امروز : سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 27
۱۰:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 832
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۵
تعداد بازدید: 284
به گزارش خبرنگار ادبیات انقلاب اسلامی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس؛ دوستی عبدالرحیم سعیدی راد با علی‌رضا قزوه به سال‌های همکاری او ...

به گزارش خبرنگار ادبیات انقلاب اسلامی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس؛ دوستی عبدالرحیم سعیدی راد با علی‌رضا قزوه به سال‌های همکاری او با قزوه در روزنامه اطلاعات بر می‌گردد به سالهایی که سعیدی خاطرات شهدا را برای قزوه می‌فرستاده است. با او راجع به شعر و فعالیت‌های اجرایی قزوه گفت‌و‌گو کردیم.
 
فارس: آقای سعیدی راد دوستی شما با «علیرضا قزوه» دلیلی شد تا با شما در مورد شخصیت شعر قزوه گپ و گفتی داشته باشیم. اولین دیدار شما با «قزوه» کجا بود؟

سال هفتاد در کنگره شعر دفاع مقدس در خرمشهر. البته قبل از این دیدار در روزنامه اطلاعات با ایشان در ارتباط بودم.
 
فارس: ولی ایشان را ندیده بودید؟

بله، شعر می‌فرستادم. خاطرات «دو رکعت عشق» را که راجع به شهدا بود می‌فرستادم.
 
فارس: کار ماندگاری که آقای «قزوه» در تاریخ ادبیات انقلاب کرد «بشنو از نی» بود.

بله، صفحه‌ای کامل در روزنامه که هیچ وقت آگهی نداشت!
 
* صفحه ای بدون آگهی که در سطح کشور بسیار جریان ساز بود

فارس: کار این صفحه از چه زمانی شروع شد و تا چه زمانی ادامه داشت؟

تاریخ دقیقش را یادم نیست ولی حدود سال های شصت و هفت یا شصت و هشت بود و تا سال هفتاد و پنج که آقای «قزوه» به تاجیکستان رفتند ادامه داشت. روزهای سه‌شنبه چاپ می‌شد و در سطح کشور بسیار جریان ساز بود.
 
فارس: بیشتر چه شاعرانی در این صفحه مطرح می‌شدند؟

تقریباً هر شاعری که امروز در رده اول کشور است و سبک خاص خودش را دارد با این صفحه همکاری می‌کرد؛ مرحوم «قیصر» و «سید حسن حسینی» و «میرشکاک» و «سعید بیابانکی» و ...
 
فارس: این صفحه فقط مصاحبه با شاعران بود یا معرفی و نقد کتاب‌ها هم در آن صورت می‌گرفت؟

بخش‌های مختلفی را در بر می‌گرفت؛ در یک بخش آن بهترین شعرها انتخاب و در آن درج می‌شد. بخش دیگر نقد و بررسی ادبیات بود چه در قالب مقاله و چه در قالب گفت‌وگو، که همین بحث‌ها تبدیل به بخش‌های جریان ساز ادبی می‌شد.
 
فارس: از خود شما هم شعر یا نقدی در آن صفحه بود؟

بله، آن روزها تازه کار را شروع کرده بودم و نمونه‌هایی از دست نوشته‌های من هم بود.
 
* نقد افرادی که برای جنگ شعار می‌دهند اما عمل نمی‌کنند

فارس: اگر بخواهید از شاخصه‌های شعر «قزوه» برایمان بگویید کدام ویژگی وی را بیشتر مد نظر قرار می دهید؟

در درجه اول ایشان مبدع «شعر متعهد» بود که توجه آن به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب معطوف می‌شد. «قزوه» با آغاز اینگونه از شعرها شناخته شده و در درجه دوم «ژانر اعتراض» در شعرهای «قزوه» که به اتفاقات سیاسی و اجتماعی می‌پردازد. مثلاً کتاب «از نخلستان تا خیابان» به نقد افرادی می‌پردازد که برای جنگ شعار می‌دهند اما خودشان عمل نمی‌کنند.
 
فارس: موفق ترین کارهای «قزوه» به نظر شما کدام است؟

کارهای غزل او. البته کارهای دیگر او نظیر بعضی از رباعی‌هایش هم حرف نداشت که ضرب‌المثل هم شد؛ مثل آن رباعی معروف «بسی گفتیم و گفتندش شهیدان» یا دو بیتی‌های او که یادم هست یک سری ابیات و چند دو بیتی از او پشت سر هم چاپ شد.
 
فارس: دوبیتی هایی که در دفتر «شبلی و آتش» بود؟

بله، هم در «شبلی» و هم در «از نخلستان تا خیابان»
 
* قزوه غزل‌هایش شاعرانه‌تر است

فارس: که بیشتر به دوبیتی‌های باباطاهر پهلو می‌زند.

بله، دقیقاً. مثنوی شهادت هم که آهنگران آن را خواند و تیتر روایت فتح شد از کارهای زیبای اوست.

در مجموع «قزوه» در قالب‌های مختلف خوب ظاهر شده است ولی به نظر من غزل‌هایش شاعرانه‌تر از کارهای دیگر اوست.
 
فارس: قزوه جزو شاعران دردمند انقلاب است و این دردمندی او را به سمت کارهای اجرایی و تسهیل امور شاعران برده است. آیا شما کاری از ایشان در امور اجرایی سراغ دارید؟

بله، او علاوه بر شاعرانگی‌اش همواره در کارهای اجرایی هم شرکت داشت؛ مثلاً در نشریه «امید انقلاب» شاعران جنگ را دور هم جمع کرده بود و خود بنده هم از کسانی بودم که اولین کارهایم را در آن نشریه انجام دادم.
 
* «قزوه» جدا از نوشته‌هایش کارهایی را انجام داد که از عهده یک نفر خارج بود

فارس: چه سالی بود؟

فکر می‌کنم سال شصت و پنج بود. آن موقع ایشان را خوب نمی‌شناختم اما یادم هست کارهای خودش را هم با تخلص «ع.مطهر» در آنجا ارائه می‌کرد. در روزنامه هم که به آن اشاره کردم داشتن یک صفحه مسئولیتی بزرگ بود؛ راه انداختن آن ستون «دو رکعت عشق» که ربطی به شعر نداشت و به خاطرات دفاع مقدس و زنده کردن یاد شهدا می‌پرداخت و «بشنو از نی» که کار بسیار وقت گیری بود. او آثاری که از سراسر کشور به آن جا می‌آمد را با دقت و وسواس خاصی می خواند و انتخاب می‌کرد. بعد از آن هم به تاجیکستان رفت و دو سال به عنوان وابسته فرهنگی کارهای بزرگی در ریشه دواندن ادبیات ما انجام داد. بعد به هند رفت و به عنوان رئیس مرکز تحقیقات زبان فارسی کارهایی کرد که به نظر من در سال های آینده شکوفا خواهد شد؛ کارهای زیربنایی مثل آشنا کردن شاعران هند با زبان فارسی و برقرار کردن ارتباط بین شاعران کشورمان با شاعران هند و تاجیکستان. چاپ بیش از هفتاد کتاب و نشریه در هند که انرژی بسیاری را می‌طلبد. در کشور خودمان هم از مبدعان جشنواره شعر فجر بود که علیرغم حرف و حدیث‌ها کار خود را دنبال کرد. راه‌اندازی سایت شاعران فارسی زبان که انرژی و وقت زیادی را از ما گرفت از بحث‌های جدی است که امروز شاعران زیادی را گرد هم آورده و خیلی روان پیش می‌رود. این‌ها همه با محوریت آقای «قزوه» انجام شد.

در بخش داستان هم کارهایی انجام داد که داستان «در حاشیه شط» را یادم هست. تجربیاتی هم در بخش فیلم‌نامه دارد که جایی پخش نشد و نشرهای متفاوت او که در چند قلم متفاوت انجام شده است. «قونیه در قطار» مایه طنز دارد یا «پرستو در قاف» که خاطرات حج اوست.

به هر حال «قزوه» در هر زمینه‌ای وارد شد در آن اوج گرفت و این یک استثناء در ادبیات ماست. مثلاً مرحوم «قیصر» با وجود کارهای مختلف در حوزه ادبیات خیلی کمتر وارد کارهای اجرایی شد اما آقای «قزوه» جدا از نوشته‌هایش کارهایی را در بحث اجرایی انجام داد که از عهده یک نفر خارج بود.
 
* مگر «بیدل‌»تر از «قزوه» هم پیدا می‌کنید

فارس: اگر بخواهید -با توجه به قرابت شما با ایشان- لقبی به «قزوه» دهید چه لقبی را از زیبنده او می‌دانید؟

کار سختی است، اما یادم هست در جلسه‌ای که در یکی از دانشگاه‌های هند در مورد بیدل دهلوی داشتیم گفتم: «چرا راه دور می‌روید آیا بیدل‌تر از «قزوه» هم پیدا می‌کنید» و بنا به آن خاطره شاید برای ایشان بهترین لقب از نظر من «بیدل زمانه خود» باشد.
 
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها