امروز : سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
۲۰:۱۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 83197
تاریخ انتشار: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۳۲
تعداد بازدید: 51
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، پرویز شیخ طادی کارگردان سینمای ایران، درباره نقش قهرمان در سینمای ایران، ...

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، پرویز شیخ طادی کارگردان سینمای ایران، درباره نقش قهرمان در سینمای ایران، یادداشتی به این شرح نوشت.

سینمای عاری از قهرمان و  جبرمحور کنونی ناشی از الگو گیری سینمای ما از سینمای اروپاست  یعنی  سینمای کن؛ سینمای کن و اروپا تقریبا سینمایست  که قهرمان ندارد؛ بلکه شخصیتهای افسرده؛ منفعل و درمانده هستند که ما آنها را قهرمان تصور میکنیم؛ سینمایی که انسان در آن اصالت ندارد و تنها چرخ دنده ایست از یک مجموعه چرخ دنده های خالی از اراده و تابع جامعه جهانی ؛درحالیکه انقلابات نظری ؛ مادی ؛ فلسفی ؛ هنری و اجتماعی  ابتدا از صاحب یک اراده محکم و پویا آغاز گردیده و همواره در سرگذشت آنها می‌بینیم چگونه با جامعه وقت خویش به مبارزه برخواسته  و جهان را تحت تاثیر خود قرار داده و منشا تغییرات اساسی شده‌اند ؛ قهرمانی که حتی در محیط کوچک خود ؛ در یک سلول ؛ درخانواده ؛ درکارگاه ؛ شغل و درخود خود ... قهرمان است ؛ حال نگاه میکنیم به سینمای اروپا و خودمان؛ این شخصیتهای قهرمان نما درواقع توان تغییر در خود را نیز از دست داده اند چه رسد به جامعه پیرامون.

این ویژگیها بعنوان ارزش و هنر به سایر فیلمسازان جویای نام و محجور وطن و حتی مدیران فرهنگی و دولتها القا شد و متاسفانه بمرور تبدیل به یک جریان فکری و سلیقه گردید .

این سینما طبعا  مورد استقبال عام قرار نمی‌گیرد ؛ زیرا انسان درعمل خودرا صاحب اختیار وموثر می‌یابد و با این آثار دچار تضاد ماهویست ؛ همه انسانها از شخصیتهای بی اراده و ضعیف متنفرند .

درزندگی ترسیم شده توسط سینمای اروپا  داستان و قصه گویی نیز معنا پیدا نمی‌کند زیرا شخصیت با اراده‌ای موجود نیست که از موانع عبور کند و قصه‌های زندگی را خلق کند .

سرنوشت نهایی این شخصیتها درفیلم تسلیم است  و تن به  تحمیل و تحمل می‌دهند؛ و این همان خصلت‌هایی است که می‌بایست به جهان بویژه جهان سوم و درحال توسعه القا نمود؛ تا ریشه پویایی و تغییر را بخشکاند و تسلیم محض شرایط موجود نماید ؛ یک مصرف کننده بی آزار که باید ذائقه فطریش را برای پذیرش محصول تحمیل شده دراختیار غیر قرار دهد ؛ درصورتیکه قهرمان شخصیتیست پویا ؛ دربرابر ستم و زورگویی و حق کشی می ایستد ؛ خطا دارد اما خطا پیشه نمیشود ؛ دائم در حرکت است ؛ به ذائقه و سلیقه خویش احترام میگذارد ؛ گاهی خاکستریست اما سفیدی شخصیتش دراثر حرکت و عبور از موانع بر سیاهیش غالب می‌گردد  ؛  اگر سینما و هنرهای نمایشی و حتی موسیقی که معتقدم موسیقی نیز قهرمان دارد و تولید اراده میکند؛  اگر از سکون و ایستایی و خفتگی اراده خارج گردند روح  حرکت را در کالبد خود و جامعه جاری می‌سازند .

درمقابل سینمای امریکا تلاش میکند داستان گو و قهرمان محور باشد تا بازار جهان را همچنان درقبضه خود نگه دارد‌؛ گاهی تردید میکنم ؛ شاید رواج سینمای غیر قابل تحمل و بی رمق و ضد داستان و ضد قهرمان ترفندی سیاسی اقتصادیست  از سوی هالیوود برای کوتاه نگه داشتن  قد و قواره سینمای سایر ملل و اجرای آن را به برخی جشنواره ها  سپرده  .

چیزی که از سواحل سینمای کن و اروپا عاید سینمای ما شد یک فاجعه بود ؛ یک زشت شناسی را جای زیبایی شناسی نشاند؛ یک کالبد مرده ؛ یک ربات بی روح و خسته بجای انسان زند.

انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها