امروز : دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 26
۰۳:۵۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 89645
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 166
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ادبیات: با وقوع انقلاب اسلامی و آغاز فصلی جدید در معادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ادبیات: با وقوع انقلاب اسلامی و آغاز فصلی جدید در معادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنیا و گسترش شعار محرومیت زدایی با وقوع این رخداد بزرگ، دلدادگان انقلاب خمینی (ره)، دل از دنیا کندند و به گوشه‌های متروک و فراموش ایران هجرت کردند و ندای خمینی کبیر (ره) را به گوش ایرانیان رساندند.

«تا خمینی شهر» کتابی است که روایتگر زندگی سراسر مجاهدانه حاج عبدالله والی، «پیامبر بشاگرد» و پدر اردوهای جهادی است که در ابتدای انقلاب جلای وطن کرده و بسان یک پدر برای بشاگرد و بشاگردیان دل سوزانده است. حاجی والی که در کوران دفاع مقدس، جبهه‌های جنگ را به قصد یاری رساندن و زدودن غبار محرومیت از چهره اقشار تحت ستمی که در دوران پهلوی مورد بی‌توجهی کاخ نشینان قرار گرفته بودند، رها کرده و پا در بیابان‌های تفتیده جنوب ایران و بشاگرد گذاشته تا نفحات روح‌نواز انقلاب اسلامی و امام مستضعفین را بر جان اهالی آنجا بنشاند.

«به داد بشاگرد برسید؛ باید برای شیعیان بشاگرد کاری کرد.» این جملات را حضرت امام (ره)، وقتی که از احوال بشاگردیان مطلع شده بودند، فرمودند. دیگر جای فکر و مقایسه نمانده بود. حاج عبدالله اگر فقط همین را می شنید که امام از وضع بشاگرد ناراحت شده اند، حاضر بود هر چه دارد بدهد تا حزن امامش را به لبخندی آرام کند. حاجی عاشق و مرید امام (ره) است. او تصویر معصومین را در صورت امام می بیند و با جان و دل پذیرفته است که باید با سربازی امام، سرباز حضرت بقیة الله(عج) باشد. حالا دیگر کی و کجا و چگونه اش فرقی نمی کند، در جبهه بجنگد، یا به درد جنگ زدگان برسد. حال که معشوق خواسته است که به داد بشاگرد برسد، بشاگرد معرکه عشق بازی حاج عبدالله است تا به امید لبخند رضایت امام، خود را به آب و آتش بزند. سخن امام، او را به بشاگرد می برد و بعد از آن هم با تمام مشکلات و موانع، آن جا نگه می دارد.
حاج عبدالله والی: با صحبتی که حضرت امام فرموده بودن و گرفتاری شیعیان بشاگرد که ما دیده بودیم، بر خودمان احساس تکلیف کردیم که برای این شیعیان خالص و مخلص بیاییم یک حرکتی بکنیم و این دِین که حضرت امام (ره) بر گردن ما گذاشته، ان شاءالله ادا کنیم. بعد از آن هم همین عوامل باعث موندن ما در منطقه شد. حاج آقای عسگر اولادی این صحبت ها را از قول امام به ما می رساندند که در مورد بشاگرد فرموده بودند: "ان شاءالله یاران خوبی برای امام زمان(عج) از بشاگرد خواهیم داشت" و دعای حضرت امام بود که فرموده بودند: "هرکس قلماً و رقماً و قدماً برای بشاگرد کمک کند، ما دعا می کنیم" هر وقت هم حاج آقای عسگراولادی و حاج آقای نیری می رفتند خدمت حضرت امام، حضرت امام می پرسیدند: از بشاگرد چه خبر؟ خیلی علاقه داشتند به مردم این منطقه، طوری که ما هر چه وجوهات خدمت حاج آقای عسگر اولادی می دادیم که به خدمت حضرت امام ببرند، حضرت امام یک چیزی هم می گذاشتند رویش و به خود ما برمی گردانند و زیر آن هم می نوشتند، "موفق باشید." واقعاً طوری بود که هر موقع ما حس می کردیم خسته شدیم، به یک طریقی نفس قدسی حضرت امام (ره) به ما می رسید و یا در خواب، ایشون رو زیارت می کردیم و یا به طریقی بالاخره احساس می کردیم که نمی تونیم بشاگرد را رها کنیم و باید بمونیم.»

این کتاب متشکل است از مصاحبه‌های گوناگون با افرادی که با شخصیت حاج عبدالله والی در ارتباط بوده‌اند و نَفَس قدسی وی را از نزدیک استشمام نموده‌اند. مطالب کتاب در عین جذابیت متن، کاملاً مستند و عمده آنها به نقل از نزدیکان حاج عبدالله، یا اسناد به‌جامانده از آن زمان روایت شده‌اند. در انتهای کتاب سی سند و دویست و یک عکسِ مربوط به بازه زمانی کتاب آورده شده است. این تصاویر با کمک متن، چهره واضحی از این دوره برای خواننده ترسیم می‌کند. مصاحبه با ده‌ها تن از نزدیکان، دوستان و ارادتمندان پدر اردوهای جهادی و از صدها برگه سند مکتوب، چندین جلد کتاب، ساعت‌های مصاحبه و هزاران قطعه عکس در تدوین این کتاب استفاده شده است.

جلد اول کتاب «تا خمینی شهر» به روایت زندگی حاج عبدالله والی، این بزرگ‌مرد جهاد و زندگی جهادی، تا اردیبهشت سال شصت‌وشش پرداخته است. ایشان از سال شصت و یک وارد بشاگرد شده‌اند و این پنج سال، دورانی است که در اوج غربت و کمبودهای گوناگون، گام‌های اساسی برای آبادانی مادی و معنوی بشاگرد برداشته شده است.

ولایت‌پذیری و روحیه استقامت و صبر حاج عبدالله در این کتاب به خوبی به خواننده القا شده و نثر کتاب به گونه‌ای تنظیم شده که حالات خاصی را برای خواننده ایجاد خواهد کرد. روحیه جهادی که در تمام افعال حاجی والی موج می‌زند خواننده را برای تجربه اردوی جهادی ترغیب می‌کند.

کتاب حاضر علاوه بر معرفی شخصیت مبارز حاج عبدالله به منظقه ناشناخته بشاگرد معروف به آفریقای ایران نیز به خوبی پرداخته است. محرومیتی که در اثر بی‌توجهی طاغاوتیان شدت گرفته بوده که بشاگردیان از اولین امکانات زندگی نیز بی‌بهره بوده و دنیای خارج از منطقه بشاگرد را متصور نیستند. حاج عبدالله که شخصیت اصلی این داستان است و خواننده گام‌به‌گام با او در حرکت است و از زاویه دید او به منطقه محروم بشاگرد می‌نگرد، دردهای اهالی بشاگرد را دردهای خود ساخته و با ایشان درد می‌کشد.

این کتاب در ارائه یک تصویر صحیح از وضعیت اقتصادی ایران در دوران قبل از انقلاب و سپس دوران جنگ هشت ساله موفق ظاهر شده و مخاطب متوجه اوضاع وخیم اقتصادی خواهد شد. در آن دوران که آتش جنگ افروخته شده و بخش عمده‌ای از منابع اقتصادی ایران به سوی جبهه‌ها گسیل داشته شده، حاج عبدالله والی در جذب منابع مالی و حمایتی برای بشاگرد با دردسرهای بسیاری روبرو است. او به منظور تامین اعتبار لازم برای فعالیت‌های عمرانی، فرهنگی، بهداشتی و ... در منطقه، گروه‌هایی از بازار و اصناف مختلف را به طرق گوناگون راهی منطقه می‌کند تا با قرار گرفتن در شرایط منطقه و دیدن وضعیت رقت‌بار اهالی آنجا، برای پیشرفت فعالیت‌های آنجا کمک‌هایی بنمایند.

این کتاب با توجه به این که امسال از سوی رهبر انقلاب به سال «اقتصاد و فرهنگ؛ با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام‌گذاری شده است می‌تواند ارائه دهنده الگوی مناسبی از مدیریت جهادی باشد و حایگاه عزم ملی در  مرتفع نمودن محرومیت ها را نشان دهد: «حاج امیر والی: بشاگرد خودش برای هر کسی که می اومد، کلاس بود. بشاگرد خودش مکتب انسان سازی بود. هرکس می اومد بشاگرد، عوض می شد. وقتی می اومد و این محرومیت و فقر شدید رو می دید، یه احساس مسئولیت و بار سنگینی می اومد رو دوشش و روحیاتش عوض می شد. توجهش به دنیا کم می شد و دوست داشت به این مردم خدمت کنه. یه بار پدر کمال نیک جو اومده بود ربیدون. رفت بیرون، چند ساعت بعد برگشت، دیدیم با یه پیژامه و زیر پیرهنی داره می آد. وقتی داشت می رفت کت و شلوار تنش بود. حاجی گفت: لباسهات رو چی کار کردی؟

گفت: دیدم یه پیرمرده فقط یه لنگ بسته به کمرش. هیچی تنش نیست. دلم سوخت لباسام رو دادم بهش.

حاجی گفت: این راهش نیست که لباس خودت رو بدی. این جا همه همین جورین. باید کار کنیم تا این جا از این وضع در بیاد و دیگه کسی با این شرایط نباشه.

حاجی خودش یه الگو بود. بچه ها که حاجی رو می دیدن با جون و دل کار می کردن و دیگه خستگی رو احساس نمی کردن. کار ما نَه روز تعطیل داشت، نَه ساعت کاری. نصف شب هم کاری پیش می اومد. همه پا می شدن و با بگو و بخند کار رو انجام می دادن. هرچی شرایط سخت تر بود، روحیه بچه ها هم بهتر می شد.»

کتاب «تا خمینی شهر»، اثر شایسته تقدیر جشنواره جلال آل احمد در بخش مستند غیر داستانی در سال 90 شده و در همان سال جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی را نیز به خود اختصاص داده است. این کتاب از سوی محسن کاظمی در برنامه همنشین شبکه یک سیما توصیه شده است.

علاقمندان به تهیه کتاب «تا خمینی شهر» می‌توانند به سایت موسسه جهادی مراجعه کرده و با خرید الکترونیکی این کتاب از 25 درصد تخفیف بهره‌مند شوند و آن را از طریق پست دریافت نمایند. برای اطلاع از کتابفروشی‌هایی که این کتاب را عرضه می‌کنند، اینجا کلیک کنید.
چاپ سوم این کتاب که در شمارگان 5000 نسخه منتشر شده با قیمت 10000 تومان در دسترس خوانندگان و اهالی کتاب قرار گرفته است.

گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در راستای ترویج کتاب و به منظور معرفی کتاب‌های خوب اقدام به معرفی کتاب‌های خواندنی در آخر هر هفته می‌نماید.

انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها