امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۱۳:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 84070
تاریخ انتشار: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 71
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، آخرین نشست تخصصی گروه انتشاراتی الهدی در خلال برگزاری بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، آخرین نشست تخصصی گروه انتشاراتی الهدی در خلال برگزاری بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با موضوع «ترجمه ادبیات کلاسیک فارسی به زبان های اروپایی» با حضور محسن راه جردی، نجمه شبیری و مرجان فرجاه از اساتید دانشگاه، مترجمان و فعالان این حوزه برگزار شد.
 
تبلیغات سوء و ناشر فرانسوی
 
مجری این نشست، در آغاز مراسم در خصوص وضعیت ترجمه آثار کلاسیک ایران در اروپا، پرسشی را بیان کرد که کارشناسان نظر خود را درباره آن بیان کردند. محسن راه جردی به عنوان نخستین سخنران که تخصص اش در زبان و ادبیات فارسی است، در این خصوص گفت: در ابتدا باید عنوان کنم که ما 3 دسته بندی درباره ترجمه آثار فارسی به زبان های دیگر، به ویژه زبان انگلیسی داریم.

وی افزود: دسته اول آثاری هستند که صرفاً به شکل لفظ به لفظ ترجمه شده اند؛ مانند ترجمه نیکلسون از غزلیات شمس. در گروه دیگر این ترجمه ها هم شاهد هستیم که یک نویسنده با خواندن اثری فارسی، الهام گرفته و براساس آن اثری را تولید کرده است؛ مانند ترجمه رباعیات خیام توسط فیتس جرالد. دسته سوم هم ترجمه هایی هستند مانند ترجمه گزیده حافظ به انگلیسی که بیان کننده روح اثر نیست و نمی تواند معنای غزل خافط را برساند.

این مترجم در ادامه سخنان خود بیان کرد: بیشترین کار انجام شده برای ترجمه آثار ایرانی به زبان انگلیسی، برگردان آثار نوشته شده به زبان پهلوی است؛ مانند کتاب های کارنامه اردشیر بابکان و مینوی خرد که این آخری را پروفسور مکنزی ترجمه کرده است.

در ادامه مرجان فرجاه، مترجم زبان فرانسه و محقق کشورمان مطالبی را در توضیح فضای ترجمه آثار ایرانی در کشور فرانسه ارایه داد و گفت: با مطالعه مصاحبه های صورت گرفته از مترجمین فرانسه، چه فرانسوی و چه دو رگه ایرانی- فرانسوی، در خصوص آثار ایرانی این نکته برداشت می شود که ناشران فرانسه به دلیل هجم گسترده ضدتبلیغات علیه ایران، خیلی مایل به ترجمه و انتشار ادبیات کلاسیک و معاصر ایران نیستند.

وی تأکید کرد: ناشران فرانسه تصویر نادرستی از ایران دریافت کرده اند و به همین دلیل از ترجمه آثار ادبیات کلاسیک و معاصر ایران وحشت دارند.

وی در ادامه با ذکر این نکته که سابقه ترجمه آثار ایرانی به فرانسه به 3 قرن قبل بازمی گردد، اظهار کرد: اولین ترجمه از دیوان حافظ مربوط به سال 1897 است که یک سال بعد از آن توسط انتشارات ارنست لورون چاپ و منتشر شد. همین انتشارتی چند سال بعد ترجمه هایی از متون اوستا را به انتشار رساند.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: در سال های اخیر هم خانم لیلی انور که دارای پدری ایرانی و مادری فرانسوی است، منطق الطیر را در حوزه آثار ادبیات کلاسیک ایران ترجمه کرد. در حوزه ادبیات مدرن و معاصر هم مترجمی فرانسوی به نام کریستف والایی، اقدام به ترجمه کتاب ها و رمان های خانم زویا پیرزاد کرده است.
 
در ادامه نجمه شبیری، مترجم زبان اسپانیولی به معرفی آثار ایرانی ترجمه شده به زبان اسپانیایی تنها در کشور اسپانیا پرداخت. وی گفت: ترجمه آثار ایرانی به اسپانیایی دارای پیشینه و قدمت زیادی نیست. مترجمی به نام خانم کلارا خانس، حدود 40 سال درباره اسرارنامه مطالعه کرد و در آخر مطلب آن را گرفته و با زبانی شاعرانه با کمک یک ایرانی به نام احمد طاهری، اقدام به ترجمه و انتشار آن کرده است.

وی در ادامه با بیان اینکه ترانه های خیام در چند گونه و توسط چند مترجم مختلف به اسپانیایی ترجمه شده است، گفت: از کتاب های خوب دیگری که به سفارش دانشگاه فلسفه اسپانیا چاپ شده است، کتاب سه رساله حکمی ابن سیناست. تقریباً آثار ادبیات کلاسیک ما در اسپانیا با آنکه به چاپ چندم هم رسیده اند، نایاب و کمیاب هستند؛ مانند ترجمه شاهنامه که با همکاری کلارا خانس و احمد طاهری ترجمه شده است.

شبیری همچنین نقش فرانسه در ترجمه، انتشار و معرفی اشعار حافظ در اروپا را یادآور شد و گفت: دیوان حافظ از زبان فرانسه به اسپانیایی ترجمه شد و با انتشار آن، شاعران متأخر اسپانیایی از حافظ تأثیرات بسیاری گرفتند و در این باره می توانم به لورکا، شاعر بزرگ زبان اسپانیایی اشاره کنم. البته در سال های اخیر ترجمه کلارا خانس از اشعار حافظ شامل 101 غزل منتشر شده است.

این مترجم در پایان این بخش از سخنان خود بیان کرد: آقای کانسیوس اسنس، شاعر و نویسنده اسپانیایی که مسلط به 11 زبان دنیا بود، در کتابی به نام آثار ادبی و مفاخر ایرانی، اشعار برگردان شده از سنایی تا حافظ و سعدی و خاقانی را آورده است. این کتاب که به دفعات متعدد و برای آخرین بار 12 سال پیش تجدید چاپ شده است، در بازار کتاب اسپانیا بسیار نایاب است.
 
غرب و مولانا
 
ادامه نشست با طرح این پرسش که آیا ترجمه ها سبب شده است که مثلاً غربی ها مولانا را مانند ایرانیان بشناسند، همراه بود. راه¬جردی پاسخ خود را اینگونه مطرح کرد: قطعاً اینطور نیست که شناخت ایرانیان و آمریکایی ها، شناخت یکسانی درباره مولانا باشد. مولوی را اولین بار نیکلسون به دنیای غرب معرفی کرد که ترجمه اش از غزلیات مولوی لفظ به لفظ بود و ترجمه اش برای انگلیسی زبانان امروزه قابل درک نیست.

وی ادامه داد: ترجمه ای هم کلمن بارکس از اشعار مولانا ارایه داده با نام رومی که هرساله جزو پرفروش ترین کتاب های آمریکاست. این کتاب کوچکترین ارتباطی به درکی که ما از مولانا داریم، ندارد. بارکس در اواخر دهه 60 میلادی، کمترین آشنایی با زبان فارسی نداشت. یکی از دوستانش که استاد دانشگاه جورجیا بود، وی را ترغیب کرد که مولانا را ترجمه و منتشر کند. البته گفته می شود که یک هندی به نام بابا محی الدین، در رؤیا به او الهام می کند که به ترجمه این اثر بپردازد و بارکس هم به آموختن زبان فارسی می پردازد و بدون رجوع به آموزه های اسلامی مولانا، اشعارش را معرفی می کند.
راهجردی افزود: بارکس همانند همفکرانش در آمریکای جنوبی مانند کوئیلو، عشق را زمینی و آن را وسیله ای برای رسیدن به عشق آسمانی می پندارند. درحالیکه عشق مولانا، یک عشق روحانی و آسمانی است. من در آمریکا بوده ام و می دانم که برداشت های یک آمریکایی از مولانا بسیار متفاوت از برداشت های یک ایرانی است.

نجمه شبیری با توجه به تجربه سال ها زندگی و تحصیل در اسپانیا، پاسخی متفاوت از راهجردی ارایه داد. وی گفت: مولانا، قرن ها پیش برای دل خود و عرفان خود، آثاری را تولید کرده است. در قرن حاضر هم با توجه به مشکلات هویت های فردی و اجتماعی، مولانا مطرح می شود و قطعاً کسی که اشعار و آثار مولانا را می خواند، می داند به دنبال چه چیزی است.

وی ادامه داد: خانم کلارا خانس که مولانا را به اسپانیایی ترجمه کرده است، می فهمد که مولانا چه می گوید، به این دلیل که خود وی هم دارای یک شیوه زندگی عارفانه و به دور از جنجال است. حالا اگر ترجمه ها به نظر ما بیانگر این نیست که اندیشه مولانا را برساند، به این خاطر است که در غرب نمی شود راجع به شمس و مولانا طور دیگری صحبت کرد و باید عشق را زمینی کنند؛ با این حال می دانند عرفان ترجمه می کنند.

همچنین مرجان فرجاه با اشاره به ترجمه برخی آثار مولانا توسط لیلی انور، گفت: خانم انور خودشان مولوی شناس هستند و با آگاهی، اشعار مولانا را برای ترجمه انتخاب کرده است.

وی ادامه داد: با این حال آثار مولانا آنقدر عمیق است که هضم آن حتی برای برخی خوانندگان معمولی ایران هم قابل درک نیست. در صنعت ترجمه، برگردان شعر مولانا به نثر کار دشواری است و روح هنر مولانا را می کشد، حال بخواهیم این برگردان را برای شعر انجام دهیم، کار مشکل تر خواهد شد.
 
عرفان را جهانی کنیم
 
در ادامه نشست، کارشناسان حاضر در مراسم، به وجود جایگاه خیام در بین مخاظبان اروپایی پرداختند. راهجردی با بیان اینکه قالب شعر رباعی در ادبیات انگلیسی هم وجود دارد، گفت: فیتس جرالد با استفاده از همین نکته مثبت اقدام به ترجمه های خوبی از آثار خیام به زبان انگلیسی کرد.

وی ادامه داد: تنها اشکال ترجمه های جرالد در این است که نتوانسته فرمول منطقی خیام در رباعیاتش شامل آغاز، بسط مسأله، دلیل و نتیجه گیری را در 4 مصرع رعایت و مطرح کند.

نجمه شبیری نیز، خیام را میان مردم اسپانیایی زبان، یک راز شیرین معرفی کرد و گفت: در سال 1993 یک ترجمه از خیام با همکاری زهرا بهنام و خسوس مناریس در مادرید منتشر شد که به چاپ سوم هم رسیده است.

وی با بیان اینکه خیام در اسپانیا شناخته شده تر از حافظ است، ادامه داد: در سال 1889 هم ترجمه اشعار خیام از رامون هرباس، با مقدمه ای بلند در بارسلون منتشر شده بود. خانم کلارا خانس که فعالیت زیادی در ترجمه آثار فارسی داشته است، در سال 2003 ترجمه ای از خیام را به بازار ارایه داد.

در این بخش از نشست، راهجردی با اشاره به ورود برخی واژگان بیگانه به زبان فارسی در نتیجه بروز اکتشافات و اختراعات، گفت: عرفان در زبان انگلیسی به معنای کامل ترجمه نشده است و برداشت آنها از ترجمه عرفان، مردی با کلاه شیپوری و ردای بزرگ با توانایی انجام جادوگری است. حال چه ایرادی دارد که ما واژه عرفان را جهانی کنیم و در ترجمه آثارمان، از همین کلمه استفاده کنیم تا معادلی برای عرفان ما قرار ندهند.
 
بازار داغ ترجمه آثار ایران در اروپا
 
این کارشناسان همچنین درخصوص نتایج ترجمه آثار کلاسیک فارسی برای حضور آثار ادبیات معاصر در بازارهای جهانی، نظرات خود را بیان کردند. نجمه شبیری در این باره گفت: در اسپانیا ما دارای 2 تقسیم بندی از ترجمه آثار مدرن درباره ایران داریم. آثاری که له و یا علیه ایران نوشته شده اند.

وی ادامه داد: در حوزه سیاسی 40 کتاب در اسپانیا منتشر شده که علیه آرمان های ایران هستند و حدود 70 کتاب هم براساس جذابیت شرقی ایران ترجمه یا نوشته شده است.

وی در معرفی برخی از این آثار گفت: «ابن سینا؛ از سکا تا مکا»، «اسلام شیعی»، «افسون و راز رهبری»، «الله اکبر»، «انقلاب زیر روسری»، «ایران از کوروش تا خمینی» و ... که بسیاری از آنها بعد از انقلاب اسلامی ترجمه یا نوشته شده اند.

مرجان فرجاه هم در خصوص معرفی آثار ادبیات مدرن ترجمه شده در فرانسه گفت: در خصوص کتاب های علمی باید به آثار علامه طباطبایی اشاره کنم. همچنین باید از کریستف والایی یاد کنم که کتاب های صمد بهرنگی، جلال آل احمد، شهرنوش پارسی پور و تعدادی را ترجمه کرده است و در سال های اخیر هم آثار زویا پیرزاد و محمود دولت آبادی را ترجمه و منتشر کرده است.

وی تأکید کرد: در ترجمه آثار فارسی به زبان فرانسه، موضوعی به نام دسته بندی های له یا علیه ایران وجود ندارد.
 
نیاز به آموزش مترجم
 
این بخش از نشست در ارتباط با ارایه پیشنهادها برای نظامند کردن جریان ترجمه آثار به زبان های اروپایی بود. راه¬جردی در این خصوص عنوان کرد: در مرحله نخست باید خودمان را بشناسیم و بدانیم چه داریم و چه کتابی را باید ترجمه کینم. همچنین باید به فکر راه اندازی مؤسسه ای باشیم که به متمرکز کردن فعالیت های موازی در این¬باره بپردازد. و در آخر اینکه باید به آموزش مترجمین با استعداد در این زمینه روی بیاوریم.

وی ادامه داد: باید درنظر بگیریم که برای مدت 15 سال از سودآوری در این حوزه چشم پوشی کنیم؛ اما اگر برنامه ریزی ها مناسب باشد، قطعاً می توانیم به موفقیت های بزرگ فرهنگی و اقتصادی دست پیدا کنیم.

شبیری نیز در این خصوص گفت: باید یک مرکز علمی راه اندازی شود تا فارغ التحصیلان دانشگاه ها، به صورت دسته جمعی در خصوص یک زبان فعالیت و اقدام به ترجمه و انتشار آثار قوی فارسی کنند.

وی تأکید کرد: باید با تلاش و کوشش، کار درست انجام دهیم و با دوری کردن از تبلیغات دولتی، آثاری را منتشر کنیم که حتی سودآوری در پی داشته باشند.

مرجان فرجاه هم در پایان سخنان خود گفت: اینکه ما کتاب ترجمه کنیم، مهم نیست؛ باید کتابی را ترجمه کنیم که در آن سلیقه افراد کشور مقصد لحاظ شده است.

وی با بیان زبان جهانی کتاب «دایی جان ناپلئون» و فیلم های ساخته شده توسط اصغر فرهادی، گفت: مخاطبان این آثار یک همذات پنداری با اثر دارند. بنابراین باید بتوانیم آثاری از ادبیات معاصر خود بیابیم که در آن زبان بین المللی رعایت شده باشد و این نکته را هم در نظر بگیریم که سلیقه مردم در فرانسه، آمریکا و اسپانیا با هم متفاوت است.

با پایان یافتن نشست «ترجمه ادبیات کلاسیک فارسی به زبان های اروپایی»، سلسله نشست های نه گانه موسسه فرهنگی، هنری و انتشارات بین المللی الهدی با موضوعات مختلف و مرتبط با صنعت نشر و فضای فرهنگی کشورهای اسلامی در خلال برگزاری بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیز به پایان رسید.

انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار