امروز : یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 22
۱۲:۳۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 90472
تاریخ انتشار: ۱ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۲۵
تعداد بازدید: 103
تقابل‌های گفتمانی در بسیاری مواقع در قالب مصادره‌ی شخصیت‌ها و اندیشمندان مطرحی که به تاریخ پیوسته‌اند، خود را نشان می‌دهد. ...

تقابل‌های گفتمانی در بسیاری مواقع در قالب مصادره‌ی شخصیت‌ها و اندیشمندان مطرحی که به تاریخ پیوسته‌اند، خود را نشان می‌دهد. شخصیت‌هایی که نیستند تا به بازنمایی اندیشه‌های خود بپردازند. از جمله‌ی این شخصیت‌ها شهید مصطفی چمران است. یادداشت حاضر به رویکردهای فکری چمران می‌پردازد.

به گزارش پیروان موعود؛ الهه خانی نوشت؛ شهید چمران به‌عنوان یکی از ذووجوه‌ترین شهدای جنگ تحمیلی، مطرح است. شخصیتی که هم نخبه‌ای علمی، هم سیاستمدار و نماینده‌ی مجلس، هم یک نظامی زبده و کارکشته، عارفی هنرمند و نویسنده‌ای متعهد و خوش‌قلم است. اما به دیدگاه‌های سیاسی شهید چمران در رسانه‌ها کمتر پرداخته شده و همین امر سبب شده است تا هر از چندی برخی با عوام فریبی، به بهانه‌های مختلف دکتر چمران را به خود منسوب کنند. موضوعی که به خصوص با ساخت و پخش فیلم «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا، موجی از مصادره‌های فکری و سیاسی از این شهید عزیز را در بین برخی سیاسیون و رسانه‌ها سبب شد.
 
 بدیهی است نسبت یک جریان یا گروه به اسطوره‌ای چون چمران، امتیازآور است. یکی از مهم‌ترین شبهاتی که در خصوص این شهید مجاهد عارف مطرح می‌شود، مربوط به ارتباط ایشان با نهضت آزادی و برخی اعضای این گروه است که ذکر چند نکته در این خصوص لازم است:
 
1.      اولین نکته‌ی حائز اهمیت در این خصوص، آن است که نهضت آزادی در دوران طاغوت، به‌رغم همه‌ی نواقصی که داشت، به‌عنوان شاخه‌ی مذهبی جبهه‌ی ملی، بالاخره یکی از گروه‌های ضدرژیم محسوب می‌شد و سران این گروه (صرف نظر از برخی تفکرات غلط‌شان، که آن هم در آن زمان چندان بارز نبود)، کسانی بودند که با جدیت مشغول مبارزه بودند و حتی به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده بودند. 
 
ضمن آنکه، در دوران فترت گروه‌های سیاسی - اسلامی فعال، در دهه چهل، انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها در آمریکا و اروپا و نهضت آزادی، دو مرکز اجتماع برخی دانشجویان مخالف شاه با گرایش‌های مذهبی، در خارج از کشور را تشکیل می‌دادند که شهید چمران نیز در میان آن‌ها بود. دانشجویانی با گرایش‌های مذهبی که نسبتی با گروه‌های چپ مارکسیستی و غیرمذهبی نداشتند و در اوج خفقان حکومت شاه، در این برهه به سمت گروه‌های موجود با صبغه‌ی مذهبی نظیر نهضت آزادی گرایش می‌یافتند. چنان‌که شهید چمران در همین دوران دانشجویی، مسئول هماهنگ‌کننده‌ی گروه‌های حامی ملت فلسطین در آمریکا نیز بوده‌اند. بنابراین، ارتباط شهید چمران با نهضت آزادی نیز نه از سر علقه و علاقه‌ها و تعصبات شخصی به اعضای این گروه که ناشی از همگرایی و ائتلاف نیروها در مبارزه با شاه و اقتضائات مبارزه بوده است.
 
2.      آشنایی مصطفی با نهضت آزادی، به زمانی پیش از اعلام موجودیت رسمی نهضت و در دهه‌ی سی بر می‌گردد، آن‌گاه که چمران به‌عنوان دانشجویی جوان در سال 1332 به دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران قدم گذاشت. بازرگان در آن سال‌ها در دانشکده‌ی فنی کرسی تدریس داشت و طبیعتاً چمران نیز مدتی در محضر استاد مطالبی پیرامون «ترمودینامیک» آموخت. ضمن آنکه شهید چمران به گفته‌ی خود، از سن پانزده‌سالگی در انجمن اسلامی دانش‌آموزان شرکت داشته و در آنجا با آیت‌الله طالقانی آشنا و یکی از شاگردان پرو پا قرص آیت‌الله طالقانی در درس تفسیر ایشان می‌شود.[1] این سابقه‌ی آشنایی با آیت‌الله طالقانی (یکی از اصلی‌ترین سران نهضت آزادی) یکی از دلایل بسیار مهم و اصلی در اعتماد چمران به نهضت آزادی بوده است.

شهید چمران مدت زیادی در ایران نمی‌ماند و در سال 1337، با دریافت بورس تحصیلی، عازم ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه تگزاس و برکلی آمریکا می‌شود و تا پیروزی انقلاب اسلامی در 21 سال بعد به ایران باز نمی‌گردد.
 
در طول عمر کوتاه دولت موقت، به کرّات تفاوت اساسی خط‌مشی این دولت با تفکرات خط امام و اسلام ناب محمدی آشکار شد. استعفای دولت موقت پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی، یکی از این اختلافات است که دکتر چمران خود را در چارچوب حزب محصور نکرد و در مقام وزیر باقی ماند و به فرمان حضرت امام به‌عنوان وزیر دفاع منصوب شد.
 
3.      پس از سرکوب قیام ملت در 15 خرداد 42، در میان عده‌ای از مبارزین خارج و داخل کشور این فکر به وجود آمد که رژیم پهلوی اصلاح‌پذیر نبوده و تنها راه برای مقابله مبارزه‌ی مسلحانه است. بدین منظور بود که شهید چمران و بعضی از همفکران وی برای فراگیری فنون جنگ‌های پارتیزانی و آماده‌سازی برای نبرد مسلحانه و رویارویی با رژیم پهلوی به مصر رهسپار شدند و مدت دو سال سخت‌ترین دوره‌های چریکی و جنگ‌های پارتیزانی را مخفیانه فرا گرفتند. اما سران نهضت آزادی نه تنها به براندازی رژیم پهلوی اعتقادی نداشتند، بلکه بعد از 15 خرداد 42 فعالیت سیاسی را رها کردند و به فعالیت‌های فرهنگی و امور خیریه مشغول شدند!
 
در اواخر سال 1349 و آغاز دهه‌ی 50، مصطفی چمران تمام مقامات و افتخارات و فرصت‌های عالی شغلی و زندگی مرفه در آمریکا را رها کرد و بنا به دعوت امام موسی صدر و به منظور ایجاد پایگاه مبارزاتی جدید(گروه امل)، راهی لبنان شد. بیشتر عمر شهید چمران در مناطق شیعه‌نشین جنگ‌زده‌ی لبنان و بحران‌ها و مسائل این کشور، گذشته است. دکتر چمران در لبنان، به کمک امام موسی صدر، «حرکه‌المحرومین» و سپس جناح نظامی آن، سازمان املرا پایه‌گذاری کرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و ماجرای ربوده شدن امام موسی صدر به ایران باز نگشت و قریب به 20 سال از ایران و نهضت آزادی دور شده بود.
 
4.      با پیروزی انقلاب اسلامی و بیشتر علنی شدن زاویه‌ای که نهضت آزادی با تفکرات امام داشت، مسیر دکتر چمران نیز به‌تدریج از نهضت آزادی جدا شد. وی به دلیل سابقه‌ی آشنایی‌اش با اعضای نهضت آزادی و قابلیت‌های در خور تحسینی که داشت، در دولت موقت و در جایگاه «معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب» جای گرفت و در همان زمان بود که حتی در ملاقات با برژینسکی به همراه مهندس بازرگان و دکتر یزدی حضور داشت. اما در آینده وقایعی رخ داد که مواضع سازش‌کارانه‌ی دولت موقت برای دکتر چمران در عمل آشکار شد، به‌گونه‌ای که از همراهی با آنان پرهیز داشت.
 
5.      ارتباط شهید چمران با نهضت آزادی به معنای پیروی بی‌چون و چرای ایشان از سازمان نبوده است؛ به‌گونه‌ای که اختلافات دکتر چمران با نهضت آزادی پس از انقلاب، نشانگر تفاوت فاحش مواضع سیاسی ایشان با خط‌مشی فکری این گروهک است که به چند مورد از این اختلافات اشاره می‌شود: 
 
 
پافشاری ایشان در برخورد قاطع با عوامل ضدانقلاب در کردستان یکی از این موارد اختلاف است. مسئله‌ای که با سیاست دولت موقت همخوانی نداشت. چنان‌که در پی کوتاهی مقامات دولت موقت و طولانی شدن مذاکرات آن‌ها با تجزیه‌طلبان مسلح کرد، مناطق آزادشده‌ی کردستان دوباره جولان‌گاه نیروهای ضدانقلاب شد و پس از فرمان انقلابی امام به عزیمت ارتش برای دفاع از پاوه، ‌ـ‌که به گفته‌ی شهید چمران «فرمان امام، آن‌چنان تحولی به وجود آورده بود، آن‌چنان ایمانی در دل جوانان ما ایجاد کرده بود و آن‌چنان خوف و وحشتی در دل دشمن انداخته بود که دشمن می‌گریخت و دوستان ما به سهولت به سوی آنان حمله می‌کردند»[2]‌ـ‌ رزمندگان از جان گذشته‌ی انقلاب، به حرکت درآمدند و با تکیه بر همه‌ی تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه‌ریزی دکتر چمران در عرض دوازده روز همه‌ی شهر‌ها و راه‌ها و مواضع استراتژیک کردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب، کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کُرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.
 
درحالی‌که اعضای نهضت آزادی، پس از انقلاب روزبه‌روز فاصله‌ی خود از مسیر امام (ره) را بیشتر می‌کردند، مواضعی مخالف جریان خط امام اتخاذ و به‌تدریج از همکاری با انقلابیون کناره‌گیری می‌نمودند، شهید چمران هر روز بیشتر از قبل به حضرت امام (ره) نزدیک‌تر می‌شد و اطمینان ایشان را جلب می‌نمود، به نحوی که ایشان در تاریخ 20 اردیبهشت 1359، هنگام تشکیل شورای عالی دفاع، به نمایندگی حضرت امام (ره) در این شورا منصوب شد و پس از فتح پاوه از طرف حضرت امام به وزارت دفاع منصوب گردید. شهید چمران پس از شروع جنگبه اهواز رفت و پس از کسب اجازه از امام خمینی (ره) ستاد جنگ‌های نامنظم را به همراه آیت‌الله خامنه‌ای بنیان‌گذاری کرد.
 
در طول عمر کوتاه دولت موقت، به کرّات تفاوت اساسی خط‌مشی این دولت با تفکرات خط امام و اسلام ناب محمدی آشکار شد. استعفای دولت موقت پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی، یکی از این اختلافات است که دکتر چمران خود را در چارچوب حزب محصور نکرد و در مقام وزیر باقی ماند و به فرمان حضرت امام به‌عنوان وزیر دفاع منصوب شد.
 
مخالفت با دولت موقت در انحلال مجلس خبرگان، دیگر موضع اختلاف شهید چمران با نهضت آزادی بود. طرح انحلال مجلس خبرگان، یکی از مصادیق این تفاوت بود که اعضای نهضت آزادی پس از به تصویب رسیدن اصل ولایت فقیه، به دنبال آن افتادند. در نامه‌ای که بعدها از دفتر کار امیرانتظام، سخن‌گوی دولت و عامل اصلی طراحی این طرح، به‌دست آمد، جزئیات چگونگی طراحی توطئه‌ی انحلال مجلس خبرگان ثبت شده است که مربوط به جلسه‌ای است که امیرانتظام از عده‌ای از سیاسیون درباره‌ی این کار نظرخواهی و طلبِ همراهی نموده است. در بخشی از این نامه اسم دکتر چمران به‌عنوان یکی از افرادی که حاضر به امضای این طرح نشده، آمده است.
 
دل‌باختگی نسبت به حضرت امام (ره) و انقلاب و نه خودمرجع پنداری در مقابل ولی فقیه، دیگر اختلاف بنیادین شهید چمران با نهضت آزادی بوده است. در ذهن و خاطره‌ی بسیاری از اطرافیان شهید چمران، عشق و علاقه‌ی خاص ایشان نسبت به امام خمینی (ره)، مثال‌زدنی است. خانم غاده چمران (همسر دوم شهید چمران) ضمن بیان خاطراتی، تنها دلیل ماندن شهید چمران در ایران را خواست امام از وی و نه مناسبات حزبی و رفاقت‌های سازمانی می‌داند: «یک‌بار مصطفی می‌خواست مرا بفرستد عراق که نامه برای امام خمینی ببرم… وقتی هم که مصطفی به ایران رفت نامه فرستاد که امام از من خواسته بمانم و من هم می‌مانم!»
 
امام (ره) در این سخنرانی به کسانی که ادعای رفاقت دیرینه با دکتر چمران را یدک می‌کشند، توصیه می‌کنند تا چمران را الگوی خویش قرار دهند و مثل او بمیرند: «... چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد... ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید
 
تفاوت مشی شهید چمران با نهضت آزادی در کلام حضرت امام (ره) چنان روشن است که ایشان، یک روز پس از شهادت شهید چمران و در همان روزی که بنی‌صدر را عزل کردند (یعنی 1 تیر 1360)، در یک سخنرانی عمومی درباره‌ی درخواست وقیحانه‌ی جبهه‌ی ملی برای تظاهرات علیه قصاص، ضمن محکومیت شدید جبهه‌ی ملی و منافقین، از نهضت آزادی خواستند که دست از مخالفت با نظام بردارد و از آنان اعلام برائت کند.
 
امام (ره) در این سخنرانی به کسانی که ادعای رفاقت دیرینه با دکتر چمران را یدک می‌کشند، توصیه می‌کنند تا چمران را الگوی خویش قرار دهند و مثل او بمیرند: «این آقایانى که باز رابطه‏شان را با اسلام قطع نکرده‏اند [نهضت آزادی]، این‌ها به هوش بیایند و حساب خودشان را از آن‌هایى که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملأعام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه‌هایى که چند روز پیش آن‌قدر جنایت کردند محکوم کنند... من نمى‏خواهم که شماها هم‏ به سرنوشت دیگران مبتلا بشوید. من نمى‏خواستم که آن‌ها [منافقین] هم این سرنوشت را داشته باشند... مگر شماها چقدر مى‏خواهید عمر بکنید؟ عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است... شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست؛ چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد؛ ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید.»[3]
 
حضرت امام (ره) همچنین در پیامی که به مناسبت شهادت شهید چمران هم صادر فرمودند، تعابیر بسیار بلندی در وصف شهید چمران به‌کار بردند که مقایسه‌ی آن با توصیفات حضرت امام درباره‌ی نهضت آزادی محل تأمل است. امام در این پیام شهید چمران را «سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالى» و «جنگجویى پرهیزکار و معلمى متعهد» خواندند که «شهادت انسان‌ساز» داشته و «سرلوحه‌ی مرام او اسلام عزیز و پیروزى حق بر باطل» بوده است. حضرت امام در این پیام هم به وابسته نبودن او به دسته‌جات سیاسی اشاره نمودند و در تجلیل از خدمات مخلصانه‌ی او فرمودند:
 
«چمران عزیز با عقیده‌ی پاک خالص غیروابسته به دسته‌جات و گروه‌هاى سیاسى و عقیده به هدف بزرگ الهى، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى شروع و با آن ختم کرد... او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بى‏هیاهوهاى سیاسى و خودنمایی‌هاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى‏ و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.»[4]
 
پی‌نوشت‌ها:

 

[1]مصاحبه با روزنامه‌ی اطلاعات، 27 مرداد 1358.
[2]http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4892/5407/50394
[3]صحیفه‌ی امام خمینی، جلد چهاردهم، ص 491.
[4]همان، ص 478 و 479.
برچسب ها:
آخرین اخبار