امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۱۲:۳۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 89156
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 222
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس -  حسین قرایی؛  عالیه محرابی از شاعران توانمند و پرتلاش یزد است، اهتمام جدی او در تولید آثار فاخر قابل ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس -  حسین قرایی؛  عالیه محرابی از شاعران توانمند و پرتلاش یزد است، اهتمام جدی او در تولید آثار فاخر قابل تحسین است. بدون اغراق اگر امروز بخواهیم ده شاعر زن موفق نام ببریم حتما نام خانم محرابی در‌ آن حلقه جا دارد. بیشترین توجه او به شعرهای آئینی است و در فضاهای دیگر هم کارهای ارجمندی دارد اما نگاه او به شعر آئینی نگاهی قابل تحسین است.

حضور خانم محرابی در شعر با خواندن اشعار قزوه شکل گرفته است با او راجع به خودش ، شعرش و ادبیات امروز به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

-خانم محرابی شعر از کی به سراغ شما آمد؟

-من سال اول راهنمایی بودم که اولین شعرم را در تابستان همان سال سرودم و خوشبختانه مورد توجه و تشویق خانواده قرار گرفتم بعد به «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» معرفی شدم.

-به نظر می‌آید با توجه به حسن شاعرانه‌ای که در دختران دوره راهنمایی و دبیرستان بیشتر است آموزش و پرورش به آن اندازه که شایسته است به این حس و عاطفه زلال توجه نمی‌کند.

-این اتفاق دقیقا الان دارد می‌افتد زمان ما وضعیت متفاوت بود و مثل الان فقط به بعد آموزش پرداخته نمی‌شد؛ در زمان ما جشنواره‌های فرهنگی، هنری با رویکرد خوبی برگزار می‌شد انجمن‌ها و جلسات نقد پررنگ بود.

الان که ما خودمان داوری جشنواره‌های دانش‌آموزی را انجام می‌دهیم فضا متفاوت شده فقط دوساعت دانش‌آموز را تحویل ما می‌دهند متاسفانه رشد هنر در دانش‌آموزان کمرنگ شده است.

-کمرنگ شد یا بی رنگ شده؟!

-تقریبا بی‌رنگ شده چون ما خودمان الان به داوری مسابقات شعر دانش‌آموزی ورود کردیم می‌بینیم که اتفاق ناگواری دارد می‌افتد.

-شما تا به حال به مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان سر زدید و از وضعیت ادبی آنها با خبر هستید؟

-بله ما با بچه‌های راهنمایی و دبیرستان نشست داشتیم.

-در دبیرستان‌ها قطعا باید کتابخانه‌هایی باشد که آئینه ادبیات سنتی و معاصر ما باشد فضای کتابخانه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-کتابخانه‌هایی که من دیدم فقط جنبه‌ی آموزشی داشت یعنی فقط کتابهای تست داشتند! یزد از نظر آموزشی چند سال مقام اول کنکور را داشته و در این زمینه پیشرفت داشته ولی متاسفانه در زمینه فرهنگی و هنری مدارس مقاومت می‌کنند حتی فراخوان‌هایی که داده می‌شود مدارس در مقابلش مقاومت می‌کنند و تمایل ندارند که دانش‌آموزان به این عرصه‌ها ورود کنند!

-شما به عنوان یک شاعر اگر بخواهید خلاقیت دختران شاعر یزدی در مقاطع مختلف تحصیلی را به فعلیت برسانید چه تدابیری می‌اندیشید؟

-الان حساسیت خانواده‌ها روی بعد آموزش است. من یادم هست پارسال یکی از دانش‌آموزان که رتبه استانی آورد و نمی‌خواست در جشنواره دانش‌آموزی شرکت کند گفت خانواده‌ام اجازه نمی‌دهند که در این جشنواره شرکت کنم و چون شرط حضور در این جشنواره ملاک است او حذف شد.

جهت‌دهی خانواده‌ها به سمت تعلیم رفته و هنر نقش کم رنگی پیدا کرده، الان در آموزش و پرورش ما یک حلقه مفقوده وجود دارد یعنی آموزش و پرورش باید مجددا به دوره 15 سال پیش برگردد. آن زمان بطور مرتب شب‌های شعر برگزار می‌شد و تقریبا ماهی یکبار این تریبون برای دانش‌آموزان وجود داشت الان این تریبون برای دانش‌آموز و دانشجو وجود ندارد. ما سعی کردیم در بحث‌هایی که دست خودمان است این تریبون را برایشان ایجاد کنیم.

-شاعری را با خواندن آثار چه کسانی آغاز کردید؟

-من عمدتا با کارهای سهراب سپهری شروع کردم و «هشت کتاب» وی را چند دور خواندم. آن موقع یادم هست کتاب‌های آقای قزوه « ازنخلستان تا خیابان » دست به دست بین بچه‌ها می‌گشت و اینطور نبود که همه جا این کتاب‌ها در دسترس باشد.

-موقعی که «مولا ویلا نداشت» یکی از اشعار آن کتاب را می‌خواندید چه حسی و حالی به شما دست می‌داد؟

-این کار رویکرد متفاوتی بود آن رگه‌های اعتراضی که در این کتاب هست شاید برای اولین بار مطرح می‌شد و باعث شده بود استقبال از این کتاب در بین جوانان زیاد باشد. یادم هست این کتاب را از یکی از دوستانم گرفتم و خواندم .

-از شاعران معاصر زن بیشتر به کدام شاعران علاقه‌مندید؟

خانم طاهره صفارزاده که جای خودش را دارد و سبک خاصی با اندیشه متعادل دارد و خانم سیمیندخت وحیدی به عنوان یک شاعر ارزشی ولی در جوانترها خانم‌ها خیلی شعرهای خوبی دارند. در دوستان خودم خانم محمدزاده، زهرا شعبانی و دیگران خوب کار می‌کنند.

-راجع به خانم صفارزاده گفتید بی‌راه نیست راجع به ایشان چند کلامی صحبت کنید. خانم صفارزاده بیشتر در حوزه شعر سپید مذهبی صاحب اثرهای جدی و متعهدانه‌ای است یعنی در سالهای قبل از انقلاب کتاب‌های ایشان به چاپ سوم و چهارم رسید با توجه به رویکرد مذهبی که در آثار ایشان است.

-اگر بخواهید ویژگی‌های شعری ایشان را بر شمارید به کدام ویژگی اشاره می‌کنید؟

-اندیشه قرآنی که در شعر ایشان است و آن هم به صورت پوشیده آمده در سطح بالایی است.زبان ایشان خیلی شاعرانه و تصویر ساز است.

-از خانم وحیدی هم اسم بردید...

-خانم سیمیندخت وحیدی زبانش زبان غزل است و قطعا کارکردهای خاص خودش را دارد. ایشان از شاعران متعهد است. مجموعه شعرهای پایداری ایشان کارهای قابل توجه است بعنوان شعر انقلاب قلمداد می‌شود.

 -از شاعران خانم جوان هم اسم بردید اشعار خانم «محمدزاده» را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

-کارهای ایشان کارهای تصویری است و من کارهای تصویری را دوست دارم.

-زبان ایشان هم تقریبا یک زبان حماسی است...

-بله! حماسی و تصویری. این دو بعد را خوب توانسته با هم تلفیق کند حتی در وزن و قافیه هم به دنبال نوآوری هستند که ویژگی شاخص شعر ایشان است.

-خانم محرابی! اوضاع شعر بانوان مخصوص بانوانی که بیشتر تریبون دستشان است و کتاب منتشر می‌کنند را چگونه می‌بینید؟

-یکی از دستاوردهای انقلاب این بود که خانم‌ها بتوانند در امنیت کامل هنرمند و شاعر باشند اما تقریبا به خانم‌ها کمتر پرداخته شده مثلا در دیدار شاعران با رهبری که هر ساله انجام می‌شود حضور خانم‌ها یک چهارم و یک پنجم آقایان است.

با توجه به این که از نظر من به لحاظ شعری و کیفیت و قوت آثار خانم‌ها چیزی کمتر از آقایان ندارند خوشبختانه الان خانم‌ها تریبون دارند، کتاب‌هایشان چاپ می‌شود و به این لحاظ مشکل چندانی ندارند.

-از شاعران بعد از انقلاب به جز آقای قزوه شعر چه کسانی را مطالعه کردید و یا مطالعه می‌کنید؟

-کارهای محمد کاظم کاظمی را می‌خواندم، کارهای آقای اسرافیلی، براتی‌پور را خواندم آقای فاضل نظری کارهای ارزشمندی دارد.

-احساس می‌کنم بیشتر به قالب غزل علاقمندید؟

-بله!‌ خودم هم بیشتر غزل کار می‌کنم.

-دنبال شعر نیمایی نرفتید؟

-چرا! هم سپید و هم نیمایی کار می‌کنم ولی هر شاعری ترجیحاتی دارد و من غزل را بیشتر دوست دارم ولی کارهای سپید را هم می‌خوانم مثلا کارهای سپید طاهره صفارزاده مورد علاقه من است.

-در حوزه نقد ادبی هم فعال هستید؟

گاهی بر کتاب دوستان نقد می‌نویسم.

-من یکسری از ابیات دو کتاب «گریه‌های شمع خنده‌های باد» و «خوشه‌های مینیاتوری» را جدا کردم آن‌ها را می‌خوانم شما راجع به آن‌ها صحبت کنید.

«تو کیستی که نام تو را تاک بر لبش/ آورد و داد این همه انگور عسگری»

-این کار کاری امام زمانی است تصویری که ساخته شده با توجه به نام پدر امام زمان (عج) که امام حسن عسکری است چون کار عمده‌آی که من در غزل انجام می‌دهم تصویر سازی است و سعی کرده‌ام این ارتباط را برقرار کنم

-«من عشق را از قصه مجنون شنیدم/ ای عشق دارد قیمتت دستم می‌آید»

-این در مورد جزایر مجنون است به خاطر ارتباطی که با اسامی برقرار می‌کردم جزیره مجنون را آوردم و سعی کردم آن ارتباط را به وجود بیاورم.

-«چشمان لال دخترکی لب گشوده‌اند/ آورده‌اند از تو خبرهای دیگری»

این بیت در مورد معجزات امام رضا (ع) است

-«تا صبح قلیان زمین روشن شود/ باید خورشید را در تشت خاکستر بگردانند»

تصویری است که از گردش شب و روز آورده‌ام.

-«خنده‌هایت قنات پرآبند/ کوزه‌ها از لب تو می‌نوشند»

-به کویر با همه زیبایی‌هایش اشاره دارم.

-پس کویر زیباست؟

بله! زیباست

- آدم یاد نثرهای دکتر شریعتی در مورد کویر می‌افتد و آن شعر علی معلم که می‌گوید:

«کویر وای کویرا چه حیرتی است تو را        به هیچ دل نسپاری چه غیرتی است تو را

چه بیم و هم کس است و ناکس است مرا      کویر عین کویر است این بس است مرا»

-«لب را تکانی داد و آتشگاه لب را بست/ دستی تکان داد و پراند از خواب کسری را»

-این شعر تقدیم پیامبر (ص) شده و اشاره دارد به معجزاتی که در زمان مبعوث شدن ایشان اتفاق افتاد.

-«عطر خوشبوی گلاب و صلوات است فقط      لب اگر باز کند این گل ریحان گیسو»

-این کار به حضرت زینب (س) تقدیم شده و سعی کردم با استعاره حضرت زینب (س) را وصف کنم.

-هر موج گیسویت زیر دستند/ آرش به آرش در کمانگیری

خبر تو ندیدم آسمان باشد/ تنها نشان هوش سربازش

-اشاره دارد به خلیج فارس با همه ایستادگی و مقاومتش

-«زن، شعر و زندگی؟»

- زن در تمام دغدغه‌هایی که در زندگی دارد اگر بخواهد هنرمند هم باشد باید سختی‌هایی را تحمل کند سعی کردم عشق، زن و زندگی را در این شعر بیاورم. زنی که شاعر باشد می‌تواند ظرافت‌های زندگی را در شعر بیاورد و آن را تصویر سازی کند.

-نگاه یک زن شاعر به زندگی چگونه است؟

من برداشت خودم را می‌گویم ما سعی کردیم به زندگی هم شاعرانه نگاه کنیم و به سختی‌ها هم شاعرانه نگاه کنیم و از کنارش هم شاعرانه بگذریم.

-شما یکی از شاعرانی هستید که حضور پر تکاپو و پر جوش و خروشی در جشنواره‌های مختلف دارید نظرتان راجع به جشنواره‌های ادبی مختلفی که در کشور برگزار می‌شود چیست؟

-من بیشتر در جشنواره‌های آئینی شرکت می‌کنم برگزاری این جشنواره‌ها کار خوبی است چون باعث می‌شود تولید اثر شکل بگیرد حتی اگر موضوع تکراری باشد قطعا زاویه دیدهای جدید را شاعران جوان کشف می‌کنند. بعنوان مثال «شب شعر عاشورای شیراز» که موضوع را جزء می‌کنند این کار کمتر مورد توجه بوده چون شاعران معمولا کلی گویی می‌کنند این کار باعث می‌شود شاعران به این موضوعات بپردازند و قطعا آثار زیبایی تولید می‌شود که ماندگار هم می‌شود اما موضوعات بعضی جشنواره‌ها اصلا مناسب نیست. به نظرم جشنواره‌هایی که در موضوعات ارزشی مثل دفاع مقدس است به غنای ادبیات انقلاب کمک می‌کند.

-حضور خانم‌ها در شب‌های شعر عاشورا چگونه است؟

-خوشبختانه هر ساله خانم‌ها از سراسر کشور به ‌آنجا دعوت می‌شوند من سه سری دعوت بودم که حضور خانم‌ها خوب بود.

-امسال هم در شب‌های شعر عاشورا شرکت کردید؟

بله. امسال موضوع عاشورا و امام رضا (ع) بود

-شما همین دو اثر را منتشر کردید؟

-چهار مجموعه شعر دارم و یکی هم ریز چاپ است.

-اولین مجموعه شعر شما چه نام داشت؟

«به رنگ آتش» که سال 82 در یزد به چاپ رسید

دومین کتاب «مسافران کوچه صبح» که سال 90 چاپ شد و کارهای آن کاملا آئینی است که انتشارات «آرام دل» چاپ کرد که من این مجموعه را بیشتر از بقیه آثارم می‌پسندم

کتاب بعدی «گریه‌های شمع خنده‌های باد» است که سال 91 به چاپ رسید.

-فکر می‌کنم با استقبال خوبی هم مواجه شد...

بله استقبال بهتری از آن شد

آخرین مجموعه هم «خوشه‌های مینیاتوری» که سال 92 به چاپ رسید.

-فکر کنم خیلی وقت در حوزه هنری ماند تا چاپ شد

بله حدود سه سال و نیم بود اگر همان موقع چاپ می‌شد بیشتر مورد استقبال خودم بود.

-راجع به شعر آقای قزوه هم اگر مایلید بیشتر صحبت کنید. چون شما هم به کارهای آئینی علاقمند هستید. نظرتان راجع به کارهای آیینی آقای قزوه چیست؟

-من کارهای اعتراضی و دفاع مقدسی ایشان را بیشتر می‌پسندم و عنصر حماسه و بیداری کلمات را در شعرهای ایشان پررنگ دیدم رگه‌های اعتراض حتی در کارهای آئینی ایشان هم وجود دارد.

-«این مردمان غریبه نبودند ای پدر/ دیروز در رکاب تو شمشیر می‌زدند»

بله! دقیقا

-یک مجموعه به نام «با کاروان نیزه» چاپ کردند.

-بله من این کار را خواندم. با بعضی ابیاتش خوب ارتباط برقرار کردم اما بعضی جاها به سمت ساده‌گویی پیش رفته است.

-چون شما به شعرهای آئینی علاقمند هستید می‌خواستم ببینم شما صدای دکلمه‌های پرطنین محمدرضا آقاسی را شنیدید؟

بله

-اولین بار چه موقع با شعر آقاسی آشنا شدید؟

تقریبا شعر آقاسی از مردمی‌ترین شعرهایی بود که بعد از انقلاب نمود پیدا کرد. چون ایشان هم صدای خوبی در قرائت اشعار داشتند و هم اشعار به گونه‌ای بودند که این ارتباط را برقرار می‌کردند یعنی شعرها ساده و روان بودند.

-بیشترین شعری که از آقاسی در ذهن شما مانده کدام شعر است؟

همان شعر امام زمانی «خبری در راه است» که هنوز هم از صدا و سیما پخش می‌شود.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار