امروز : جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 24
۰۵:۴۵
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 85104
تاریخ انتشار: ۸ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 53
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عبدالفتاح السیسی برای رسیدن به قدرت در مصر از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است؛ از شبه‌کودتا علیه ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عبدالفتاح السیسی برای رسیدن به قدرت در مصر از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است؛ از شبه‌کودتا علیه محمد مرسی، رئیس‌جمهور منتخب این کشور گرفته تا وعده‌هایی که برای ارتقای وضعیت اقتصادی و امنیتی این کشور می‌دهد. اما در میان سخنان انتخاباتیش، وعده‌‌هایی به چشم می‌خورد که از آینده روشن برای مصر نشان ندارد.

او که از پدر و مادر اخوانی متولد شده، چندی پیش اعلام کرد، اگر او برنده انتخابات شود، گروه اخوان المسلمین دیگر وجود خارجی نخواهد داشت! این امر با توجه به سابقه اخوان المسلمین و تجربه مبارزاتی آن، بسیار بعید به نظر می‌رسد. این موضوع نه تنها امکان‌پذیر نخواهد بود بلکه برای السیسی مشکل‌ساز نیز خواهد شد چراکه آنها با قدرت سهم خود را مطالبه خواهند کرد. در نتیجه این سیاست، دولت احتمالی السیسی با جنبش‌های اسلامگرا از جمله اخوان المسلمین در تعارض جدی خواهد بود.

با توجه به این نوع دیدگاه، اگر السیسی بر سر کار بیاید، در واقع، نمونه تضعیف‌شده‌ای از دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر احیا خواهد شد. اما مسئله اینجاست که با توجه به بیداری هویتی که از انقلاب 25 ژانویه 2011 و به دنبال سقوط حسنی مبارک در مصر شکل گرفته که این هویت عمدتا نیز اسلامی است، دیکتاتوری در سرزمین فراعنه به آسانی گذشته نخواهد بود و قطعا مقاومت‌هایی در برابر آن صورت خواهد گرفت. بنابراین به خاطر ایستادگی این هویت اسلامی در قبال هر گونه دیکتاتوری در دستگاه حاکمیت مصر، باید منتظر ناآرامی‌هایی در مصر آینده بود.

اما یکی دیگر از پیامدهای داخلی روی کار آمدن السیسی، به وجود آمدن فضای امنیتی در مصر است. در واقع، نظامیان مصری اغلب در تلاشند با امنیتی کردن فضا، پایگاه‌های خود را تحکیم ببخشند. به عنوان مثال، احتمال می‌رود تلاش السیسی برای حذف اخوان المسلمین به واکنش شدید این گروه منجر شود که به تبع، نظامیان به بهانه مقابله با واکنش این گروه اسلامگرا، فضا را امنیتی خواهند کرد که ماحصل آن چیزی جز بروز تظاهرات خشمگینانه نخواهد بود.

سیاست خارجی عبدالفتاح السیسی در سطح منطقه نیز کاملا قابل پیش‌بینی است. با توجه به سرانه پایین درآمد مصر که تحولات سه سال اخیر در این کشور، یکی از عوامل آن بوده، سیاست خارجی مصر تابع مسائل اقتصادی خواهد بود. عربستان سعودی به خاطر اینکه سیاستگذاری خارجی و داخلی مصر را مهار کند، سالانه 14 میلیارد دلار به قاهره کمک می‌کند بنابراین قاهره برای تامین نیازهای مالی و اقتصادی به بلوک خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی به شدت وابسته خواهد بود.

از آنجائیکه آمریکا نیز از دیگر تامین‌کنندگان مالی و تسلیحاتی مصر به شمار می‌آید، موضع مصر در قبال پیمان کمپ دیوید نیز کامل واضح است. به بیان دیگر، از آنجائیکه امنیت اسرائیل، دغدغه خاطر سیاستمداران آمریکایی‌ به شمار می‌آید، دولتمردان جدید مصری برای آسوده کردن خاطر آنها، قطعا به پیمان کمپ دیوید پایبند خواهند ماند و حافظ منافع و امنیت اسرائیل خواهند بود.

در نتیجه، این سیاست‌های منطقه‌ای تا اندازه‌ای منعکس کننده سیاست بین‌المللی السیسی نیز خواهد بود؛ وابستگی کامل اقتصادی، امنیتی و نظامی به آمریکا از یک سو، و روسیه از سوی دیگر. السیسی اخیرا سفری به مسکو داشت که در آن شاهد حمایت شدید ولادیمیر پوتین از السیسی بودیم. السیسی نیز از شیفتگی خود نسبت به شخصیت پوتین سخن گفت. در سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه به قاهره نیز مقامات روسی از انعقاد قرار داد فروش سامانه دفاع موشکی و جنگنده‌های نظامی به ارتش مصر خبر دادند. بنابراین، دوران السیسی احتمالا دوران وابستگی به آمریکا در عین روابط حسنه با مسکو خواهد بود.

اما بر خلاف تلاشی که السیسی برای تقویت روابط خود با برخی کشورهای منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد کرد، امید چندانی برای بهبود روابط قاهره با تهران پیش‌بینی نمی‌شود. روابط ایران و مصر از زمان امضای پیمان کمپ دیوید در سال 1978 به دست انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر و مناخیم بگین، نخست وزیر وقت اسرائیل رو به تیرگی نهاد. حمایت‌های دولتمردان وقت مصر از عراق در دوران جنگ تحمیلی نیز به این موضوع دامن زد. در دوران اصلاحات تلاش‌هایی برای بهبود روابط میان دو کشور صورت گرفت که در نهایت به نتیجه نرسید. بعد از انقلاب مصر، ایران به حمایت از انقلاب این کشور پرداخت. حتی محمد مرسی،‌ رئیس جمهور مصر به خاطر اجلاس جنبش عدم تعهد، سفر کوتاهی به ایران داشت اما هیچ یک از اینها به تقویت روابط تهران و قاهره نیانجامید، علت نیز اختلاف دیدگاه دو کشور بر سر بحران سوریه بوده است. با توجه به مجموعه عوامل فوق، نمی‌توان از تلاش‌های السیسی در این راستا انتظاری داشت به ویژه اینکه او عربستان را مهمترین متحد منطقه‌ای خود به شمار می‌آورد، روابط حسنه‌ای با اسرائیل دارد و آمریکا نیز از مهمترین متحدان این کشور محسوب می‌شود. از آنجائیکه این سه با ایران در تعارض‌اند، السیسی نیز مانند مبارک، رابطه با آمریکا، عربستان و اسرائیل را به رابطه با ایران ترجیح خواهد داد.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار