امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۷:۳۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 87373
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 69
مقدمه تحولات بیداری اسلامی نقطه عطفی در خاورمیانه و جهان اسلام محسوب می شود که برای نخستین بار موج اسلام گرایی، با رویکرد استبداد ستیزی و ...

مقدمه

تحولات بیداری اسلامی نقطه عطفی در خاورمیانه و جهان اسلام محسوب می شود که برای نخستین بار موج اسلام گرایی، با رویکرد استبداد ستیزی و امپریالیسم ستیزی، در قالب جنبش های فراگیر، وارد مرحله اساسی شد.

ناگفته نماند که برای نخستین بار به طور تئوریک، ایده بیداری اسلامی، با تلاش های سیدجمال الدین اسدآبادی، شیخ  محمد عبده و عبدالرحمن کواکبی، یکی از کردهای ایرانی ساکن حلب، در کتاب طبایع استبداد مطرح شد.

اما مصلحان اولیه جهان اسلام در همان ابتدا و با نفوذ نیروهای بیرونی و به خصوص انگلستان در نطفه خفه ماند. با این وجود، نحله های فکری این مصلحان در ادوار بعد زمینه ای برای تفوق اسلام خواهی در جهان اسلام شد.

حتی ریشه گیری جریان پرنفوذ اخوان المسلمین و رهبران  پرآوازه آنان یعنی حسن النباء و سید القطب، بسیاری از مفاهیم استبداد ستیزی و استعمارستیزی را از مصلحان اولیه فوق الذکر به عاریت گرفتند.

کتاب آینده قلمرو اسلامی سید قطب بیانگر این واقعیت است که سید قطب اندیشه بیداری اسلامی را، راه گریزی برای رهایی از مشکلات جهان اسلام می داند. این کتاب جایگاه خاصی در نزد مصلحان معاصر جهان اسلام و علی الخصوص رهبری ایران یعنی حضرت آیت الله خامنه ای دارد. جلد اول این کتاب هم توسط ایشان ترجمه شد.

بنابراین اندیشه بیداری اسلامی، اندیشه ای ریشه دار و در عمق واقعیات جهان اسلام قرار دارد. تحولات فوریه 2011 در مصر و تحولات اواخر سال 2011 در تونس که سرنگونی بن علی در تونس و مبارک در مصر را در پی داشت، اوج شکوفایی این تفکر بود.

طبیعی بود که گسترش دامنه این موج، اولاً تهدیدی علیه استبدادی است که به مثابه آلت دست نئواستعماری ها بود. آنچه مسلم بود، وابستگی آشکار بن علی به غرب و بالاخص فرانسه و وابستگی حسنی مبارک به وام های بلاعوض آمریکا بود. بنابراین سقوط این دو، نیازمند آرایش جدیدی در خاورمیانه بود که در شکل حداقلی، تضعیف سوریه، مقاومت و حزب الله را در پی داشته باشد و در شکل حداکثری، تغییر نظام سوریه بود.




کمک کشورهای اسلامی برای حل بحران و حمایت از اراده مردمی در سوریه، در چارچوب انتخابات آزاد و دعوت مردم برای شرکت در انتخابات پیش رو، زمینه ای برای احیاء قدرت و جایگاه سوریه در جهان اسلام  است.






غرب برای این هدف، در همان ابتدای تحولات بیداری اسلامی متوجه کشور مسلمان سوریه شد. بررسی این سناریو نیازمند تحلیل موضوع در سه سطح ملی، منطقه ای و بین المللی است.

تحلیل اوضاع سوریه در سطح داخلی:

آن چه در سطح داخلی در سوریه از نگاه مذهبی وجود دارد، این است که سوریه نخستین کشور عربی مسلمان بود که جلوی توسعه نفوذ رژیم صهیونیستی را گرفت. همین پیشینه درخشان در میان سوری ها به عنوان یک عامل هویتی وحدت بخش در طی سه دهه اخیر وجود داشته است.

اکثریت سنی و اقلیت علوی، فارغ از گرایشات مذهبی، در یک فضای مسالمت آمیز با هم زیست مشترکی داشتند و در راه یک سوریه مترقی قدم های مشترکی برداشتند. این مساله به گونه ای بود که در توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دستاوردهای مهمی را به همراه داشت.

سوریه تنها کشور عربی در خاورمیانه بود که بدون برخورداری از درآمدهای نفتی، روند توسعه ملی را دنبال نمود. این الگوی توسعه در صورت تداوم می توانست به صورت یک الگوی فراگیر در جهان عرب درآید و دیگر کشورهای عربی از آن الهام بگیرند.

اما توسعه دیگر کشورهای عربی بدون درآمدهای نفتی مساله ای بود که تحولات منطقه ای و بین المللی در ارتباط است و بین المللی شدن بحران در سوریه را نشانی می دهد. 

تحلیل اوضاع سوریه در سطح منطقه ای:

تسری الگوی توسعه سوری با دو مانع منطقه ای روبه رو بود که اهمیت تحولات را نشان می دهد. رژیم صهیونیستی و رژیم های محافظه کار هوادار غرب، توسعه چنین الگویی را طغیان مردمی علیه سلطنت خود می دانستند و در این راستا با اسرائیل همکاری تنگاتنگی داشتند.

اسرائیل از روند تحولات در منطقه به خوبی در بحران سوریه آگاه بود و سردمداران این رژیم خاطره جنگ های 1970 را به یاد دارند.

تحقق الگوی توسعه سوریه به هیچ وجه مورد قبول رژیمی چون اسرائیل نبود و برهمین اساس، تحولات بیداری اسلامی در تونس و مصر، سناریوی لازم برای ناآرامی های سیاسی- امنیتی در سوریه را فراهم نمود.

با تشدید تحولات، رژیم صهیونیستی برخلاف دیگر متحدان منطقه ای و بین المللی، موضعی پیچیده و نامشخص در پیش گرفت. ابتدا از مخالفان حمایت اما بعدا سکوت اختیار نمود.




 سقوط مصر و تونس، نیازمند آرایش جدیدی در خاورمیانه بود که در شکل حداقلی، تضعیف سوریه، مقاومت و حزب الله را در پی داشته باشد و در شکل حداکثری، تغییر نظام سوریه را.






در عین حال جبهه شمالی جولان را نیز تقویت نمود تا از انتقام سوری ها در امان  باشد. دلیل این موضع گیری اسرائیل مشخص بود. هر دولتی که در سوریه به روی کار بیاید، اگر نگرشی اسلامی داشته باشد، جولان را نخواهد بخشید.

بنابراین با حمایت از نیروهای سکولار و هوادار غرب، درصدد نفوذ بیشتر در بحران سوریه بود. ناگفته  نماند که رژیم صهیونیستی در این راستا از اهرم حضور نیروهای رادیکال تروریستی به خوبی هم استفاده نمود و با بهانه قرار دادن حضور نیروهای رادیکال تروریستی و بالاخص القاعده، به تقویت موانع خود در جولان پرداخت.

تحلیل اوضاع سوریه در سطح بین المللی:

از آنجا که بین دول غربی و ایالات متحده آمریکا با رژیم صهیونیستی در ابعاد اقتصادی و امنیتی همسویی وجود دارد، هرگونه چالش برای رژیم صهیونیستی نوعی چالش برای ایالات متحده نیز محسوب می شود.

این همسویی عمدتا در چارچوب کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل یا ایپک، قابل تعریف است و بحران سوریه اوج همسویی غرب و رژیم صهیونیستی بود. این همسویی در بعد میدانی و در حمایت از مخالفان و تروریست ها در سوریه تحقق یافت.

جهان اسلام و اتحاد برای حل بحران سوریه:

همچنان که گفته شد سوری ها نه تنها زندگی مسالمت آمیزی با هم داشتند بلکه توانستند بدون تکیه بر درآمدهای نفتی یک اقتصاد نسبتا پویا را ساماندهی کنند. علاوه بر آن، اولین کشور اسلامی بودند که در دهه 1970 یک تنه مقابل اسرائیل ایستادگی نمودند.

اکنون نیز باید کشورهای اسلامی برای حل بحران سوریه هم صدایی را حفظ نمایند. ساماندهی بحران سوریه در آغاز به گونه ای بود که ردپای رژیم صهیونیستی در آن مشهود بود.

بحران در سوریه نه تنها از نگاه سیاسی و امنیتی، بلکه از نظر اعتقادی و ایدئولوژیک مشکلاتی را به وجود آورده است که بدون  هم صدایی و وحدت کشورهای اسلامی، حل نخواهد شد.

در این راستا بهره گیری از ظرفیت های سازمان همکاری اسلامی و تجربیات جنگ های داخلی در کشورهای اسلامی همچون الجزایر، عراق و پاکستان، کمک شایانی به حل بحران می نماید.

کمک کشورهای اسلامی برای حل بحران و حمایت از اراده مردمی در سوریه، در چارچوب انتخابات آزاد و دعوت مردم برای شرکت در انتخابات پیش رو، زمینه ای برای احیاء قدرت و جایگاه سوریه در جهان اسلام  است.

تجربه دهه 1970 و مقاومت تاریخی سوری ها در برابر اسرائیل متجاوز، دستاورد بی نظیری است که اکنون نیازمند حمایت دیگر کشورهای اسلامی از سوری ها است.

حل این بحران، آزمونی تعیین کننده برای کشورهای اسلامی است تا توانایی کشورهای اسلامی برای حل چالش های منطقه ای را به اثبات برساند.

در کنار این موارد باید گفت، توانایی دولت سوریه در برگزاری انتخابات و مشارکت  اکثریت مردم این کشور در این انتخابات، آزمونی برای ظرفیت داخلی سوریه برای بازگشت به خط مقاومت گردید.

اگر در دهه 1970 گلوله های آتشین سوری ها، اسرائیل را مجبور به عقب نشینی نمود، اکنون برگ های رای سوری است که بسترهای لازم برای احیاء سوریه را فراهم ساخت.

انتهای متن/
برچسب ها:
آخرین اخبار