امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 25
۱۹:۵۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 84760
تاریخ انتشار: ۴ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۱۹
تعداد بازدید: 61
هر چند رقابت ناتو با روسیه به بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد؛ اما بحران اوکراین موجب توجه و رویارویی بیشتر ناتو با روسیه شده است. در همین راستا برای ...

هر چند رقابت ناتو با روسیه به بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد؛ اما بحران اوکراین موجب توجه و رویارویی بیشتر ناتو با روسیه شده است. در همین راستا برای بررسی بیشتر رقابت ناتو با  روسیه در شرق اروپا و تشخیص شرایط موجود و آتی، گفتگویی با دکتر محسن جلیلوند، کارشناس مسائل استراتژیک و دفاعی، داشته ایم.

در چند دهه گذشته حضور ناتو را در شرق اروپا چگونه مورد بررسی قرار می دهید؟

ناتو اصولا پیمانی بود که بعد از جنگ سرد شکل گرفت و هدف از این پیمان در حقیقت محدود کردن اتحاد شوروی و جلوگیری از نفوذ شوروی به کشورهای اروپای غربی بود. قبل از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد و زمانی که آلمان متحد می شد، توافقی بین آمریکا و اتحاد شوروی برقرار شد که آلمان متحد عضو ناتو شود.

یعنی آلمان شرقی که عضو پیمان ورشو بود، وقتی به آلمان غربی پیوست، هردو کشور که آلمان متحد را تشکیل دادند، عضو ناتو شدند. کم کم با توافقی که بین رئیس اتحاد شوروی و جورج بوش پدر اتفاق افتاد، برخی از کشورهای اروپای شرقی به ناتو پیوستند و ناتو تقریبا عرصه ی فعالیت خود را گسترش داد.

ناتو در بازتعریفی از خود اعلام کرد که تعهدات ما محدود به اروپا نیست. چون ناتو در اساسنامه ی خود هدفش را حفاظت از اروپای غربی دانسته و بعد این هدف گسترش پیدا کرد. بعدها که کشورهای اروپای شرقی به ناتو پیوستند، وارد حوزه ی نفوذ ناتو شدند.

حتی برخی از کشورهای اتحاد شوروی که از این کشور جدا شده بودند نیز به آن پیوستند. طبیعتا روسیه وقتی می دید حوزه منافع امنیتی اش تهدید می شود، قصد مقابله داشت، اما توان آن را نداشت.


بنابراین آمریکایی ها به این پیشنهاد خیلی مشتاق هستند که روسیه قیمت گاز را بالا ببرد تا خودشان به اروپا گاز و نفت بفروشند. در واقع آمریکایی ها از این بحران حداکثر استفاده را می کنند و روس ها با بالا بردن قیمت گاز خودشان، سبب می شوند که خرید گاز از آمریکا و آوردن آن به اروپا مقرون به صرفه شود.


اکنون نیز کشورهای عضو ناتو با فشار استراتژیک به روسیه، مسکو را وادار می کنند وارد یک دور باطل مناظره ی خاموش و یک جنگ سرد جدیدی شود، تا بعدا با فشارهای اقتصادی ای که به آن وارد می شود، دوباره در موضع ضعف قرار بگیرد

اگر بخواهیم به سالیان گذشته و به ویژه یک دهه ی گذشته بپردازیم، حضور ناتو در کشورهای اروپای شرقی در کدام کشورها پررنگ تر بوده و علل آن چه بوده است؟

یکی از کشورهایی که ناتو بیشتر درآن ها نفوذ کرده، رومانی است. جدا از این دیگری کشورهایی (مانند لهستان) هستند که خیلی نزدیک به مرزهای اتحادیه شوروی سابق هستند. یعنی ناتو بیشتر تلاش می کند در این کشورها نفوذ کند. در حقیقت ناتو به نوعی وارد حوزه امنیتی روسیه می شود، جایی که حتی ملت های روس زبان هم هستند.  این امر باعث می شود که تا حدی فشارها به روسیه افزایش پیدا کند.

حضور ناتو در بقیه کشورهای شرق اروپا در دهه ی اخیر چگونه بوده است؟

ناتو به واسطه ی توانمندی و توانایی اقتصادی، اجتماعی و تاریخی در این کشورها نفوذ می کند و ورودش به این کشورها سبب می شود حوزه ی امنیتی اش افزایش پیدا کند. طبیعی است که کشورهای اروپای شرقی، زمانی که تحت حمایت اتحاد شوروی بودند، از روس ها بسیار ناراضی بودند. برای مثال در مجارستان، یوگسلاوی، رومانی و چکسلواکی نارضایتی بسیار بود.

الان کشورهای جمهوری چک و لهستان، کشورهایی هستند که از لحاظ امنیتی بسیار به ناتو تکیه می کنند. این به این دلیل است که این  کشورها یک پیش زمینه ی تاریخی دارند و از آن 50 سالی که اتحاد شوروی آن ها را تحت نفوذ داشت، زیاد خاطره ی خوشی ندارند. لذا سعی می کنند از ترس روس ها به قوه ی امنیتی ناتو تکیه کنند. 

اگر بخواهیم دهه ی گذشته را بررسی کنیم، حضور ناتو در دریای سیاه یا حوزه بالتیک چگونه بوده است؟

دریای سیاه در حوزه ی ناتو است و ناتو حضور و نفوذ کامل خود را دارد و از برتری کامل برخوردار است. از طرف دیگر دریای سیاه اصولا به عنوان دریای استراتژیکی مانند دریای مدیترانه که بتواند اروپا را تحت فشار قرار دهد، مطرح نمی شود، ولی به حوزه ی نفوذ روسیه نزدیک است. به این خاطر آمریکایی ها با تقویت و توسعه به عنوان عضو ناتو، همیشه سعی کرده اند دریای سیاه را کنترل نمایند.

اگر بخواهیم به حضور ناتو در دریای مدیترانه نگاه کنیم، حضور این نهاد در دریای مدیترانه چه ربطی به استراتژی تحت فشار قرار دادن روسیه دارد؟

موضوعی بحثی وجود دارد که بعد از اینکه نیروی دریایی عثمانی در مدیترانه شکست خورد، می گوییم هر کسی که مدیترانه را در دست داشته باشد، اروپا را هم در دست دارد. روس ها از طریق دریای بالتیک، دریای سیاه و مرمره، همیشه سعی تردد در دریای مدیترانه را داشته اند.

اگر دقت کرده باشیم، نیروی دریایی روسیه در طی قرن نوزدهم، فشار بسیاری به عثمانی آورد و حتی هردو تنگه را از دست عثمانی درآورد. در اواخر قرن، در جنگ های کریمه، که در اواخر قرن نوزدهم دول غربی به کمک عثمانی آمدند و این شبه جزیره را از دست روسیه خارج کردند. این نشان می دهد که حاکمیت بر مدیترانه، یعنی حاکمیت بر اروپا و این یک سنت تاریخی است.

اگر بخواهیم به وضعیت کنونی نگاه کنیم، در شرایط موجود نگاهی که ناتو به اوکراین دارد، با چه مولفه ها و متغیرهایی مورد بررسی قرار می گیرد؟

خانم تیموشنکو (که نامزد ریاست جمهوری و قبلا نخست وزیر بوده،) تقاضا کرده است که اوکراین عضو ناتو شود. اگر این اتفاق بیفتد، طبیعی است که هر تهدیدی که روسیه علیه اوکراین انجام دهد، طبق اساسنامه ی ناتو با تمامی کشورهای ناتو رو به رو می شود.

به این دلیل کیف قصد تکیه به ناتو دارد. البته اوکراین وضعیتی خاص دارد، اگر روس ها بجنبند و بتوانند به زودی و قبل از انتخابات ریاست جمهوری، آن را تجزیه کنند، برد کرده اند. اما اگر نتوانند این کار را انجام دهند و انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و اوکراین به ناتو بپیوندد، کار بر روس ها مشکل می شود.


آلمان ها چون بیشترین سرمایه گذاری را در روسیه دارند، طبیعتا نمی خواهند سرمایه گذاریشان به خطر بیفتد. ایتالیایی ها و انگلیس ها مطمئنا هرچه آمریکایی ها بگویند، گوش می کنند و فرانسوی ها به دلیل وابستگی اقتصادشان به اقتصاد آلمان، به آلمان ها گرایش دارند.


استراتژی کنونی  ناتو در قبال روسیه، بعد از بحران اوکراین، (بعد از اجلاس لیسبون در پرتغال که یک سری استراتژی هایی در زمینه های گوناگون مدنظر ناتو قرار گرفت ) از چه جنبه های مختلفی مورد بررسی قرار می گیرد؟

ناتو تا قبل از 11 سپتامبر خود را در حوزه ی اروپای غربی مطرح می کرد، اما بعد از 11 سپتامبر با حضوری که در افغانستان پیدا کرد، نشان داد که دارد از حوزه ی اروپا خارج می شود و طریق دیگری را طی می کند. اما درمورد روسیه، اصولا آمریکایی ها به دنبال چیز دیگری هستند.

برای شرح آن به یک مقایسه ی تاریخی می پردازیم. بعد از جنگ جهانی اول، دورانی را به نام دوران صلح مسلح داریم، که همه ی کشورها، درحالی که در صلح بودند، تسلیحات خود را تقویت می کردند و این باعث جرقه ای شد که زده شد و جنگ جهانی اول شروع شد.

در این جا یک مقایسه ی تاریخی انجام می دهیم (که البته بدین معنا نیست که واقعا شبیه هم است، بلکه صرفا مقایسه ای است). امروزه آمریکا روسیه را وارد یک مسابقه ی تسلیحاتی و یک دوران صلح مسلح جدید می کند.

البته این دوران صلح مسلح، یک مقدار نسبت به جنگ سرد از سطح پایین تری برخوردار است. آمریکایی ها آگاه هستند که اقتصاد روسیه نمی گذارد که روس ها وارد این رقابت شوند، لذا روسیه را وارد بحث ارتقای توانمندی های نظامی می کنند تا دوباره از نظر اقتصادی دچار مشکل شود و این امر تا 20 یا 30 سال آینده منجر به تجزیه ی روسیه شود.

با توجه به این وضعیت، استراتژی ای که در یک سال گذشته یا درواقع بعد از بحران اوکراین مدنظر مقامات روسیه برای مقابله با حضور بیشتر ناتو در شرق اروپاست، چه می باشد؟

روس ها می دانند نمی توانند واقعا  در بلند مدت در مقابل هجمه ای که ناتو انجام می دهد، ایستادگی چندانی داشته باشند، لذا تنها کاری که می کنند این است که هزینه ی اقدامات آن ها را بالا می برند. در  این راستا با بالا بردن هزینه ها، قصد کندتر کردن ناتو را دارند. اما این که تا چه حد موفق باشند و بتوانند در یارگیری جهانی، روی دست آمریکایی ها بلند شوند، باید منتظر ماند و دید.

با توجه به وضعیت کنونی در این حوزه، حضور بیشتر ناتو در شرق اروپا مدنظر مقامات ناتو است. هزینه ی اقتصادی و سیاسی این امر تا چه حدی است ؟

طبیعتا ناتو باید هزینه کند، اما دستاوردهای امنیتی و دستاوردهای استراتژیکی به هزینه هایی که صرف می کند می ارزد. یعنی به طور کلی برتری هزینه - فایده دارند. در همین راستا اکنون روسیه 45000 نیرو کنار مرز اوکراین مستقر کرده است، این 45000 نفر، به طور مثال اگر روزی 1 کیلو نان بخورند، روزی 45000 کیلو نان می شود، درحالی که ناتو کلا 600 سرباز آمریکایی و 20 هواپیما در ترکیه یا لهستان هزینه کرده است.

روس ها ناگزیرند که هزینه ی زیادی بپردازند، در همین حین در روسیه کلا 4% اقتصاد دنیا را در مقابل حجم اقتصادی غرب دارد. بنابراین توان اقتصادی روسیه اجازه نمی دهد که خیلی با (ناتو) برابری کند، همان طور که در اتحاد شوروی هم این چنین شد.

با توجه به وضعیت کنونی، در خود اتحادیه اروپا یا خود کشورهای اروپایی، کدام کشورها بیشتر مایل به حضور نظامی ناتو در کشورهای اروپای شرقی هستند؟

کشورهای اروپای شرقی به نحوی به دنبال این هستند که به ناتو بپیوندند. وقتی آنها به ناتو بپیوندند، طبیعتا بسیاری از تجهیزات نظامی آن ها کاهش پیدا می کند. وقتی وارد یک جمع دفاعی می شوید، بخشی از تجهیزات دفاعی شما به آن ها انتقال پیدا می کند و البته دیگر ناچار نیستید خودتان از خودتان دفاع کنید، بلکه ناتو تعهد می کند که از شما دفاع کند.

این باعث می شود هزینه های نظامی کشورهای شرق اروپا کاهش پیدا کند و وقتی هزینه های نظامی کاهش پیدا کند، می توانید بودجه ی آن را صرف مسائل اقتصادی، رفاه ملی و ... کنید. به همین خاطر می بینید که کشورهایی مانند آلمان که خود توان بالایی دارد، باز هم عضو ناتو می شود تا بتواند به آمریکا یا کشورهای دیگر تکیه کند.

با توجه به وضعیت اقتصادی کشورهای اروپای شرقی، خیلی از این کشورها وضعیت اقتصادی نامناسبی دارند. مهم ترین مشوق هایی که ناتو و به ویژه آمریکا در اختیار این کشورها، برای حضور بیشتر در سازمان ناتو قرار می دهد، چیست؟

به طور مثال اگر به دو راداری که قرار بود در سپر دفاع موشکی در چک و لهستان نصب کنند، نگاه کنیم، آمریکایی ها به این دو کشور گفتند اگر اجازه ی این کار را بدهید، کمک های اقتصادی زیادی به شما می کنیم.


روس ها می دانند نمی توانند واقعا  در بلند مدت در مقابل هجمه ای که ناتو انجام می دهد، ایستادگی چندانی داشته باشند، لذا تنها کاری که می کنند این است که هزینه ی اقدامات آن ها را بالا می برند. در  این راستا با بالا بردن هزینه ها، قصد کندتر کردن ناتو را دارند.


آمریکا در حقیقت امنیت این ها را می خرد و وقتی این کشورها امنیت خود را می فروشند، طبیعی است که پول دریافتی را صرف مسائل اقتصادی می کنند و برای آن ها انجام این کار می صرفد.

نگاهی که کشورهای حوزه ی دریای سیاه بعد از بحران اوکراین به گسترش همکاری با ناتو دارند، چه هست؟ به طور مثال، ترکیه بعد از بحران اوکراین، چه نوع نگاهی به همکاری  با ناتو دارد؟

ترکیه به هرصورت، دومین ارتش بزرگ ناتو است، یعنی بعد از ارتش آمریکا، بیشترین تعداد سرباز را در ناتو، ارتش ترکیه دارد. حتی در جریان بحران سوریه نیز، دو تا از موشک های ناتو را در ترکیه مستقر کردند. ترکیه به دلیل این که دوباره وزن تاریخی خود را در منطقه ی خاورمیانه و حوزه ای که آن را به اروپا متصل می کند، پیاده کند، گرایش بیشتری به ناتو پیدا می کند.

ترکیه یک نظام ارتش سالار است، یک دولت پادگانی است و هنوز ارتش در این کشور این قدرت را دارد که در سیاست های ملی تاثیر بگذارد. ارتش ترکیه هم متصل به ناتو است و از آن استفاده می کند.

در شرایط موجود، با نگاه به کشوری مانند کشورهای همسایه ی اوکراین، این کشورها تا چه حدی ممکن است پذیرای حضور بیشتر نیروهای ناتو و به ویژه نیروهای آمریکایی در خاک خود باشند؟

یکی از کشورهای همسایه ی اوکراین روسیه است، که بحث آن مجزا است. کشورهای دیگری مانند لهستان، لیتونی، استونی و .... ، کشورهایی هستند که خیلی بیشتر دنبال ناتو  هستند. آنها کشورهای کوچکی با جمعیت خیلی کم، توان نظامی پایین و توان اقتصادی محدودند، لذا ناگزیرند که در آن جا به ناتو تکیه کنند.

برای مثال لیتونی، استونی، کشورهایی بسیار کوچک هستند که بعضی از آن ها حتی اندازه ی نصف شهر تهران جمعیت ندارند که بخواهند در مقابل جمهوری روسیه مقاومت نمایند. لذا ناگزیرند که به ناتو بپیوندند و به نحوی این کار را انجام دهند و البته آمریکایی ها این روند را شتاب می دهند.

در شرایط کنونی، نوع نگاه کشورهای اروپای شرقی به ناتو چه تاثیری در ورود این کشورها به اتحادیه ی اروپا می گذارد؟

اتحادیه ی اروپا یک بحث اقتصادی است و ناتو یک بحث امنیتی است. هرچند که این دو با یکدیگر هماهنگ هستند وبا هم عمل می کنند. برادر بزرگ تر در ناتو، ایالات متحده است و ایالات متحده است که تصمیم می گیرد چه کشوری چه کاری را باید انجام دهد. اما پیوستن این کشورها به ناتو و پشتیبانی ایالات متحده از آن ها، روند آن ها را برای ورود به اتحادیه ی اروپا تسهیل خواهد کرد.

با توجه به وضعیت سپر موشکی در کشورهای مطرح شده در چند سال گذشته و مطرح شدن بحث های زیادی درباره سپر دفاعی موشکی در شرق اروپا، دریای سیاه و کشورهایی مانند ترکیه، بحران اوکراین چه تاثیری در این حوزه ی استراتژیک می گذارد؟

در حوزه ی استراتژیک، وقتی بخواهیم بزرگ تر به این قضیه نگاه کنیم، بحران اوکراین شروع مجددی است برای فشار بر روسیه. این که سپر موشکی در آن جا قرار می گیرد و آمریکایی ها نیروهای خود را در آن جا می آورند و در مرز مستقر می کنند؛ درواقع آمریکایی ها دوباره روسیه را وارد یک مسابقه ی تسلیحاتی سنگینی می کنند که به هر صورت اقتصاد آن را به زمین بزنند.

ناتو و آمریکایی ها در چه صورتی می توانند در این رویکرد موفق باشند؟

اگر آن ها ادامه دهند و این استراتژی را پیگیری کنند، می توانند موفق باشند. البته در بلند مدت، یعنی 20 تا 30 سال آینده فکر می کنم آمریکایی ها موفق شوند. البته روس ها هم اگر عقلانی تر عمل کنند، می توانند هزینه ی اقدامات آن ها را بالا ببرند.

در شرایط موجود نگاهی که لهستان به سپر موشکی یا عضویت در ناتو و به نوعی همکاری بیشتر با ناتو دارد، چه تاثیری از بحران اوکراین گرفته است؟

هردو کشور اوکراین و لهستان قبل از جنگ جهانی دوم، به وسیله ی روسیه اشغال شدند. لهستان طبق توافقی که بین هیتلر و استالین شد، تجزیه شد. لهستانی ها به طور سنتی از روس ها می ترسند، اوکراینی ها نیز سنتا از روس ها می ترسند.


آمریکایی ها آگاه هستند که اقتصاد روسیه نمی گذارد که روس ها وارد این رقابت شوند، لذا روسیه را وارد بحث ارتقای توانمندی های نظامی می کنند تا دوباره از نظر اقتصادی دچار مشکل شود و این امر تا 20 یا 30 سال آینده منجر به تجزیه ی روسیه شود.


استالین بخشی از جمعیت اوکراین را روسی کرد. در واقع این ها یک سنت تاریخی ترس از روسیه دارند. از زمان پطرکبیر، کاترین کبیر و الکساندر اول، همواره روس ها آن ها را مورد هجوم قرار داده اند. اگر ناپلئون عقب نشینی نمی کرد، روس ها آنان را قتل عام می کردند.

هیتلر اگر عقب نشینی نمی کرد، استالین آنان را قتل عام می کرد. بنابراین اوکراین و لهستان به طور سنتی می ترسند، چون روس نیستند و گرایش بسیاری به اروپای غربی دارند. به این خاطر طبیعی است که حتما به سوی ناتو می روند.

اگر بخواهیم نگاه مقایسه ای به وضعیت آلمان در جنگ جهانی دوم و وضعیت کنونی اوکراین داشته باشیم، در چه صورتی ممکن است به نوعی بلوک بندی جدیدی با توجه به شرایط اوکراین و وضعیت تداوم جنگ داخلی در این کشور، مانند آلمان داشته باشیم؟

آلمان تقسیم شد، چون روس ها و آمریکایی ها توافق کرده بودند آلمان را تضعیف کنند.  وقتی جنگ جهانی اول تمام شد، آلمان نابود شده بود، اما ظرف 25 سال به سرعت خود را به وضعیتی رساند که دوباره با تمام جهان می جنگید. به این دلیل آمریکایی ها و روس ها توافق کردند که آلمان را آنقدر تضعیف کنند که نتواند به حدی برسد که دوباره در جهان عرض اندام کند.

الان هم می بینیم که آلمان از نظر نیروی نظامی حق ندارد که بدون مجوز ایالات متحده حتی یک تانک یا حتی یک زیردریایی تولید کند. تمام این ها باید با مجوز ایالات متحده باشد. اما اوکراین در این حد نیست که بخواهیم مانند آلمان درمورد آن حرف بزنیم.

اوکراین کشور خیلی فقیری است که از اتحاد شوروی جدا شده است، منابع چندانی ندارد، جمعیت آن و توان اقتصادی و نظامی آن هم در حد آلمان نیست که قابل مقایسه با آلمان باشد یا بتوانیم مانند آلمان در مورد آن صحبت کنیم.

اما اگر آمریکایی ها و روس ها توافقی بر سر تجزیه اوکراین داشته باشند، آن را تجزیه می کنند، اما مورد آن با آلمان بسیار متفاوت است.

در چند ماه گذشته، بحثی در مورد اختلاف یا عدم اختلاف کشورهای اروپایی، به ویژه اعضای مهم کشورها مانند آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا و .... درمورد نوع برخورد با روسیه در اروپای شرقی و درواقع حضور ناتو در اروپای شرقی برای مقابله با روسیه وجود دارد. در شرایط کنونی چند نگاه در داخل ناتو درمورد رویکرد به روسیه وجود دارد؟

آلمان ها چون بیشترین سرمایه گذاری را در روسیه دارند، طبیعتا نمی خواهند سرمایه گذاریشان به خطر بیفتد. ایتالیایی ها و انگلیس ها مطمئنا هرچه آمریکایی ها بگویند، گوش می کنند. فرانسوی ها به دلیل اینکه اگر اقتصاد آلمان تکان بخورد، اقتصاد فرانسه هم تکان می خورد، به آلمان ها گرایش دارند. این چند دستگی در ناتو وجود دارد، اما مدیریت آمریکایی ها سبب می شود این ها همیشه هماهنگ با هم عمل کنند.

درچه صورتی می توان گفت نگاهی که بیشتر نگاه تحریمی است یا در واقع از ابزارهای سخت افزاری استفاده نمی کند، بیشتر  تقویت می شود و بر ضد روسیه به کار برده شود؟

با مثالی این بحث را مطرح می کنم. از سال آینده آمریکایی ها نوعی نفت به نام نفت شل که از درون سنگ کشف می کنند، تولید می کنند. آنها با پایین آوردن مصرف انرژی خود از سال آینده به بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان تبدیل می شوند.

بنابراین آمریکایی ها به این پیشنهاد خیلی مشتاق هستند که روسیه قیمت گاز را بالا ببرد تا خودشان به اروپا گاز و نفت بفروشند. در واقع آمریکایی ها از این بحران حداکثر استفاده را می کنند و روس ها با بالا بردن قیمت گاز خودشان سبب می شوند که خرید گاز از آمریکا و آوردن آن به اروپا مقرون به صرفه شود.

روسیه نیز 70% درآمدش از فروش نفت و گاز است. آمریکایی ها قصد دارند به نحوی روسیه را از بازار نفت و گاز اروپا خارج کنند که یکی از اقدامات آن ها همین بحث اوکراین است.

اگر بخواهیم نگاه قدرت های بین المللی به حضور ناتو در شرق اروپا را بسنجیم، جدا از روسیه، چین چه نگاهی به حضور ناتو در شرق اروپا دارد؟

چین اصلا در شرق اروپا دخالتی نمی کند، توان دخالت هم ندارد. چین اگر بتواند در همان حوزه ی امنیتی خودش تایوان را مدیریت کند، کار خیلی بزرگی انجام داده است. یعنی اولا چین مسائل اقتصادی خودش را دارا است و دوم این که هنوز نتوانسته در شرق آسیا مسئله تایوان را حل کند، چه اینکه بخواهد به ناتو توجه کند.

چین در قالب سازمان شانگهای چه نگاهی به ناتو دارد؟

شانگهای یک سازمان کاملا ضعیفی است که توان مقابله ی امنیتی با ناتو را ندارد.

آیا ممکن است این سناریو که حضور بیشتر ناتو در شرق اروپا ممکن است سبب همگرایی بیشتری در سازمان امنیتی شانگهای شود، واقعیت داشته باشد؟

سازمان شانگهای ساختاری دارد که ساختار آن اصلا همگن نیست و باهم جور نیستند. وقتی با هم جور نیستند، توان این که بخواهند در مقابل ناتو بایستند را اصلا ندارند. سرجمع اقتصاد کشورهای این سازمان با چین، کلا 15% اقتصاد دنیا را تشکیل می-دهند و توان این را ندارند که وارد چالش و شاخ به شاخ شدن با ناتو شود.

اگر بخواهیم به وضعیت بودجه ی نظامی کشورهای ناتو نگاه کنیم، بحران اوکراین چه تاثیری در این حوزه خواهد داشت؟


اکنون نیز کشورهای عضو ناتو با فشار استراتژیک به روسیه، مسکو را وادار می کنند وارد یک دور باطل مناظره ی خاموش و یک جنگ سرد جدیدی شود، تا بعدا با فشارهای اقتصادی ای که به آن وارد می شود، دوباره در موضع ضعف قرار بگیرد.


بودجه ی نظامی ناتو را طبیعتا خود کشورهای عضو ناتو تامین می کنند. بخشی از این بودجه بین خودشان تقسیم می شود. بخش اصلی بودجه با آمریکا است. هرچه که آمریکا فکر کند که مسائل امنیتی آن دارد دچار مشکل می شود، طبیعتا بودجه ی این نهاد افزایش پیدا می کند. وقتی بودجه ی آمریکا افزایش پیدا کند، بودجه ی ناتو هم افزایش پیدا می کند.

البته بحران اوکراین برای آمریکا یا اروپا چنین نیست که بودجه ی خیلی سنگینی را بگذارند و تنها اگر چند تحرک نظامی کوچک هم داشته باشند، فشار خود را می آورند.

بحران اوکراین چه تاثیری بر استراتژی کلی ناتو دارد ؟

فکر نمی کنم تاثیر خیلی عجیب و غریبی داشته باشد و ناتو بخواهد استراتژی خود را تغییر دهد. شاید یک سری تصمیم های تاکتیکی بگیرد، اما استراتژی کلی خود را اصلا تغییر نخواهد داد.

مثلا حضور در خلیج فارس یا تقویت سامانه ی موشکی؟

این امر ربطی به ناتو ندارد، حضور در خلیج فارس مربوط به ایالات متحده می شود، حضور در افغانستان که با ناتو است، باز هم اعضای ناتو خیلی وارد نیستند، مثلا لهستان کلا 1200 نفر نیرو در افغانستان دارد، این موارد آنقدر مهم نیست که بخواهد هزینه ی زیادی را به ناتو وارد کند یا استراتژی ناتو را تغییر دهد. ناتو همان استراتژی خود را که تدوین کرده است، حفظ می کند.

اگر بخواهیم به افزایش حضور ناتو در شرق اروپا یا دریای سیاه و بالتیک نگاه کنیم، این حضور چه تاثیری بر کشورهای غیرهمگرا با غرب، همچون ایران، تا حدی هند و کشورهای دیگر دارد؟

حوزه ی امنیتی که در دریای سیاه است، از این  کشورها فاصله دارد. بنابراین تحرکات ناتو در آن جا اصلا تاثیرات خاصی روی این  کشورها نخواهد گذاشت و این کشور ها هم توان این را ندارند که بخواهند جلوی تاثیرگذاری ناتو را بگیرند.

آیا از نظر منافع و امنیت ملی، تاثیر منفی ای می تواند برای ایران داشته باشد؟

طبیعتا هرچقدر که آمریکایی ها در مناطق مختلف جهان پیشرفت کنند، ما را بیشتر تحت فشار قرار خواهند داد.

اگر بخواهیم به سناریوهای آینده و بحران اوکراین نگاه کنیم، حضور ناتو تا چه حدی ممکن است سخت افزاری شود و یا بحران اوکراین به نوعی تبدیل به رویارویی نظامی بین روسیه و اوکراین و به تبع آن ناتو شود؟

من فکر نمی کنم بحران دچار رویارویی نظامی شود. یعنی این که وارد یک جنگ تمام عیار شوند. اما این را باید بپذیریم که فعلا به یکدیگر چنگ و دندان نشان می دهند و باید منتظر بمانیم ببینیم که چه اتفاقی می افتد.

فکر می کنم آخرین مقاله ای کسینجر در واشنگتن پست موضوع را کاملا توضیح داده است. او بیان می کند که آمریکا باید با احتیاط بیشتری عمل کند، اما روس ها را در شرایطی قرار دهد که همیشه حالت آماده باش داشته باشند، تا وضعیت آن ها به ثبات نرسد.

درچه صورتی ممکن است بحران اوکراین تبدیل به یک جنگ تمام عیار بین روسیه و ناتو شود؟
من فکر نمی کنم دو طرف وارد جنگ بشوند.

در هیچ سناریویی امکان ندارد؟
در هیچ سناریویی وارد جنگ نمی شوند.

کارشناس مسائل استراتژیک و دفاعی
انتهای متن/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها