امروز : پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 23
۰۸:۱۸
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 86314
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 131
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه سینما:«گر شبانان به سر کوی تو آیند و روند/خرم آن دم که مرا شغل شبانی باشد(امام خمینی (ره)». چند ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه سینما:«گر شبانان به سر کوی تو آیند و روند/خرم آن دم که مرا شغل شبانی باشد(امام خمینی (ره)». چند سال است که مدیریت سینمای ایران بحث اکران جهانی و فروش فیلم در شبکه توزیع فرامرزی را مطرح و تعقیب می کند . بی تردید دراین رویکرد منهای عوامل تخصصی و مدیریتی ، گرایش موضوعی و مضمونی مورد پسند  مردم (در درجه اول داخل و سپس دنیا) از اهمیت بالایی برخوردار است . کشورهای با قدمت تاریخی و دارای پیشینه مبارزاتی و حضور چهره های شاخص عرصه های مختلف ، همواره در زمینه سینمای پرمخاطب و اکران جهانی موفق تر بوده اند . آمریکا علی رغم نداشتن ریشه و تمدن ، مرتبا از حداقل هایش استفاده پرتعداد و تکراری کرده است و در بسیاری موارد به دلیل درک این اهمیت به سراغ تاریخ و شخصیت دیگر کشورها رفته تا سینمای پرتماشاگرش را سرپا نگه دارد .

برای سینمای غالب جهان فرقی نمی‌کند که شخصیت های معروف کجایی و مربوط به کدام مقطع تاریخی است : از «ال سید» تا «عمرمختار» ، از «کلوپاترا» تا«ماندلا» ، از «لینکلن» تا «الرساله» ، از «آیوانهو» تا «کندی» ، از «بن هور» تا «روزولت» ، از «اسپارتاکوس» تا «زاپاتا» ، از «باراباس» تا «چه گوارا» وصدها فیلم از ده ها چهره و شخصیت شهیر تاریخ کهن و جدید و صدها فیلم درباره وقایع مهم تاریخی را مردم دنیا بارها برپرده ها دیده اند و حتی درباره اغلب چنین شخصیت ها و سوژه هایی چند فیلم ساخته شده است .

یعنی سینمای جهان به راحتی از کنار موضوعات تاریخی جذاب یا شخصیت ها و وقایع پیرامون چهره  های تاریخی نمی گذرد ، چرا که به تجربه دریافته است نفوذ فرهنگی  درجهان با این رویکردها ممکن و صد البته مردم نیز تشنه دیدن و شناختن مسایل دیگر ملل و حوادث و افراد برتر این جوامع هستند . (باتمام تلاش های صورت گرفته درسال های گذشته  گفته می شود که در زمینه افسانه ها و اسطوره ها ، فقط انیمیشن رستم و سهراب فروخته شده است) .  

هر ورق از تاریخ کشور ما می تواند دستمایه فیلم و سریالی قرار گیرد . دهه 20 به این طرف (به ویژه وقایع و حوادث پیرامون مدرسه فیضیه تا تبعید امام راحل)   ایده و موضوعاتش پایان ناپذیر است . مثلا همین سوژه «تصویب لایحه کاپیتولاسیون» و قیام امام علیه آن  را در نظر بگیرید که چقدر ظرفیت درام پردازی دارد .  موضوعی که به شدت جهانشمول و مناسب ملت های مختلف است و ... اما سینمای ما از وجود چنین ذخایری از قصه و محتوای واقعی و جذاب غافل مانده است . در واقع سینمای ما درعین اینکه تا کنون نتوانسته در قالب اثری اتوبیوگرافیک نسبت به ولی نعمت و ناجی خود ادای دین کند ، خود را از این انبان دستمایه های جذابیت آفرین هم محروم کرده است .

نزدیک 10 فیلم فقط درباره گاندی ساخته شده است ، آیا زندگی ، مبارزات و شخصیت گاندی سینمایی تر از امام است ؟ آیا قصه ها و حتی داستانک های پیرامون امام درطول مبارزات ایشان کمتر از زندگی و فعالیت های سیاسی  گاندی است ؟  آیا ساده زیستی و دیدگاه های انسانی – اخلاقی و شیوه های تدریس و عشق طلاب به امام قابل مقایسه با نحوه زیست و عاشقان گاندی است ؟ گاندی کاریزماتیک تر است یا امام ؟ شیوه ها و پیوند میان تئوری و عمل مبارزاتی گاندی بیشتر قلب و فکر جوانان را فتح می کرد یا امام ؟ و ... فیلم های زیادی درباره لنین ساخته شده است . جالب است که بدانیم درچند فیلم فقط به طرح و توطئه ترور لنین توسط انگلیسی ها پرداخته شده است و ادامه دارد ، چنانکه به قرن جدید هم کشیده شده است مثل «خدا حافظ لنین» که درسال 2003 ساخته شد .

اساسا مردم دنیا بیش از هر وسیله ای از طریق سینما با شخصیت های جریان ساز (مثبت و منفی) آشنا شده اند و خود سینمای دنیا هم افتخار و سربلندی اش در داشتن نمونه های ازاین دست آثار است . مارگارت تاچر ، مالکوم ایکس ، استالین ، نیکسون ، هیتلر ، چرچیل ، لوترکینگ ، ماندلا (درمورد همسر ماندلا هم فیلم ساخته شده است)  و ... به فیلم هایی تبدیل شده اند که توده های مردمی و خواص و نخبگان  (حتی آنان که سینمارو دایمی نیستند) برای دیدنشان برپرده ، روانه سالن های نمایش شده اند .

ما پس از سه دهه از فوت برجسته ترین شخصیت جهانی نتوانسته ایم یک فیلم با محوریت ایشان  (ویا حتی با داستان های پیرامون حضور ایشان) بسازیم . البته تلاش هایی صورت گرفته مانند ناکامی نمونه کار بهروز افخمی و یا مجتبی راعی که سریال «صنوبر» را با خروجی اثری سینمایی ساخت ، ولی فیلمی سینمایی که درخور شان و شخصیت امام باشد و حق مطلب را ادا کند نساخته و نداریم . شاید از برخی کشورهای دچار تحولات سیاسی - اجتماعی شده که صاحب سینما نیستند انتظاری نباشد مانند کوبا ، ویتنام و ... (اگرچه همین کشورها هم بالاخره کاسترو و هوشی مینه را به پرده ها کشیده اند) اما از کشوری مثل ایران که مدعی رتبه دوازدهم تولید فیلم درجهان است و به واقع هم  سالانه بالای 70 عنوان فیلم بلند می‌سازد ، انتظار ساختن هر ده سال یک فیلم ، درباره مردی که در اوج استیلای سکولاریسم بردنیا ، با پیروی از احکام دینی ، بزرگترین تغییر را درانداخت ، انتظار زیاد یا غیرمنطقی است؟!

منهای شرح و بسط حضور فعال امام در بطن و صدر جنبش رهایی بخش مردم ایران که مکتوب شده و یا آنچه از سخنرانی و پیام و نصیحت و هشدار و تبیین دوجهان مادی و معنوی که اسناد آن موجود وثبت شده است ، خاطرات و روایت های بسیاری از سوی دوستان و همراهان و خانواده ایشان نقل و ضبط شده است که به جد هر کدام از آنها می تواند منبع و مرجع اثری تصویری باشد ، اثری که درعین جذابیت و کشش ، تحقق برآیند آرزوها و آمال  آن بزرگوار در سینما ، به عنوان «یک دستگاه آموزشی» هم کارکرد داشته باشد .  اعم صحبت های امام درباره سینما نسل جوان را دربرمی گرفت ، نسل جوانی که به گفته ایشان به وسیله سینمای «به طور صحیح و سلیم اداره» شده از لغزش ها و طعمه بیگانه شدن درامان خواهند بود .

فوت امام واقعه کم نظیر دیگری در تاریخ قدیم و جدید است ، همچنانکه ورود ایشان به ایران پس از سال ها تبعید و استقبال شگفتی ساز ملت ایران ، همه دنیارا متوجه خود کرد ، رحلت ایشان رخت عزا را نه تنها برتن جهان اسلام کرد که همه آزادگان و طالبان عدالت را دراقصی نقاط جهان ، به تاسف و گریه واداشت . درآن روزهایی که باران  اشک از ایران می بارید ، حتی دشمنان خمینی هم که اندکی مردانگی داشتند (ازاین نفوذ معنوی) ، به احترامش کلاه از سر برداشتند و نتوانستند جلو گریه هایشان را بگیرند .
به قول شاعر افغانی :

ز ارتحال تو چشم ستاره خون بارید – به جای بانگ اذان از مناره خون بارید

کشف رمز وراز و دراماتیزه کردن این قدرت معنوی کار سینماست . ماندگار کردن عظیم ترین تشییع جنازه جهان وظیفه سینماست . جای  آن روزهای پر اضطراب و برسر زدن های یکپارچه ملت چند ده میلیونی برپرده سینماها واقغا خالی است . هر ثانیه و دقیقه و ساعت آن روزها جای پرداخت سینمایی دارد . موضوع با شکوه تشییع امام و دفن ایشان در بهشت زهرا ، دنیا را لرزاند ، آیا تصویر آن برپرده ها جهان را تسخیر نخواهد کرد ؟

این روزها ، ایام سخنرانی و یادآوری و وعده و وعید است . رسانه ها و خبرنگاران و نویسندگان نیز مطابق هرساله انتقاد و تذکرات لازم را منعکس می کنند ، اما مشکل کجاست ؟ این قلم در زمینه نقد این زمینه ها به فرسایش رسیده است و به گفته مولانا:

چون قلم در وصف این حالت رسید – هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

مشکل در کجاست که ما با اعتماد به نفس خمینی بخشیده ، توانسته ایم در اغلب عرصه ها منجمله سیاسی ، نظامی و علمی در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم  ولی درباره حوادث و اتفاقات پی ریزی (و  پایه گذار) این بزرگی ها نتوانسته ایم آثاری خلق و حداقل  یک فیلم جهان گستر بسازیم ؟ بی شک زمان آن فرا رسیده تا دستگاه های مسئول و شخصیت های وام دار خمینی کبیر و به ویژه سینماگران (که بیش از همه تشخص خود را مدیون امام هستند) به چاره اندیشی بنشینند . باید موضوع را جدی گرفت . باید  نشست ها و میزگردهایی تا حصول نتیجه به منظور تولید فیلم درباره تاریخ معاصر (و خصوصا جنبش 15 خرداد تا انقلاب) برگزار و به جمع بندی رسید . زمان به سرعت می گذرد . نگذاریم خدای ناکرده دیگران درباره جنبش مردمی ایران و خصوصا رهبر فقید آن تصویرسازی کنند . آنان درعین دشمنی ، بدنبال ایده ها و موضوعات تازه و بکر هستند . این عرصه با طراوت ، دست نخورده و همه پسند است ، به راحتی از دستش ندهیم .

محمد تقی فهیم
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها