امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۸:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 8470
تاریخ انتشار: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۵۱
تعداد بازدید: 107
مهدی محمدی، کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با ارائه این تحلیل که  هاشمی را گروهی از ...

مهدی محمدی، کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با ارائه این تحلیل که  هاشمی را گروهی از خارج از کشور و عده‌ای از درون دولت به صحنه کشاندند، تاکید می‌کند که دو قطبی هاشمی - مشایی شکل نخواهد گرفت چرا که این دو تفاوتی در مبانی ندارند. وی در عین حال تاکید دارد که اصولگرایان با وحدت  و رسیدن به گزینه واحد می‌توانند پیروز انتخابات آن هم در دور اول باشند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
 
* آقای محمدی! فکر می کنید حالا که آقای هاشمی وارد صحنه شده، استراتژی انتخاباتی احمدی نژاد و دولت چگونه خواهد بود؟

- فرقه انحراف می‌خواهد تهدید هاشمی برای نظام را برای خودش تبدیل به فرصت کند. آنها می دانند که نظام دلایلی در دست دارد که با آنها می توان مشایی را صد بار رد صلاحیت کرد اما امیدشان این است که نظام به دلایل سیاسی به احمدی نژاد پناه بیاورد و مشایی را تایید صلاحیت کند.
* یعنی چه؟

- یعنی اینکه به تدریج و با نزدیک شدن به انتخابات، رادیکالیسم هاشمی علیه نظام آنقدر اوج بگیرد که نظام حس کند هیچ کدام از کاندیداهای اصولگرای موجود در صحنه نتوانسته‌اند موجی در مقابل او ایجاد کنند و در نتیجه قادر به شکست دادن او نیستند. احمدی نژاد و مشایی تصور می کنند که اگر این وضع ایجاد شود، راه برای تایید صلاحیت مشایی باز خواهد شد. مبنای این حرف هم این است که فکر می کنند فقط خودشان هستند که می توانند جلوی هاشمی بایستند و مردم هم فقط با احمدی نژاد جلوی هاشمی خواهند ایستاد. به همین دلیل می بینید که اخیرا در سایت هایشان به استفاده از ادبیات انقلابی روی آورده اند و آقای مشایی دائما از ولایت فقیه حرف می زند. این به این دلیل است که در واقع می خواهند به نظام بگویند به موازات جدی شدن خطر هاشمی، چاره ای جز گرایش به سمت احمدی نژاد نیست و احمدی نژاد هم آنقدرها که تا به حال تصور شده با ارزش های انقلاب اسلامی مخالف نیست.

* این راهبرد جواب می دهد؟

- نه، چند اشکال خیلی مهم دارد. اول اینکه من جدا اعتقاد دارم که اکنون دیگر تفاوت بنیادینی بین دیدگاه های احمدی نژاد و هاشمی درباره موضوعاتی مانند سیاست خارجی، پرونده هسته ای، سوریه، بیداری اسلامی، لیبرالیسم اقتصادی، اباحه گری در حوزه فرهنگ، درگیری با ساختار نظام و حرکت به سمت چالش با رهبری نیست. اینها خیلی به هم نزدیک شده اند. احمدی نژاد و مشایی اگر بخواهند حرف های واقعی شان را بزنند 90 درصد همان حرف های هاشمی از آب درخواهد آمد. بنابراین این نزدیکی دیدگاه باعث می شود اصلا این دو نتوانند با هم آن دو قطبی را که ادعا می کنند، بسازند.

اشکال دوم این است که تجربه ساختارشکنی و بی پروایی سیاسی احمدی نژاد بسیار تلخ بوده است. احمدی‌نژاد اکنون دیگر در موقعیتی نیست که از نظام بخواهد یک بار دیگر به او اعتماد کند. او 8 سال مورد اعتماد بوده و از این اعتماد بارها عدول کرده است. احمدی نژاد خیال می کرد با ایستادن در مقابل نظام موج افکار عمومی درست می کند و قهرمان خواهد شد؛ در حالی که می بینیم نه تنها در بین اپوزیسیون جایی پیدا نکرد، بلکه درون نظام هم نوعی بی‌اعتمادی زوال ناپذیر نسبت به خود ایجاد کرده است. آقایان آن روز که استراتژی حمله به خطوط قرمز نظام و فاصله‌گذاری با رهبری را آغاز کردند باید فکر این روزها را هم می کردند. بنابراین من تصور می کنم صرف نظر از اینکه در صحنه انتخابات چه اتفاقی خواهد افتاد، امکان ندارد که دوباره به احمدی نژاد اعتماد شود.

اشکال بعدی این است که اتفاقا آنطور که من می‌فهمم، اتفاقی که این بار باید بیفتد، این است که باید ثابت شود جریان انقلاب برای شکست هاشمی هیچ نیازی به منحرفان ندارد. مسلما هاشمی پیروز انتخابات 24 خرداد نخواهد بود اما برای شکست او نیازی هم به این نیست که فرقه انحراف به کمک گرفته شود. هر دو این جریان ها درباره سبد رای خود عمیقا دچار توهم هستند. می بینید که حتی سفرهای استانی به فضاحت کشیده شده هم نتوانسته آقایان را از خواب بیدار کند و در جلساتشان دور هم می نشینند از استقبال پر شکوه در سفرهای انتخاباتی حرف می زنند! مردم احمدی نژاد را مسبب وضع اقتصادی خود می دانند و تلاش او برای مقصر نشان دادن این و آن هم کارگر نبوده است.
 
از طرفی هاشمی هم بیش از 4 سال است که جلوی چشم ملت ظاهر نشده. مردم آخرین بار او را در نماز جمعه 88 دیده اند. این بار که هاشمی برای مناظره ها –که شکلش هم با 88 متفاوت شده- به تلویزیون بیاید، مردم با پیرمرد فرتوتی مواجه خواهند شد که حتی توان راه رفتن هم ندارد. بعید می دانم جامعه ایرانی عبور از سخت ترین و پیچیده ترین مقطع تاریخی خود را روی دوش چنین کسی بگذارد. آقای هاشمی تمام شده است. کسانی از خارج از ایران و از درون دولت او را به صحنه کشاندند چون چاره دیگری نداشتند. دولتی‌ها خیال می‌کردند که این تنها راه تایید صلاحیت کاندیدایشان است و خارجی‌ها هم به هاشمی به عنوان آخرین امید خودنگاه می کنند.

* اگر مشایی رد صلاحیت شود دو قطبی دولت- هاشمی رخ نخواهد داد. به جای آن چه اتفاقی می افتد؟

- متافیزیک فرقه‌ای احمدی نژاد او را وادار خواهد کرد که به رد صلاحیت مشایی واکنش حداکثری نشان بدهد. این اتفاق که افتاد، او عملا از طریق حمله به نظام برای هاشمی ظرفیت سازی خواهد کرد. در نتیجه احمدی نژاد می‌شود یک عضو ستاد هاشمی!

* گفتید کاندیداتوری هاشمی نتیجه تلاش دولتی هاست. این را بیشتر توضیح بدهید؟

- روشن است. کاندیدا شدن هاشمی محصول کارنامه دولت است. این دولت است که با رفتارهای ضد ساختاری خود هاشمی را امیدوار کرده و به صحنه کشانده است. مسلما اگر دولت به مبانی سوم تیر 84 پای بند می ماند و دائما مقابل ساختار نظام نمی ایستاد و همتش را به جای حاشیه سازی، صرف حل مشکلات مردم می کرد، معنا نداشت که هاشمی در 80 سالگی هوس کاندیداتوری به سرش بزند. دولت طوری رفتار کرده که هاشمی حس می کند فرصت بی نظیری دارد و نباید آن را از دست بدهد. آقای هاشمی و دوستانشان در استشمام بوی کباب البته اشتباه کرده اند ولی در اینکه رفتار احمدی نژاد اصلی ترین عامل مجدد امیدوار شدن دشمن و جریان فتنه است، هیچ شکی نیست.
 
* حالا اصولگرایان چه باید بکنند؟

- جریان اصولگرا حتما به وحدت خواهد رسید و این وحدت حول رای آورترین کاندیدای ممکن –که البته الان معلوم نیست چه کسی است و تنها بعد از پخش برنامه های انتخاباتی از صدا و سیما معلوم می شود- شکل می گیرد. وقتی چنین وحدتی ایجاد شد –که البته هم هاشمی و هم احمدی نژاد برای جلوگیری از آن تلاش می کنند- به عقیده من این انتخابات در دور اول به نفع کاندیدای اصولگرایان تمام خواهد شد. کنار رفتن همه چهره های سرشناس اصولگرا به نفع یک نفر موجی ایجاد می کند که در دور اول کار را تمام خواهد کرد.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار