امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۴:۲۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 87511
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 11
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه جامعه: مهدی فضائلی، نخستین مدیرعامل فارس در تشریح تجربیات رسانه ای خود در این خبرگزاری تاکنون از ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه جامعه: مهدی فضائلی، نخستین مدیرعامل فارس در تشریح تجربیات رسانه ای خود در این خبرگزاری تاکنون از شرایط سیاسی زمان تأسیس فارس در سال 81، امکانات خبرگزاری، انتخاب نام «فارس»، شیوه تربیت خبرنگاران چند منظوره، کسب تجربه سایر خبرگزاری ها، نحوه طراحی لوگو و گرافیک فارس، شرایط آغاز به کار رسمی خبرگزاری، نحوه گزینش و به کارگیری خبرنگاران از طیف های مختلف سیاسی، نحوه کار با خبرنگارانی از سلایق سیاسی متنوع و روابط صمیمانه در کنار سخت گیری هایی تا حد اخراج گفته است.

در بخش های قبلی این سلسله مصاحبه ها فضائلی به تشریح دلایل موفقیت این خبرگزاری، وضعیت حقوق دریافتی خبرنگاران، اسپانسر مالی، وجود اتاق فکر در خبرگزاری، پیامدهای موفقیت فارس،ماجرای رفتن بعضی از خبرنگاران و عکاسان این رسانه به خارج از کشور و... پرداخته است.

روایت اتفاقاتی که تجربه موقعیت های خاص خبری را برای یک خبرگزاری ایجاد می کرده، نیز از دو شماره قبل آغاز شده و در این قسمت نیز بخشی دیگر از این ماجراها تشریح می شود.
 
 


 

فارس: یکی از وقایع خبری مهم در دوره مدیریت شما بحث بازگشت آیت الله حکیم به عراق بود، از تجربه خبری این اتفاق برای ما می گویید.

فضائلی: بحث بازگشت سید محمد باقر حکیم به عراق از وقایع مهم خبری بود که در اردیبهشت سال 82 اتفاق افتاد و چند ماهی بیشتر از عمر خبرگزاری نگذشته بود. 

بعد از اتفاقاتی که در عراق افتاد و سقوط صدام و تغییر فضای حاکم بر عراق، مرحوم شهید حکیم که سالها ایران بود و ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و ریاست نیروهای بدر را به عهده داشت تصمیم گرفتند به عراق برگردند؛ شخصیت بسیار با نفوذ و موثری در عراق بودند. تصمیم مهمی بود و بازتاب قابل توجهی در سطح منطقه و حتی بین الملل داشت.

ایشان از رهبران اصلی مخالف صدام بود و وقتی تصمیم به بازگشت به عراق گرفت در مقیاس کوچکتری مثل بازگشت امام (ره) بود. قرار بود ایشان به صورت زمینی به عراق برگردند که همین عبور از شهرهای مختلف و سخنرانی ها می توانست بازتاب گسترده تری داشته باشد و موج راه بیندازد.ایشان پس از حضور در نماز جمعه تهران و تشکر از مردم و مسئولان ایران از مردم خداحافظی و فردای آن روز عازم عراق شدند.

آن زمان خانم تیمورزاده خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری بود که ارتباط خوبی هم با مجلس اعلا و شهید حکیم داشت و اخبار خوبی از تحولات عراق و دیدگاه ها و مواضع ایشان توسط وی کسب و منعکس می شد.بر اساس صحبت هایی که با تیم مجلس اعلا کرده بود ایشان پیشنهاد داد که وی به عنوان خبرنگار اعزامی فارس در این سفر حضور داشته باشد.

اصل کار مشخص بود که اقدام خوبی است و ما هم تصمیم داشتیم این سفر را پوشش خبری دهیم اما درباره اینکه یک خانم به این سفر برود تصمیم گیری برای ما سخت بود.ایشان خیلی اصرار داشت چون حوزه خبری خود او هم بود اما سفر، سفر نا امن و مخاطره آمیزی بود لذا مانع تراشی کردیم و هر مانعی می گذاشتیم مثل رضایت نامه از پدر، مانع را بر می داشت. البته ایشان خانم بود اما واقعا" مردانه کار می کرد؛ رزمی کار هم بود! به هر حال عملا" زبانمان برای مخالفت، کوتاه شد .یکی از دوستان فنی خبرگزاری هم قرار شد در این ماموریت باشد و در نهایت تیم خبری را اعزام کردیم.

تا جایی که خاطرم هست علاوه بر گروه خبری فارس، از صدا و سیما و دو روزنامه سراسری خبرنگار فرستادند و مجموع خبرنگاران داخلی با خبرنگاران خارجی یک مجموعه ده ،پانزده نفری را تشکیل می دادند. البته فکر می کنم ما  تنها خبرگزاری داخلی بودیم که خبرنگار اعزام کردیم. زمان سفر هم طولانی بود حدود10 ،11 روز تقریبا" طول کشید و ارسال اخبار و تصاویر هم به خوبی انجام می شد؛ تجربه خیلی خوبی بود. متاسفانه 3 ماه بعد از این سفر هم ترور شهید حکیم رخ داد.

فارس: تجربه پوشش خبری بمب گذاری در کربلا در سال 83 را هم توضیح می دهید.

فضائلی: اتفاق قابل توجه دیگر، موضوع حادثه بمب گذاری در کربلا در سال 83 و همزمان با عزاداری های روز عاشورا بود. به نظرم اولین سالی بود که راه کربلا برای عموم باز شده بود و 2 یا 3 نفر از خبرنگاران ما هم برای پوشش خبری مراسم عاشورا در کربلا حضور داشتند.این نکته را یادآوری کنم که در چشم انداز خبرگزاری، دست یافتن به موقعیت خبرگزاری مطرح و برتر در منطقه را دیده بودیم و این نوع اقدامات در این راستا هم بود.

به هرحال، تعداد زیادی از زائران ایرانی عاشق ابا عبدالله (ع) که سالها در انتظار چنین روزی بودند به کربلا رفته بودند. جمعیت میلیونی بود و افراد زیادی دراین حادثه  شهید شدند. وقتی خبر به ایران رسید طبعا" خانواده ها و بستگان همه این زائران، مضطرب و نگران بودند.

آن روز در خبرگزاری بودم و وقتی این حادثه رخ داد آقای نوری معاون فنی خبرگزاری پیشنهاد داد که ما اسامی شهدا و مجروحان را در خبرگزاری اعلام کنیم! پیشنهاد قابل تاملی بود و همانقدر که می توانست مفید باشد، ممکن بود خبرگزاری را در معرض آسیب جدی قرار دهد.

ابتدا دسترسی های خبرنگارانمان در کربلا را  بررسی کردیم تا مطمئن شویم این دسترسی در چه حد است و از نظر دقت و صحت چه میزان قابل اتکاست. بچه های ما لباس پرستاری پوشیده بودند و در بیمارستان حضور داشتند هم به انتقال مجروحان کمک می کردند و هم کار خبری شان را انجام می دادند.سرانجام پس از حدود نیم ساعت گفتگو و مشورت تصمیم گرفتیم این کار را انجام دهیم و چارچوب اطلاع رسانی را هم مشخص کردیم.

به محض شروع اعلام اسامی توسط خبرگزاری، بازتاب های فوق العاده آن شروع شد. آن ایام شبکه خبر به صورت زیرنویس به نقل از فارس، اسامی را اعلام کرد.

تماس ها به صورت مستمر با خبرنگاران فارس در کربلا برقرار بود و لحظه به لحظه اخبار منتشر می شد.تاکیدمان به دوستان در کربلا این بود که مواظبت کنند اطلاعات دقیق باشد.از این طرف هم تماس های زیادی از شهرهای مختلف کشور داشتیم که اطلاعات بیشتر از ما می خواستند و ما هم می گفتیم هر آنچه قابل انتشار باشد روی سایت می گذاریم.

سر این جریان بین من و آقای فاتح، مدیرعامل وقت خبرگزاری ایسنا هم یک بحثی پیش آمد. دیدم خبری در ایسنا از اسامی شهدا منتشر شده اول فکر کردم که شاید خبرنگاران آنها هم آنجا حضور دارند با خبرنگاران خودمان تماس گرفتیم و آنها گفتند هیچ خبرنگاری غیر از خودشان آنجا نیست. نوع اخباری هم که ایسنا در این زمینه منتشر می کرد نشان می داد که اخبار خودشان نیست و من خیلی تعصب داشتم در دفاع از خبرگزاری و اینکه نباید تلاش همکارانم مخدوش شود یا دیگران از روش های غیراخلاقی که اصطلاحا" خبردزدی گفته می شد استفاده کنند. در این زمینه خودمان هم مراقبت می کردیم تا احیانا" خبرنگاران ما  چنین خطاهایی مرتکب نشوند و مجازات های سنگین تعیین کرده بودیم.

چون می دانستم خود آقای فاتح هم به این چارچوب ها تاکید دارد برای همین از مجموعه ایشان توقع این کار را نداشتم.به آقای فاتح زنگ زدم که ایشان اول گفت خبر برای خودمان است گفتم که مطمئنم که خبر برای خودتان نیست و نمی تواند برای ایسنا باشد. من دلایلم را گفتم و یک مشاجره لفظی مختصری بین ما شد و بعد از آن چند خبر دیگر رفتند و بعد هم کامل متوقف شد و معلوم شد ادعای ما درست بوده و صحبتم موثر بود و جلوی کارغیراخلاقی و غیر حرفه ای ایسنا گرفته شد.چنین خطاهایی گاهی از بدنه سر می زند که مدیران مجموعه باید نسبت به آن حساس باشند و الا افزایش می یابد و کنترلش سخت می شود.

اقدام برای انتشار اسامی این حادثه در مطرح شدن نام خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس خیلی موثر بود و خوشبختانه هیچ پیامد منفی هم نداشت و اخباری که ما منتشر می کردیم نوعی خدمت به مردم بود تا از اوضاع بستگانشان در این حادثه مطلع شوند.

فارس: یعنی اطلاعات و اخبار این حادثه و اسامی شهدا و مجروحان را هیچ سازمان رسمی اعلام نمی کرد؟

فضائلی: نه هیچ سازمانی اعلام نکرده بود و تنها مجموعه ای که  این طور سریع اطلاع رسانی کرد خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس بود.
 


 

فارس: از تلخ‌ترین اتفاق خبری دوران مدیریتتان هم می گویید.

فضائلی: تلخ ترین و سخت ترین روز کاری من در خبرگزاری 15 آذر سال 84  روزی بود که هواپیمای C130 حامل خبرنگاران رسانه های مختلف برای پوشش رزمایش "عاشقان ولایت"ارتش، سقوط کرد.

مانوری قرار بود در بندرعباس برگزار شود و مثل همه رزمایش‌های دیگری که خبرنگاران برای پوشش خبری می‌رفتند فارس هم عکاس و خبرنگار برای این مراسم اعزام کرده بود. مرحوم برادران که تجربه چنین رزمایش هایی را داشت و مرحوم نیلی که خبرنگار حوزه نیروهای مسلح بود به عنوان عکاس و خبرنگار خبرگزاری اعزام شدند.

حول و حوش ساعت دو بعد از ظهر بود که خبر آمد هواپیمایی نزدیک فرودگاه مهرآباد سقوط کرده. مثل اکثر مواقع،جزئیات خبر که مدل هواپیما چی بوده،سرنشینان چه کسانی بوده اند و چرا و چگونه این حادثه پیش آمده معلوم نبود. بلافاصله خبرنگاران فارس برای پوشش خبری رفتند؛ در همین حین اعلام شد که هواپیما هرکولس سی_130 و حامل خبرنگاران بوده که سقوط کرده است و بعد از دقایقی خبر رسید که برادران و نیلی نیز در این هواپیما بوده‌اند و شهید شده‌اند! کل خبرگزاری در التهاب بود هر جای خبرگزاری می‌رفتیم بچه‌ها نگران بودند که در این حادثه چه اتفاقی افتاده است تمام دوستان در خبرگزاری گریه می‌کردند از یک طرف می‌آمدم بالا تلاش می‌کردم که بچه‌ها را آرام کنم و برمی‌گشتم در اتاقم خودم گریه می‌کردم.

پی‌گیر ماجرا شدیم تا اینکه  آخرین صدای سرنشینان هواپیما که "یا حسین" بود را به دست آوردیم و روی سایت گذاشتیم. آخرین لحظات عمر بچه ها با "یا حسین" ختم شد؛خوشا به حالشان!

خیلی حادثه تلخی بود؛ از یک طرف شهید نیلی تازه ازدواج کرده بود و از طرف دیگر شهید برادران فرزند دوقلو داشت که این مسائل یادآوری می شد و شرایط سخت و تلخ را تلخ‌تر می‌کرد ؛ شرایط روحی و روانی سختی بر خبرگزاری حاکم بود.

به تدریج اخبار تکمیل می شد و آمار شهدا و بقیه کشته شدگان، متجاوز از 120 نفر شد که 98 نفر آنها خبرنگاران صدا و سیما، برخی خبرگزاری ها و برخی مطبوعات و پرسنل ارتش و خدمه پرواز بودند که داخل هواپیما بودند و بقیه، اهالی شهرک توحید که هواپیما آنجا سقوط کرده بود.با فاصله کمی معلوم شد همسر یکی از همکاران خانم خبرگزاری(خانم اسماعیلی) که از کارکنان صدا و سیما بوده نیز در این هواپیما بوده و به شهادت رسیده(مرحوم بقایی).

از آن زمان دو سالن تحریریه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به نام این دو بزرگوار(شهید نیلی و شهید برادران) مزین شد.

ادامه دارد...
انتهای پیام/
 
برچسب ها:
آخرین اخبار