امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۰:۰۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 90487
تاریخ انتشار: ۱ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۵۷
تعداد بازدید: 45
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مهناز سعیدحسینی: محمد عزیزی یکی از نویسندگان با سابقه کشورمان است. خودش دبیر ادبیات فارسی است و سال‌ها ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مهناز سعیدحسینی: محمد عزیزی یکی از نویسندگان با سابقه کشورمان است. خودش دبیر ادبیات فارسی است و سال‌ها در مدارس و دانشگاه‌ها به تدریس ادبیات پرداخته و تاکنون از این نویسنده نزدیک به 40 کتاب در حوزه ادبیات کودک و نوجوان و ادبیات بزرگسال و همچنین مجموعه شعر منتشر شده است.

اخیرا از عزیزی کتاب «زندگی داستانی شهید همت» منتشر شده است که هم اکنون چاپ دوم آن که همراه با اصلاحاتی همراه است، در دست انتشار است. درباره این کتاب با این نویسنده به گفت‌وگو نشستیم. مصاحبه را در ادامه بخوانید:

فارس: چه شد سراغ نوشتن این کتاب رفتید؟

این کتاب زندگینامه داستانی شهید همت است که در آن زندگی ایشان را از قبل از تولد تا شهادت به صورت کامل شرح داده شده است.  در این کتاب سعی کرده‌ام تا جایی که ممکن است به همه ابعاد شخصیت ایشان بپردازم از چگونگی رشد و بالندگی او در کودکی و نوجوانی گرفته تا اوج شکوفایی و شهادت و بستری که شخصیت او را پرورش داده برای خواننده بنمایانم و به همین دلیل به شکلی گسترده به این موضوعات پرداخته‌ام. البته برای رسیدن به این منظور شکل تاریخی نوشتار را حفظ کرده‌ام.

**همه ما مدیون شهدا هستیم

فارس: تا به حال کتاب‌های زیادی درباره شهدا نوشته شده است، چرا شما هم نوشتید؟

همه ما به نوعی مدیون همه شهدا هستیم؛ به ویژه شهیدانی چون شهید همت که حماسه‌های ماندگار خلق کردند و در برهه‌ای که کشور به دفاع نیاز داشته توانستند از کشورشان و از مردمشان و از انقلابشان دفاع کنند و همین برای من به عنوان کسی که به نوشتن به عنوان وجدان اجتماعی و وظیفه دینی‌اش نگاه می‌کند و به عنوان کسی که مانده و می‌تواند بنویسد،‌ انگیزه‌ای می‌شود که برای نسل‌های بعد آن را ثبت کند و حتی برای نسل سومی‌هایی که آن سال‌ها هنوز به دنیا نیامده بودند یا بچه بودند و درک و دریافت مستقمیی از آن روزگار ندارند، این اتفاقات را ماندگار کند. حالا میزان موفقیتم را باید از خواننده‌ها و منتقدان پرسید.

**شهید همت را خیلی دوست داشتم/ شهید همت فرهنگی بود و فرهنگی ماند

فارس: چرا بین این همه شهیدی که انقلاب به اسلام و ایران تقدیم کرده است،‌ سراغ زندگی شهید همت رفتید؟

البته خیلی از شهدای دیگر می‌توانستند موضوع کار من باشند اما من شهید همت را خیلی دوست داشتم. او به خاطر نوع زندگی‌اش و  نوع تاثیر گذاریش در تاریخ معاصر ما بین بسیاری از مردم ما محبوب است و این محبوبیت به حق است و من هم مثل خیلی از مردم این شهید را دوست داشته‌ام اگر نگویم دوست‌تر و از طرف دیگر یک جور احساس هم ذات پنداری می‌کردم چون من هم مثل او معلم هستم، من هم زمانی به منطقه رفتم و من هم در بسیاری از موقعیت ها در بعضی احساسات شریک بودم. ایشان یک فرهنگی بود که به جبهه رفت و تا آخر عمرش یک فرهنگی ماند و بیشتر یک معلم و شخصیت فرهنگی بود تا یک شخصیت نظامی صرف. من هم سال‌های سال است که معلم هستم و تدریس کرده‌ام و احساس می‌کردم که بیشتر از بقیه می‌توانم ایشان را بشناسم.

**همسر شهید همت چهره این شهید را از پس غبارها بیرون آورد

فارس: به جز بعد معلم بودن ایشان،‌ چه چیزهایی در شخصیت این شهید وجود دارد که شما را به سویش جلب کرد؟

ایشان حماسه سازی‌های آشکاری دارد. در کردستان، در جنوب، در عملیات رمضان و جاهای دیگر این قدر فداکاری نشان داد که ضرب المثل شد مثل تعدادی دیگر از فرماندهان زمان جنگ. علاوه بر این، شخصیت محوری همسر ایشان در شکل دادن یک داستان فوق العاده انسانی و عاشقانه، ‌هر داستان نویسی را به سوی خودش جلب می‌کند و روایت‌های خیلی دقیقی که همسر ایشان در مصاحبه‌های متعدد از شخصیت همت و از برخوردهای عاطفی آنها با هم ارائه کرده بود، من را بیشتر به این سمت کشاند و سهم ایشان در محبوبیت شخصیت شهید همت کم نیست و انصاف این است که بگویم چهره‌ای که ایشان در این سال‌ها در مصاحبه‌های مختلف از همسرش ارائه کرده، چهره او را از پشت غبارها بیرون آورده است. به جز اینها ایشان محور شخصیت‌های دیگر بوده‌اند. مثلا شهید عباس ورامینی، شهید محمد عبادیان، شهید باکری، شهید ‌دستواره،‌ شهید زجاجی و دیگر شهیدان که در لشکر 27 بوده‌اند و همین طور شخصیت شگفت انگیز احمد متوسلیان، در کنار شخصیت شهید همت جای می گیرند. او محوی بوده که دیگران حول او می‌چرخیدند و ماجرا هم همین گونه روایت می‌شود.

فارس: تخیل داستانی شما چه قدر وارد کتاب شده است؟

ممکن است در بعضی موارد برای نشان دادن فضای واقعی، موقعیت و شخصیت،‌خلق کرده باشم ولی محور اصلی کتاب، وفاداری به اسناد و مدارک و زندگی ایشان و روایت خانواده و هم رزمان است. یعنی داستانی است که متن اضافه‌ای از روایت‌های تخیلی ندارد اما خیلی جاها باز آفرینی شده یا مطالبی اضافه شده و شخصیت‌هایی اضافه شده‌اند تا به روایت لطمه نخورد.

**از همه منابع منتشر شده و منتشر نشده استفاده کرده‌ام

فارس: منابع شما همه منابع منتشر شده و کتاب‌هایی است که درباره شهید همت در قالب کتاب و مصاحبه منتشر شده‌اند؟

نه بسیاری از منابعم منتشر نشده بودند. منابعی که از سپاه  و کمیته جمع آوری اسناد در اختیارم قرار گرفته بود، جز منابع منتشر نشده‌ای بودند که من استفاده کردم. البته از کتاب‌ها و منابع منتشر شده هم بهره گرفتم و می‌توانم بگویم من از همه منابعی که به نحوی به شهید همت مربوط می شد، استفاده کرده‌ام و منابع را هم ذکر کرده‌ام و پاورقی خورده است و از همه فیلم‌ها و مصاحبه‌ها و کتابها هم استفاده شده است.

**سعی کرده‌ام فراز و فرودهای زندگی همت را با هم روایت کنم

فارس: درباره بعضی شهدای شاخص ما ، کتاب‌های زیادی نوشته شده است. چه در قالب زندگی نامه و چه در قالب داستان و چه در قالب برش‌هایی از زندگی آن شهید. یکی از آسیب‌های وارد به این سبک از نوشته‌ها این است که نویسنده‌ها دچار کلیشه می‌شوند و شعار می‌دهند. شما چه قدر تلاش کردید از شعار و کلیشه دور بمانید؟

طبیعتا ممکن است در جاهایی از کتاب من هم، شعار باشد و کاری هم نمی‌شود کرد چون درباره شخصیتی در برهه‌ای از تاریخ ما است که بخشی از کار جنگ و انقلاب با شعار پیش می‌رفته است.  روزهای قبل از انقلاب و اوایل انقلاب بسیاری از حرف‌ها با شعار پیش رفت اما من با همه اینها تلاش کرده‌ام به زندگی واقعی دور از شعار و دور از اغراق و مبالغه نزدیک شوم و برای همین در ابتدای کتاب روایت را به خودم منتصب کرده‌ام و مشابه بیهقی نوشته‌ام: «و در تاریخی که می‌کنم سخنی نرانم که به تعصبی باشد و دیگران گویند شرم بار این پیر را بلکه آن را گویم که دیگران اندر آن موافقت کنند و طعنی نزنند.» یعنی به بیهقی استناد کردم که از واقعیت‌های زندگی دور و گرفتار شعار زدگی نشوم. من تلاش کرده‌ام که نقطه‌های تاریک و فراز و فرودهای زندگی ایشان را بگویم و حتی اگر ضعفی هم بوده گفته شود.

فارس: فکر می‌کنید زبان شما چه قدر به زبان جوان امروز نزدیک باشد؟

زبان من زبان معمول است اما خیلی جاها متناسب با تپش داستان بار عاطفی و بار کلمات متفاوت است. مثل زندگی معمولی ما است که یک لحظه با آرامش صحبت می‌کنیم یک لحظه مقابل خطری می‌گریزیم و به همین تناسب کلمات هم متناسب با اتفاقات ضرب آهنگ مخصوص خودشان را دارند. این کتاب 1200 صفحه دارد و نمی‌تواند با یک لحن ثابت باشد. یک جا زبانش آرام است و جای دیگری به شعر پهلو می‌زند. من آرزو می‌کنم منتقدان حوصله کنند و نترسند از حجم کار و تفاوت کار من را ببنید.

**نمی توانستم خلاصه‌تر بنویسم چون به دام کلی نویسی می‌افتادم

فارس: فکر نمی‌کنید 1200 صفحه برای مخاطب عام خیلی زیاد باشد و کمتر کسی این روزها پیدا می‌شود که یک رمان 1200 صفحه‌ای را در دست بگیرد؟

ممکن است بعضی خوانندگان این حوصله را نداشته باشند اما این اجتناب ناپذیر است. اگر ما بخواهیم به دام کلی نویسی نیفتیم، این قدر حوادث زیاد است که نمی‌توان آنها را خلاصه‌تر از این کرد. مثلا وقتی من می‌خواستم حادثه فتح خرمشهر را بنویسم که از ابتدای عملیات شروع می‌شود تا به طنین انداختن صدای الله اکبر بچه‌ها می‌رسد، می‌توان آن را در 2 صفحه هم نوشت اما من بیش از 150 صفحه را به فتح خرمشهر اختصاص داده‌ام تا به موضوع نزدیک شوم و باورپذیر شود. کلیات را همه دیده و شنیده‌اند. باید همراه با این شخصیت در لحظه‌لحظه‌ها بود و سرما و گرسنگی و افتادن و نشستن و برخاستن او را حس کرد تا فهمید فتح خرمشهر چه بود و همت چه کرد. من انصافا اگر می‌خواستم آن طور که دلم می‌خواهد بنویسم. کتاب 2500 صفحه می‌شد. نکته بعدی هم این است که این کتاب هم تحریر اول من است و آرزو می‌کنم فرصتی پیش بیاید و بتوانم 2 تحریر دیگر داشته باشم.

فارس: یعنی کامل‌ترش کنید در تحریرهای بعد؟

بله اول قسمت‌هایی از زندگی که به نظرم تکمیل نیست را کامل کنم و دوم اینکه یک رمان از دل این زندگی نامه داستانی بیرون بیاورم و چون در رمان دست کاملا باز و آزاد است و ممکن است در 500 صفحه هم تمام شود. اما اینجا من رمان ننوشته‌ام بله زندگی نامه داستانی نوشته‌ام که در بعضی جاها به رمان نزدیک شده است.

**حجم زیاد کتاب مانع خوانده شدن نیست/ باید عطش مطالعه کتاب ایجاد شود

فارس: جوان‌ها و نوجوان‌های امروز فکر می‌کنند همه چیز را می دانند مخصوصا درباره دفاع مقدس و شهدا. این اسامی به گوششان بسیار خورده و فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند و شاید کشش پیدا نکنند به سمت این کتاب بروند، چه چیزی در این کتاب است که می‌تواند جوان‌ها را به سمت خودش بکشاند و چیزهایی به آنها عرضه کند که آنها از قبل نمی‌دانستند؟

اولا به قول مولانا: آب کم جو تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آبت از بالا و پست

تشنگی به مطالعه را باید همین مصاحبه شما و تلویزیون و رادیو و مطبوعات به وجود بیاورند. یعنی چند صفحه از این رمان به تکرار در صفحات مختلف بیاید تا طرف احساس کند به این کتاب نیاز دارد. عشق هر چیز از دل معرفت به آن می‌جوشد. تا وقتی که با اثری آشنا نشوید، به آن علاقه مند نمی‌شوید. آشنا شدن هم به معنای تورق نیست به معنای خواندن و غرق شدن در کتاب است. خب خیلی سخت است. مثلا وقتی یک رمان روسی را بخواهیم بخوانیم در 50 صفحه اول با اسامی به سختی آشنا می‌شویم و بعد از 100 صفحه فضا و آدم‌ها را می‌شناسیم و بعد حوادث برایمان آشنا می‌شوند. این شناخت باید برای بچه‌ها فراهم شود. در کلاس‌های زنگ مطالعه این کتاب‌ها خوانده شود. اگر بچه‌ها کم کم به کتاب‌خواندن عادت کنند این کتاب‌ها را می‌خوانند. چرا الان رمان‌هایی حجیم و موفق گذشته باز هم خوانده می‌شود؟ پس زیاد بودن صفحات مانع خوانده نشدن نیست. چرا این قدر «دا» خوانده می‌شود؟ چون به اندازه کافی برایش تبلیغات شد. اگر برای شهید همت هم همین کار را انجام دهند، این تشنگی به وجود می‌آید تا کتاب را بخواند. بعد از آن، هنر نویسنده است که بتواند خواننده را تا آخر پای کتاب بنشاند.

**نوشتن کتاب 15 سال طول کشید

فارس: نوشتن این کتاب با این حجم زیاد چه مقدار طول کشید؟

من از سال 1376 نوشتن این کتاب را شروع کردم و در این سال‌ها نمی‌گویم همیشه مشغول نوشتن بوده‌ام اما به طور مستمر به دنبال تحقیق و تهیه منابع بودم تا اینکه در اواخر سال 1392 کتاب چاپ شد قرارداد کتاب را 15-16 پیش یا انتشارات سوره مهر بستم و مشغول تحقیق بودم اما ممکن بود در این سال‌ها 6ماه تا یک سال بگذرد و یک خط هم ننویسم اما مدام در حال  مطالعه بودم. خود کتاب را هم در دو نوبت نوشتم. در نوبت اول بخش اول کتاب را با عنوان به سوی صبح نوشتم که تا سال 1383 طول کشید. بعد دوباره وقفه‌ای ایجاد شد در نوشتنم و باز نزدیک به 300 صفحه دیگر را تا سال  90 نوشتم. اما از سال 90 تا زمان چاپ کتاب به صورت پیوسته روی این کتاب کار می‌کردم تا اینکه پاییز 92 تحریر اولیه کتاب تمام و بهمن 92 هم کتاب چاپ شد. بعد از چاپ کتاب هم مرتب در حال تحصیح و ویرایش بود که هم اکنون در انتشارات در حال اعمال آخرین اصلاحات و تصحیح‌ها بر چاپ جدید هستند.

فارس: مگر کتاب را انتشارت روزگار منتشر نکرده است؟ پس چه طور قراردتان با انتشارات سوره مهر بود؟

قرار بود انتشارات سوره مهر آن را چاپ کند. اما وقتی کتاب تمام شد من اصرار داشتم کتاب برای سی‌ام سالگرد شهادت شهید چاپ شود و از آنجا که دیدم روند انتشار کتاب در سوره مهر ممکن است زمان بر باشد آن را در انتشارات روزگار با کمک انتشارات پلاک 8 به صورت مشترک چاپ کردیم تا زمان از دست نرود و توقف نداشته باشد. البته برای چاپ دوم اگر انتشارات سوره مهر آمادگی داشته باشد و با شرایط ما کنار بیایند،‌ آن را به این نشر خواهم داد و گرنه باز هم خودمان در انتشارات روزگار آن را چاپ می‌کنیم.

فارس: چرا این کتاب را پس از انتشار  ویرایش و تصحیح کردید؟

این ویرایش دو دلیل داشت. اول اینکه اعلام کرده بودم ماهیت کار پژوهشی است و هر لحظه ممکن است سند جدیدی پیدا شود یا اینکه در ذکر تاریخ یا حادثه‌ای اشتباه کرده باشم و همه اینها ضرورت اعمال اصلاحات را نشان می‌داد. از سوی دیگر بعد از انتشار کتاب نکاتی از سوی خانواده شهید همت به خصوص همسرشان تذکر داده شد که گفتند مساله طور دیگری بوده و من این موارد را که از جانب خانواده یا دوستان و هم رزمان تذکر داده شده بود،‌ اصلاح کردم.

از سوی دیگر چون کار بسیار گسترده و زمان بر بود، گاهی رمان در همه بخش‌ها یک دست نبود و در جاهایی زمان نوع روایت و راوی‌ها عوض شده بود و این به کار لطمه می‌زد و باید این موارد هم اصلاح می‌شد.

فارس: بهتر نبود قبل از اینکه کتاب چاپ شود و به دست مخاطب رسد این ایرادها را برطرف می‌کردید؟

قبل از چاپ این اتفاق افتاد و اگر ضرری هم باشد متوجه ناشر است که بعد از چاپ تغییرات را اعمال کند که این را هم پذیرفته‌ام اما ارزش داشت که کتاب بهتر و پیراسته‌تر منتشر شود.

فارس: الان ویرایش دوم کتاب با ویرایش اول چه قدر تفاوت دارد؟ تغییرات آن قدر زیاد هست که بخواهید نسخه اول را با این تغییرات جمع کنید؟

از نظر حجمی تغییرات آن قدر زیاد نیست و در بعضی جاها اعمال شده است و کسی که چاپ اول را داشته باشد،نیازی نیست که چاپ دوم را هم داشته باشد . اما اگر کسی بخواهد برای اولین بار این کتاب را بخرد قطعا توصیه من این است  که چاپ دوم را بخرد چون هم بهتر است و هم از نظر کیفیت چاپ بهتر درآمده است.

**کتاب را تحسین برانگیز خواندند

فارس: بعد از چاپ کتاب چه بازخورهایی به شما رسید؟

90 درصد بازخوردها از منتقدان و هم رزمان و دوستداران ادبیات دفاع مقدس خوب بود و این کتاب را تحسین برانگیز خوانده بودند. مجموعه نقدهایی هم که بر این کتاب نوشته شده، خودش یک کتاب 60  صفحه‌ای شده و است و بیش از 10 نفر هم بر این کتاب در رسانه‌ها مطلب نوشته‌اند و اغلب آن را تحسین کرده‌اند و گفته‌اند جای چنین کتابی خالی بود. خودم هم توقع نداشتم این قدر از کتاب تقدیر کنند.

فارس: یعنی هیچ نقد جدی به کتاب شما در این بازه زمانی وارد نشده است؟

نه من به نقدی بر نخوردم که مثلا پرداخت داستانی کتاب را نقد کنند. امیدوارم این کتاب سال‌ها بماند و خوانده شود. خودم اهل نقد هستم و استقبال می‌کنم از نقد. یک اثر ادبی خوب می‌تواند دربرابر توفان‌ها مقاومت کند و بماند

فارس: واکنش خانواده شهید همت به چاپ کتاب چه بود؟

من در درجه اول از خانواده شهدا می‌خواهم اجازه دهند شهدا در داستان‌ها و کتاب‌ها مطرح شوند و راضی به عکس‌ها و پوسترهایی نشوند که صرفا در خیابان نصب می‌شود و عمقی ندارند. وقتی داستان زندگی شهید به  هنر ادبی آمیخته شود،‌ جاودانه می‌شود و من توقع دارم خانواده شهدا، نویسندگانی را که قدم در این راه می‌گذارند، تشویق و حمایت کنند. چون ادبیات از سطح می‌گذرد و وارد عمق می‌شود. خیلی‌ها از شهید همت فقط یک اسم شنیده بودند اما الان به واسطه این کتاب،‌ عاشق او شده‌اند. به هر حال من نویسنده برای خلق یک اثر ادبی از جا به جایی حوادث و مقداری تخیل استفاده می‌کنم و خانواده‌های شهدا باید این را به عنوان لوازم کار بپذیرند. چون من می‌خواهم عمق پیام شهدا به دیگران برسد و باید دستم باز و قلمم آزاد باشد. من شهید همت را هر چه قدر هم که واقعی و بر اساس اسناد نوشته باشم باز هم از دریچه نگاه خودم دیده‌ام مثل عکاسی که عکسش باز هم با خود ماجرا تفاوت دارد. من به عنوان نویسنده دانای کل، شهید را از همه زوایا دیده‌ام و و نسبت به دیگران که او را صرفا از یک وجه دیده‌اند یا در خانواده یا در سنگر، آگاه‌تر هستم و نگاه جامع‌تری دارم. من امیدوارم خانواده شهدا و دوستانشان تنگناهای کار ما را ببینند و ما را باور کنند. اگر شهید صرفا برای خانواده‌اش بود که شهید نمی‌شد. شهید صرفا برای خانواده‌اش نیست و متعلق به اسلام و آرمان‌های الهی است و اینها سختی‌هایی  بود که بعد از چاپ کتاب بر من رفت.

فارس: یعنی الان شما با این سخنان از خانواده شهید همت گله می‌کنید؟

من گفتنی‌ها را گفتم و اینکه شهدا صرفا برای خانواده‌شان نیستند و کسی ادعای مالکیت نکند و ما به عنوان نویسنده حق داریم درباره هر شهیدی بنویسیم. شهدا با پوستر جاودانه نمی‌شوند چون پوستر را باد می‌برد اما کتاب و ادبیات می‌ماند.

فارس: نکته دیگری باقی مانده که بخواهید بفرمایید؟

امیدوارم برای بقیه شهدایی که دوستشان دارم و شاخص هستند هم چنین کاری انجام دهم مثل شهید باکری و شهید متوسلیان و امیدوارم دوستان این کتاب را بخوانند و منتقدان نقد کنند نقد کارشناسانه و حاصل تعمق و از سر دلسوزی و انصاف و دیانت.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار