امروز : جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 22
۱۸:۵۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 90431
تاریخ انتشار: ۱ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 76
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - حسین قرایی؛ « از پشت سایه ها » مجموعه شعری از محمدحسین انصاری نژاد است . با توجه به پاس داشت این شاعر ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - حسین قرایی؛ « از پشت سایه ها » مجموعه شعری از محمدحسین انصاری نژاد است . با توجه به پاس داشت این شاعر جوان در یازدهمین عصرانه ادبی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس مقدمه هوشمندانه محمدکاظم کاظمی ( منتقد و شاعر معاصر) بر کتاب مذکور خواندنی است . شما را به خواندن آن دعوت می کنیم ؛

*

نمی توان از محمدحسین انصاری نژاد نوشت و به خونگرمی ، صفا و صمیمیت جنوبی اش اشاره نکرد . در واقع همین بود سبب اصلی نگارش این چند سطر به قلم این ناتوان ، تا بتواند پاسخگوی مهربانی ها و محبت صاری نژاد باشد؟به گمان من آنچه در اولین گام باید بدان تاکید کرد ، تعادلی است که بر شعر او حکمفرماست ، به گونه ای که نه های این شاعر توانا باشد.

اما چه می توان نوشت که هم تعارف و مجامله به نیاید و هم توصیفی ولو کمرنگ از شعر ان صورت شعر را بر سیرت آن غالب می بینیم و نه برعکس. شاعر نه یک نو گرای افراطی است و نه یک کهن گرای سنتی . از امکانات و ظرفیت های بیانی در غزل امروز خوب بهره می گیرد و در عین حال محو تفنن های رایج در شعر بعضی از جوان ها هم نمی شود.چنین است که در شعرش در همان حد ظرفیت خود ، می تواند صاحبان پسند های گوناگون را راضی کند.

از این که بگذریم ، تنوع محتوایی آثارش ستودنی است و می تواند زمینه ساز کاربرد بیشتر این شعر ها در مقام های گوناگون و برای مخاطبان مختلف باشد. به نظر من هیچ مایه افتخار نیست که شاعری به عاشقانه سرایی یا آیینی سرایی یا اجتماعی سرایی صرف موصوف باشد و چنین بپندارد که او برای این خلق شده است که نوع خاصی از شعر بسراید. البته این که گاهی شاعری به سبب نیاز زمانه و خالیگاهی که در محیط ادبی عصر خویش حس می کند به مضامینی ویژه می گراید ، استثناست و بنا بر همان شرایط خاص قابل توجیه ولی در مجموعه معمولا دایره مخاطبان شاعرانی وسیع تر است که برای سلایق و نیازهای گوناگون جامعه ، صاحب حرف و سخن هستند ؛ و انصاری نژاد می کوشد که چنین باشد.

در آثار شاعر ما ، هم رگه هایی از عاشقانه سرایی می توان یافت ، هم عنایت به مضامین مذهبی ، هم به مفاخر  فرهنگی و تاریخی و هم به مسایل اجتماع و سیاست امروز.و باز جالب اینکه که او از آن دسته شاعرانی نیست که وقتی به تغزل می گراید ، به سرعت عراقی سرا شود و وقتی به مذهبی سرایی روی می آورد ، مغلوب  گرایش سنتی موجود در شعر مذهبی ما باشد.در همه این مضامین و حال و هوا ها ، شعر او همچنان نو و پرطراوت است و مبتنی بر تجربه های رایج در غزل امروز در این نسل .  

ولی گفتم که « تجربه های رایج » و همین جا نباید فراموش که نمادها و عناصر تصویرسازی در آثار محمدحسین انصاری نژاد غالباً از فضای عام در میان غزل سرایان این سال ها برگرفته شده است و شاعر ما کمتر از فضاهای خاص و تجربه های شخصی انسان امروز سخن می گوید . به واقع شعر بیش از این که از عناصر عینی زندگی برخوردار باشد ، از نمادها و استعاره ها بهره مند است و نیز از نامهای جایها و اشخاصی که سابقه ای در تاریخ و فرهنگ ما دارند . شاید هم از این روی است که با خواندن این اشعار کمتر می توان زمان و مکان و زندگی شاعر را به درستی در ذهن ترسیم کرد و مجسم ساخت.

با این همه باید باور داشت که انصاری نژاد با این که عناصر شعرش را از فضای عام رایج در شعر نوکلاسیک امروز برمی گزیند ، در تصویرسازی با این عناصر و ایجاد تلفیق های تازه میان آنها و نیز پیوندشان با احساس و عواطف خویش ، تواناست و چنین است که در مجموع شعرش را پرتصویر و سرشار از هنرمندی می یابیم . به این باید افزود روانی بیان وشفافیت زبان شاعر را که شعری کمابیش « سهل و ممتنع» پدید آورده است.

انصاری نژاد شاعری است متعهد و من البته از این کلمه ،همان معنای معمول رایج در این چند دهه را در نظر ندارم ، هرچند او بدان معنی هم متعهد است . منظور من نوعی هدفمندی در کار است و نیز دوری گزینی از تفنن ها و سرگرمی هایی که بعضی شاعران عصر ما بدانها دچار می شوند و شعر را از باب نمایش زور بازوی شاعرانه می سرایند ، نه از سر درک و درد.

از این که بگذریم ، عنایت شاعر به شعر مذهبی هم در آثارش کاملاً برجسته است . آنچه این شعرهای او را از کیفیتی خاص برخوردار کرده است ، تحصیلات شاعر در زمینه ی علوم دینی و ملبس بودن او به لباس علمای دینی است . البته اثرات این پرورش در فرهنگ دینی را در سایر سروده های شاعر نیز می توان حس کرد. شاید هم به این سبب است که شاعر به مسایل جهان اسلام ، فارغ از قید و بند مرزهای دست ساخته میان این سرزمین ها ، توجهی خاص دارد. شعرهایی که او برای هم زبانان و هم کیشان غیر هموطن می سراید ، مؤید این سخن است ، هرچند تعبیر « غیر هموطن » نیز در اینجا خالی از مسامحه ای نیست ، که گفته اند « این وطن مصر و عراق و شام نیست » ما در واقع هموطنان همدیگر در این وطن فرهنگی و زبانی هستیم و این چیزی است که در شعر او نمود دارد.

امیدوارم که با این نوشته ی شکسته و بسته توانسته باشم روزنی بر چشم انداز بدیع و دلنواز شعر محمدحسین انصاری نژاد بگشایم و پاس محبت و بزرگواری او را بدارم ، که به قول بیدل ؛

محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را

کند یوسف صدا ، گر بو کنی پیراهن ما را

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها