امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۲:۲۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 87150
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۴:۴۲
تعداد بازدید: 151
يكي از شيوه هاي تربيتي - تبليغي، سود جستن از تشويق و تنبيه است.تشويق وسيله اي براي ايجاد شوق، انگيزه و رغبت براي انجام كارهاي نيك و ايجاد عادت هاي ...

يكي از شيوه هاي تربيتي - تبليغي، سود جستن از تشويق و تنبيه است.تشويق وسيله اي براي ايجاد شوق، انگيزه و رغبت براي انجام كارهاي نيك و ايجاد عادت هاي پسنديده مي باشد و تنبيه، عاملي براي جلوگيري از پيدايش خصلت هاي ناپسند يا انجام كارهاي زشت و ترك عادت هاي نكوهيده به شمار مي رود.

يكي از شيوه هاي تربيتي - تبليغي، سود جستن از تشويق و تنبيه است. 1
تشويق وسيله اي براي ايجاد شوق، انگيزه و رغبت براي انجام كارهاي نيك و ايجاد عادت هاي پسنديده مي باشد و تنبيه، عاملي براي جلوگيري از پيدايش خصلت هاي ناپسند يا انجام كارهاي زشت و ترك عادت هاي نكوهيده به شمار مي رود. بي گمان هر دو عامل تشويق و تنبيه در پيشرفت تربيتي انسان ها نقش مؤثري دارند. به كارگيري اين دو شيوه در تمام مراحل زندگي انسان ها مفيد و سازنده است، اما در دوران كودكي به كار بستن اين شيوه اهميت بيشتري دارد، زيرا كودكان از لحاظ رشد فكري و معنوي در حالت ضعف به سر برده، در مقابل اعمال پسنديده نياز به تشويق دارند تا آن ها را در خود تقويت نمايند. در مقابل، نياز به تنبيه در جهت ترك خصلت هاي نكوهيده نيز امري گريزناپذير است.
از اين رو با توجه به اهميت اين دو شيوه متضاد و كارساز، به هر كدام از اين دو به گونه اي جداگانه مي پردازيم تا خواننده محترم، خود در فرايندي فعال با تركيب دقيق اين دو عامل تربيتي شيوه اي درخور در تربيت ديني كودكان برگزيند.

تشويق عاملي سازنده

اين انتظار كه كودك يا نوجوان بدون تشويق به وظايف خود عمل نمايد، انتظاري بجا و درست نيست. تشويق سبب مي شود كودك يا نوجوان انگيزه و شوق لازم را براي انجام كارهاي شايسته به دست آورده، از اين رهگذر عادت به انجام كارهاي شايسته در وجود او نهادينه شود.
اگر كودك پس از انجام عملي شايسته تشويق، مورد تحسين قرار گيرد، شيريني تشويق در خاطره او باقي خواهد ماند و انگيزه او را در تكرار آن عمل قوي تر خواهد ساخت.
روزي امام حسن مجتبي عليه السلام كودكي را ديدند كه نان خشكي در دست داشت، لقمه اي از آن مي خورد و لقمه ديگر را به سگي كه در آنجا بود مي داد. آن كودك فرزند يكي از بردگان بود. امام از او پرسيد: پسر جان، چرا چنين مي كني؟ كودك جواب داد: من از خداي خود شرم دارم كه غذا بخورم و حيواني گرسنه به من بنگرد و به او غذا ندهم. حضرت از روش و سخن زيباي او خرسند شدند و دستور دادند غذا و لباس فراواني به او عطا كنند. سپس وي را از اربابش خريده آزاد نمودند. 2 »
تشويق، روح كودك را در جهت انجام كار تقويت نموده، احساس رضامندي و خشنودي را در او به وجود مي آورد. همين احساس در تكرار عمل به وي ياري مي رساند. به عنوان مثال وقتي در كلاس آموزش قرآن در صدد آموزش قرآن مي باشيم بهتر است به جاي اشكال از اعراب و تجويد و... بر نكات مثبت و پيشرفت هاي جزئي تكيه نماييم و در اين ميان برخي اشتباهات را به نرمي گوشزد نمائيم.
مطمئن باشيد خود به خود انگيزه خواندن بهتر در كودك به وجود خواهد آمد. زيرا تذكرهاي مستقيم، متناسب با روحيه لطيف و تشويق پذير كودك نيست.
تشويق عاملي كارا و مؤثر در تقويت رفتار انسان ها و شكوفايي استعدادهاي نهفته ايشان است. اين عامل سبب پيدايش نشاط و خودباوري در كودك و نوجوان شده، وي را از دلزدگي و نااميدي دور مي سازد. مناسب است، به يك نمونه جالب و واقعي از اثر تشويق اشاره نمائيم:
«اولين بار كه بنا شد به منبر بروم، نزد آقا شيخ علي اكبر رشتي رفتم و گفتم: يك منبر براي من بنويس. او براي من يك منبر نوشت. من اين منبر را حفظ كردم. تصميم گرفتم اولين منبرم در مسجدي كه پدرم شب ها در آن جا نماز جماعت اقامه مي كرد، باشد. آقا شيخ محمد شميراني كه ده ها بار مرا ديده بود، وقتي مرا در بالاي منبر ديد بهت زده به من خيره شد. ديگران نيز به نافله عشاء نپرداختند و همگي به من نگاه مي كردند. شروع به سخنراني كردم و مطالبي را كه حفظ كرده بودم مطرح نمودم.
خيلي خوب به خاطر دارم كه ابتداي منبري كه آقاي عزمي (رشتي) برايم نوشته بود چند بيت شعر داشت، وقتي اين چند يت شعر را خواندم آقا شيخ محمد شميراني با صداي بلند گفت: آفرين. اين كلمه در آن روزگار به من چنان قدرتي داد كه هر قت بشنوم يا در كتابي بخوانم كه تشويق چه ميزان مؤثر است، اين آفرين او مثل آفتابي در ضمير من مي درخشد.
شايد در آن موقع 15 يا 16 ساله بودم، بعضي ها همان شب به پدرم گفتند: اجازه بدهيد جلسه اي هم در خانه بگيريم و ايشان اين منبري را كه اين جا رفته، در خانه بروند. به اين ترتيب، اولين منبر خيلي مورد توجه قرار گرفت.
آن شب وقتي به منزل آمديم، پدرم گفت: با اين كه اولين منبرت بود، خوب صحبت كردي و مطالب را بدون وحشت، نگراني و اضطراب بيان كردي، من هم صادقانه گفتم: آن آفرين آقا شيخ محمد شميراني اين اثر را در من گذاشت. »3

انواع تشويق
تشويق صورت هاي گوناگوني دارد. نگاه محبت آميز، سپاس گفتاري، نوازش عملي، تعريف در نزد ديگران، دادن هديه و پاداش و... همگي از گونه هاي تشويق به شمار مي روند و مي توان با توجه به جايگاه ها و موقعيت ها، از آن ها بهره برادري كرد.
اما آنچه سزاوار توجه است آن است كه رشد كودك مراحل مختلفي دارد. با توجه به اين مطلب تشويق بايد متناسب با وابستگي، گرايش و علاقه كودك ارائه شود. شايد مدادرنگي بتواند كودك 7 ساله را خوشحال كند اما در تاثيرگذاري آن بر كودك 11 ساله بايستي تامل نمود. بنابراين در تشويق، ملاحظه رغبت هاي كودكان و مراحل رشد ايشان بسيار ضروري است.

قانون تشويق

تشويق نيز مانند هرچيز ديگر بايستي در چارچوب خاص خود به كار گرفته شود تا اثرات مطلوب بر جاي گذارد. از اين رو توجه به نكات بعدي ضروري مي نمايد:

يكم. در تشويق زياده روي نكنيد
زياده روي در تشويق موجب كاسته شدن از ارزش آن مي شود و از سويي توقع كودك را بالا مي برد، زيرا در وي اين انتظار به وجود مي آيد كه براي هر كار كوچك و بزرگ بايد مورد تشويق قرار گيرد. از ديگر زيان هاي زياده روي در تشويق، كاهش حس مسؤوليت پذيري در كودك است، زيرا تا تشويق در كار نباشد وي انگيزه لازم براي انجام كار را در خود احساس نمي كند به همين خاطر از وظايفي كه بر عهده او گذاشته مي شود شانه خالي مي كند. بنابراين تشويق نبايد به صورت يك جريان مداوم و پيوسته در آيد. بلكه بايستي گاه به گاه و گام به گام در جهت رشد شخصيت كودك باشد.

دوم. غرورآفرين نباشد

در تشويق هاي گفتاري و كلامي نبايد به گونه اي عمل نمود كه كودك دچار خودبيني و خود برتربيني شود. به همين جهت مناسب است در نوع واژگاني كه در تشويق هاي كلامي به كار مي رود دقت شود. زيرا پيدايش خود بزرگ بيني موجب واكنش هاي منفي در كودك شده، اثرهاي زيانباري بر روح او وارد ساخته، موجب عقب افتادگي اخلاقي وي خواهد گشت.

سوم. علت تشويق ها مشخص باشد

دليل تشويق بايد به گونه اي روشن و شفاف به كودك يا نوجوان، حتي بزرگسال گفته شود، تا او بداند در برابر چه كاري مورد تشويق قرار گرفته است. اين مساله موجب مي شود وي در پي انجام دوباره آن كار برآيد. از اين رو بهتر است در هنگام تشويق به جاي به كار بردن پسر خوب، شاگرد ممتاز و... گفته شود: چون محمد در تميز كردن مسجد كمك كرده است، چون حسين در كلاس به درس ها خوب گوش مي داد، چون علي در نماز اول وقت شركت مي كرد.
اين رويه زيبا در سيره امام صادق عليه السلام به خوبي آشكار است. هشام بن حكم جواني بود كه در علوم عقلي و كلامي تبحر داشت. او از سنين كودكي درپي دانش و حقيقت جويي بود. روزي به هنگامي كه هنوز در سنين نوجواني به سر مي برد و تازه سبزه عارضش دميده بود، در سرزمين منا خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و عده اي از بزرگان و سالخوردگان شيعه نيز حضور داشتند، افرادي مانند: حمران بن اعين، قيس بن ماصر، ابوجعفر احول و ديگر بزرگان در محضر امام بودند. امام صادق عليه السلام براي تشويق هشام، وي را بر حاضران مقدم داشت و مقام او را بلند گردانيد و او را در كنار خود نشاند. اين امر بر بعضي از ياران حضرت گران آمد، حضرت به آنان فرمود: احترام و اكرام من نسبت به اين نوجوان، از آن جهت است كه او به وسيله دانش خود، با تمام قوا ما را ياري مي كند. 4
بيان علت تشويق نه تنها موجب تقويت رفتار مورد نظر در كودك مي شود بلكه شبهه تبعيض را از ذهن ديگر كودكان مي زدايد و راهكار جديدي براي رسيدن به تشويق به آن ها مي آموزد.

چهارم. تشويق متناسب

تشويق بايد با كار انجام شده تناسب داشته باشد. مثلا در مقابل كاري كوچك نبايد جايزه اي بزرگ داد يا به عكس در مقابل كاري بزرگ و شايسته، تشويقي كوتاه و كم بها ارائه داد. در برخورد پيامبر با يك نوجوان، نمونه عيني اين مساله را در مي يابيم. «نوجواني كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود عطسه اي كرد و پس از آن طبق سيره و سنت مسلمين گفت: الحمدلله رب العالمين. در اين هنگام پيامبر اكرم كه شاهد اين جريان بود به جوان فرمود: «بارك الله فيك » و او را با گفتار خويش تشويق نمود. 5 در واقع پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در برابر گفتار نيك نوجوان، تشويقي مناسب را برگزيدند و با كلام خود، او را تحسين نمودند.

پنجم. تشويق داراي بار ارزشي باشد

همان گونه كه پيشاپيش آمد، تشويق نبايد حالت يكنواختي به خود بگيرد. از سوي ديگر تشويق راهي است براي نشان دادن خوبي ها و جدا ساختن كودك از بدي ها. از اين رو سزاوار است براي آن كه كودك با جنبه هاي معنوي و ارزشي عمل نيز آشنا شود از پاداش هاي معنوي نيز سخن به ميان آورده شود، به عنوان مثال به او گفته شود اگر در طول تابستان به طور مرتب براي نماز صبح بيدار شوي يا هر روز اول صبح يك صفحه قرآن بخواني، مطمئن باش خداوند از تو راضي خواهد شد و در كارهايت وفقيت بيشتري به دست خواهي آورد، من نيز در صورت امكان برايت جايزه اي تهيه مي كنم.

ششم. وفا به وعده ها

مربيان ديني يا والدين بايد به وعده هايي كه به كودكان مي دهند پاي بند بوده، از وعده هاي دروغ و آنچه در توان آن ها نيست پرهيز نمايند. زيرا وعده هاي پوچ تنها به بي اعتمادي فرزندان دامن خواهد زد و بذر عدم اطمينان به ديگران و دروغگويي را در وجود آن ها خواهد پاشيد. كلام نوراني پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در تاييد همين گفتار ارزيابي مي شود كه فرمودند: «كودكان را دوست بداريد و نسبت به آن ها مهربان باشيد و به وعده هايي كه به آن ها داده ايد وفا كنيد. 6 »
دوري از وعده هاي تهي از واقعيت و دروغ، جو امني را در محيط تربيتي حكمفرما مي كند، فضايي آكنده از ايمان و اطمينان كه مي تواند فرايند تربيت ديني را در جاده اي هموار هدايت نمايد. و نور ايمان را بر دل هاي مربيان تربيتي و تربيت يافتگان بتاباند. شايد سخن امام علي عليه السلام تاييدي بر اين مطلب باشد كه فرمودند: «لا يجد عبد طعم الايمان حتي يترك الكذب هزله وجده 7 ؛ بنده اي طعم ايمان را نمي چشد مگر اين كه دروغ را چه شوخي، چه جدي ترك كند. »

هفتم. تشويق فوري باشد

تشويق بايد بلافاصله پس از انجام گرفتن رفتار پسنديده انجام شود، تا كودك ضمن درك رفتار پسنديده از لذت و شيريني رفتار خوب نيز بهره مند شود. سيره امام مجتبي عليه السلام در اين زمينه الگويي قابل اجرا و آموختني است: «روزي امام مجتبي بر كودكاني مي گذشتند. آن ها در حال بازي بوده، قرص ناني را كه داشتند مي خوردند. كودكان با مشاهده امام از وي دعوت كردند تا در خوردن نان همراهي شان كند. حضرت با مهرباني فرود آمدند و با آنان مشغول خوردن نان شدند. سپس همه را به خانه خود بردند و به آنان خوراك و لباس مرحمت كرده، فرمودند: «فضيلت و برتري ويژه اين كودكان است. زيرا تمام دارايي خود را (كه همان قرص نان بود) با من قسمت نمودند، ولي ما بيش از آنچه كه به آنان خورانديم، موجود داريم. 8 »
در اين حادثه امام نه تنها بلافاصله به تشويق و واكنش مثبت (تقويت كننده مثبت) پرداختند بلكه گام را بالاتر نهاده با تشويق كلامي آنان را تحسين نموده اند.

هشتم. دستيابي به پاداش و تشويق ناممكن و سخت نباشد
پاداش بايد به گونه اي باشد كه كودك با بهبود بخشيدن به رفتارهاي خويش، بتواند به دفعات از آن برخوردار شود نه آن كه شرايط رسيدن به پاداش براي او طاقت فرسا باشد، چرا كه به ياس و نااميدي كودك منجر خواهد گشت و ادامه راه را براي كودك دشوار و حتي ناممكن خواهد ساخت به عنوان مثال پاداش پس از حفظ يك يا چند سوره كوچك در نظر گرفته شود نه آن كه وابسته به حفظ سخت ترين جزء قرآن باشد.
البته از سوي ديگر پاداش نبايد به صورتي ارائه شود كه به راحتي قابل دست يابي باشد بلكه رعايت ميانه روي در اين ميان بسيار لازم و ضروري است.

نهم. تشويق نه تبعيض

در تشويق و پاداش دهي نبايد بين كودكان تبعيض قائل شد. اين كار اثر تشويق را از بين برده، مشكلات جديدي را به وجود مي آورد. البته توجه به ميزان فعاليت ها و رفتارهاي ارزشمند كودكان و اختصاص تشويق و پاداش متناسب به هر كدام با اين بحث تعارضي ندارد. بلكه سخن آن جاست كه در گروه هاي يكسان نبايستي تبعيض قائل شد.
اهميت رفتارهاي عادلانه و بدور از نابرابري تا آن جا است كه پيامبر، يكي از اصحاب خود را به همين واسطه توبيخ نموده، او را به عدالت سفارش مي فرمايند. «نعمان بن بشير مي گويد: روزي پدرم به من هديه اي داد و به ديگر برادران و خواهرانم چيزي نداد. مادرم عمره بنت رواحه به پدرم گفت: من به اين تبعيض راضي نمي شوم، مگر آن كه رسول خدا صلي الله عليه و آله درستي عمل تو را گواهي كند. از اين رو پدرم به محضر پيامبر شرفياب شد و عرض كرد: اي رسول خدا، من به فرزندم هديه اي داده ام و همسرم مرا واداشته كه شما را بر درستي اين كار گواه بگيرم. پيامبر پرسيدند: آيا به همه فرزندانت چنين هديه اي داده اي. گفت: نه. حضرت فرمودند: پس از خدا بترسيد و بين فرزندانتان به عدالت رفتار نماييد. من به كار ظالمانه گواهي نمي دهم. »9

سخن آخر

با توجه به آن چه گفته شد، بايد حساسيت به كارگيري شيوه تربيتي تشويق و تنبيه را دريافت، زيرا سهل انگاري و تندروي پرتگاهي مهيب در به كارگيري تشويق و ترغيب محسوب مي شود. اما اگر مبلغان و مربيان ديني بتوانند از اين روش گرانبها با رعايت و شناخت حد و مرزهايش سود ببرند، بي گمان خواهند توانست شعله هاي شوق و رغبت را در جان كودك بيفروزند و او را در مسيري دلپذير و با آسودگي خاطر رهنمون شوند و از پاداش هاي الهي بهره مند گردند.
پي نوشت:
1) براي اطلاع بيشتر بنگريد به نظام تربيتي اسلام، حاجي ده آبادي و راهنماي پدران و مادران، محمدعلي سادات، ج 2.
2) الگوهاي تربيت اجتماعي، محمدعلي كريمي نيا، ص 329 به نقل از البداية والنهاية، ج 8، ص 38.
3) مبلغان، ش 9، ص 107.
4) سفينة البحار، ج 2، ص 719 و الگوهاي تربيت اجتماعي، ص 321.
5) نظام تربيتي اسلام، محمدعلي حاجي ده آبادي، ص 170.
6) وسايل الشيعه، ج 3، ص 134.
7) كافي، ج 2، ص 340.
8) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 11، ص 19 و الگوهاي تربيت اجتماعي، ص 164.
9) ميزان الحكمه، ج 10، ص 707.

علی اقلیدی نژاد

منبع:سایت موعود

برچسب ها:
آخرین اخبار