم ایران از مقصد، کار دیگری هم کرده است؟ مثلاً خوب است پاسخ داده شود، محصول علوم انسانی در اقتصاد و مدیریت کشور چه بوده است؟ در سیاست چه بوده است؟ در فرهنگ عمومی چطور؟ آیا توانسته برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی نسخه کارآمدی به کشور ارائه کند؟ و ده‌ها سئوال مشابه دیگر که قابل طرح است.
 
*اصلی ترین خط قرمز، انحصارگرایی علوم انسانیِ غربی در منابع و روش شناسی شناخت است

وی درباره خطوط قرمزی که رئیس جمهور در ملاقات اخیر با رؤسای دانشگاه‌ها به آن اشاره کرد، سخنرانی کرد و گفت: ضخیم‌ترین و پررنگ‌ترین خط قرمز در علوم انسانی، انحصارگرایی علوم انسانیِ سکولار در منابع و روش‌شناسی شناخت است. چرا باید بر اساس یک فهم ناقص و وهم آلود از دستگاه معرفتیِ انسان، تنها منبع تجربه و روشن شناسی تجربی را معتبر بدانیم و سایر منابع و روش شناسی‌ها را از علوم انسانی طرد کنیم؟
 
وی یادآور شد: باید در علوم انسانی متناسب با جهان بینی فرا مادی، از همه منابع و روش‌های معرفتی من جمله تجربه، متناسب با جایگاه و کارکرد هر یک استفاده مناسب صورت گیرد و دست از این انحصاگرایی طولانی که سوغات جریان روشنفکری غرب گرا به ایران است، کشیده شود.
 
*تابوسازی از نظریه‌های مشهور غربی و تقدس بخشی به آنها، عادت جریان روشنفکری سکولار است   

وی درباره مسأله تابوسازی در علوم انسانیِ سکولار که حقیقتاً در تضاد با آزاداندیشی است، توضیح داد: امروز کم‌ترین بهای تعرض علمی به این تابوها از سوی اساتید و دانشجویان آزاداندیش و شجاع، زده شدن برچست بی سوادی به آنهاست. به نظر ما، تا زمانی که این تابوها در دانشگاه‌های ایران وجود داشته باشد و تقدس جعلیِ آنها شکسته نشود، علوم انسانی حتی یک قدم هم پیشرفت نخواهد کرد.
 
*در علوم انسانیِ فعلی، اسلام سیاسی یکی از بزرگ‌ترین خط قرمزهاست

وی با بیان اینکه در حال حاضر، اجازه داده نمی‌شود اسلام ناب به عُمق علوم انسانی راه پیدا کند و به شدت با هر اندیشه مستحکمی که به دنبال وارد ساختن روشمند تعالیم خالص و اجتماعیِ اسلام به متن علوم انسانی است، برخورد می‌کنند، افزود: البته متقابلاً جلوی پای کسانی که می‌خواهند به علوم انسانیِ غربی لعاب اسلامی بزنند، فرش قرمز پهن می‌شود. در همین چند ماهی شنیده‌ایم در معدودی از دانشگاه‌ها، اساتید طرفدار علوم انسانیِ اسلامی به انزوا کشیده شده‌اند یا حمایت این دانشگاه‌ها از کرسی‌های علوم انسانی اسلامی به یک باره قطع شده که امیدواریم این شنیده ها صحت نداشته باشد.

حجت‌الاسلام غلامی اظهار داشت: معنای ممانعت از ورود تعالیم اسلامی به عمق علوم انسانی یا با انگیزه نادیده گرفتن عقاید اسلامی مردم ایران در علوم انسانی است، این کار، مفهومی جز اصرار علوم انسانیِ غربی بر ناکارآمدی خود ندارد و یا اینکه از طریق این ممنوعیت، می‌خواهند جلوی جاری و ساری شدن تعالیم مترقی اسلام را در رگ‌های جامعه بگیرند.
 
*عبور از الگوهای غربی، یکی دیگر از خط قرمزها در علوم انسانیِ فعلی است

وی با اشاره به اینکه این خلاف آزاداندیشی است که بخواهیم تجارب مفید غرب در زمینه توسعه را به کل نادیده بگیریم اما روشن است که در موضوع الگوی پیشرفت، محتاج یک جامع نگری نسبت به تجارب غرب هستیم، توضیح داد: چند سال است که درباره لزوم دست یابی به الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت صحبت می‌شود و کمتر ایرانی است که به ضرورت برخورداری کشور از این الگو واقف نباشد؛ در نظرسنجی‌هایی که انجام شده است، اکثریت مردم، خواستار تدوین این الگو بوده‌اند؛ با این حال، چقدر دانشگاه‌های ما به این الگو باور دارند و در جهت دست یابی به آن تلاش کرده‌اند؟ چگونه می‌توانیم با این حدّ از تحجّر در مغز علوم انسانی غربی، امیدی به پیشرفت علوم انسانی در ایران داشته باشیم؟
 
وی با بیان اینکه در این سال‌ها، روشنفکران پرمدعا به جای بحث جدیِ و شجاعانه علمی، کاری به جز مخفی شدن در کشورهای غربی و تمسخر باورهای دینی و انقلابی مردم از طریق بیانیه صادر کردن نداشته‌اند، افزود: طبیعی است که نان چرب دولت‌های غربی و حقوق‌های چند ده هزار دلاری، می‌تواند صدور بیانیه‌های چرب روشنفکرانه را هم در پی داشته باشد! جالب است که در 35 سال اخیر، عموم روشنفکران غرب گرا، اولاً عادت داشته‌اند که از هر گونه شرکت در جلسه نقد و مناظره صریح و عالمانه که رقیب توانایی در آن حضور داشته فرار کنند؛ آن هم به بهانه‌های واهی نظیر زدن برچسب بی سوادی به رقیب و غیره. ثانیاً. هر جا که حضور پیدا کرده‌اند و نتیجه مناظره به ضررشان تمام شده، میز مناظره را چپه و اصل حرف‌های خودشان را در آن جلسه تکذیب کرده‌اند.
 
وی در پایان اظهار داشت: تا زمانی که این خط قرمزها که در رأس همه، برنتابیدن آزاداندیشی است از بین نرود، علوم انسانی در ایران به پیشرفت نخواهد رسید. امیدواریم دوستانی که در دولت یا بیرون دولت، به طور مثال در شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگران پیشرفت علوم انسانی هستند، حتماً به این خط قرمزها توجه لازم را داشته باشند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار