امروز : چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 26
۱۵:۲۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 91896
تاریخ انتشار: ۷ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۴۷
تعداد بازدید: 76
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی/ رحیم مخدومی از نویسندگان مشهور دفاع مقدس است، تعهد قلبی او به این عرصه و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی/ رحیم مخدومی از نویسندگان مشهور دفاع مقدس است، تعهد قلبی او به این عرصه و ولایت فقیه باعث شد به طور جدی در سال 88 _ سالی که فتنه رخ داد _ دست به قلم شود. بصیرت و غبار‌زدایی از مسیر تماشایی انقلاب اسلامی، تعهدی است که هیچ‌گاه از ذهن مخدومی پاک نمی‌شود. او در این چند ماه اخیر یکی از بکر‌ترین سوژه‌های انقلابی _ فرهنگی جمهوری اسلامی را به تصویر کشیده؛ «حزب دیالمه» کتابی است که یکی دو ماه است از انتشارش می‌گذرد. مخدومی معتقد است جامعه تشنه دیالمه‌هاست.

در این مصاحبه واکاوی شخصیت شهید دکتر عبدالحمید دیالمه و همچنین کتاب «حزب‌ دیالمه» پرداخته‌ایم؛
 
* در انزوا کشیدن دیالمه و یاران دیالمه

- جناب آقای مخدومی، شهید دیالمه یکی از شهدای شاخص هفتاد و دو تن است که عضو حزب جمهوری اسلامی هم بوده است. با توجه به شخصیت این جوانمرد بزرگ بیست و شش ساله که خیلی از افراد آن زمان را جهت می داده است زودتر از این می‌بایست معرفی می‌شد. چرا شما این قدر دیر به سراغ دیالمه رفتید؟

یک ویژگی در شهید دیالمه هست که در شهدای دیگر نیست، یعنی شهدای دیگر این نقش منحصر به فرد دیالمه را نداشتند. یکی از نقش‌هایی که سبب می‌شود دیالمه به عنوان شهیدی که باید مطرح شود و معرفی شود بالعکس به انزوا کشیده می‌شود، نقشی است که ایفا می‌کند و آن افشاگری جریان‌های انحرافی است که خیلی زود به قدرت می‌‌رسند و به قدرت رسیدن اینها باعث می‌شود که بتوانند تبدیل به اهرم فشاری شوند. در انزوا کشیدن دیالمه و یاران دیالمه و جریان فکری دیالمه، و علت دیگری که به این موضوع کمک می‌کند نجابت یاران دیالمه است. چون ما در شرایط جنگی واقع شده بودیم و جریان انحرافی قدرت دولت را به دست گرفته بود و وزارتخانه‌ها و استاندار‌ی‌ها دست آنها بود، یاران دیالمه اگر قرار بود مبارزه کنند می‌بایست در شرایط جنگی مقابل دولت میرحسین موسوی می‌ایستادند که خب قطعا این برخلاف مصلحت اندیشی حضرت امام (ره) بود، کما اینکه ما بعدها نمونه‌اش را دیدیم که میرحسین موسوی در شرایطی قرار گرفت که قرار نبود ایشان به عنوان نخست‌وزیر معرفی شود اما همین قدرت پشت میرحسین که سوءاستفاده می‌کردند از بستری که میرحسین برای آنها فراهم می‌کرد در مجلس فشار آوردند که میرحسین باید به عنوان نخست‌وزیر معرفی شود.

_ چرا دیالمه با توجه به این ضریب اهمیت انقلابی‌ای که داشته است و از مسیر انقلاب همیشه و هر دقیقه غبار‌زدایی می‌کرده است چرا کم به او اهمیت داده‌ایم و کم راجع به او کتاب نوشتیم و کم راجع به او مستند ساختیم و ...

من دلیل آن را عرض می‌کنم و این دلیل منطبق بر تفکر حضرت امام (ره) است؛ امام مدت‌ها در مقابل جریان منتظری سکوت می‌کند، مدت‌ها در قبال میرحسین موسوی، بنی‌صدر، بازرگان و ... به خاطر شرایط خاص مملکت سکوت می‌کند، می خواهم بگویم این بصیرت بچه های دیالمه است که اینها هم سکوت می‌کنند و به شدت مورد ظلم قرار می‌گیرند، حتی از حقوق اولیه اجتماعی خودشان باز می مانند، از خیلی‌ جاها اخراج می‌شوند، حتی اینها را جبهه هم راه نمی‌دهند، شرایط به گونه‌ای می‌شود که وقتی بچه‌های دیالمه می‌خواهند ثبت‌نام کنند و به جبهه بروند، چون به دیالمه منتسب بودند به آنها اجازه نمی‌دهند که به جبهه بروند!

* حرف من درباره سکوت دیالمه هاست

_ چه کسی اجازه نمی داد؟

عرض کردم که دولت تمام قدرت نظام را در دست داشت، چرا که کل بودجه بیت‌المال در دست آنها بود، مسند‌ها، کمیته‌، سپاه و همه جا و همه جا نفوذ کرده بودند و قدرت در دست آنها بود و بچه‌های مظلوم دیالمه با توجه به آن بصیرتی که از دیالمه آموختند بعد از شهادت دیالمه می‌خواهند در این چنین جامعه‌ای زندگی کنند، همه اینها به انزوا کشیده می‌شوند، برای جبهه رفتن مشکل داشتند و مشقت‌های زیادی را تحمل کردند و در آخر هم بعضی از آنها به شهادت رسیدند. در آن شرایط به آنها اجازه عرض اندام داده نشد و تمام درها بر روی آنها بسته بود. با توجه به اینکه آنها آدم‌های تحصیل کرده‌ای بودند و بسیار شایسته و توانمند بودند و کار تشکیلاتی کرده بودند ولی چون خط اصیل امام را داشتند اینها به این شکل به انزوا کشیده می‌شوند، اما سکوت می‌کنند و الان صحبت من راجع به علت سکوت آنهاست.

اگر قرار بود فریاد بزنند در واقع دشمن خارجی را نادیده انگاشته بودند و این برخلاف نظر امام بود و در شرایط خاص مملکت اینها هم اگر فریاد می‌زدند ناآگاهانه دامن می‌زدند به برخی آشفتگی‌های داخلی، چون از یک طرف منافقین دست به اسلحه برده بودند و مملکت در شرایط بحرانی بود، ترورها و بمب‌گذاری‌ها اوضاع مملکت را آشفته‌ ساخته بود. اینها به همین علت سکوت اختیار کردند تا پایان جنگ.

* او یک ذخیره الهی بود که در فتنه 88 پرده‌برداری شد

منتهی به نظر من از این جا به بعد دیگر قابل توجیه نیست، یعنی دولت میرحسین به گونه‌ای ساقط می‌شود، هرچند که بعد از او هاشمی به سر کار می‌آید که پشتیبان همین جریان گذشته است اما شرایط آرام تر شده و دیگر شرایط جنگی نیست که مملکت به شدت مورد تهدید قرار می‌گرفت، زمینه مساعدتر بود که اینها دیالمه را معرفی کنند ولی بچه‌های دیالمه دیگر غالبا پا به سن گذاشته بودند و دیگر آن شور و هیجان دوران جوانی را نداشتند و از طرفی هم دیگر عادت کرده بودند به زندگی با دیالمه ی منزوی شده، دیالمه دیگر بعد از سالها کمرنگ شده بود و جبهه باعث شده بود که اسامی سرداران بزرگی در راس قرار گیرد و به نظر من تبدیل به یک عادت شده بود که ما با همین شرایط ایجاد شده، بسازیم و جلو برویم، تا اینکه به اعتقاد بنده این ذخیره الهی با عنایت خود خدا در فتنه 88 پرده‌برداری می‌شود، هم اندیشه و هم خود دیالمه بار دیگر با عنایت خود خدا پرده‌برداری می‌شود تا جامعه تشنه دیالمه به او توجه کنند.

_ یعنی دیالمه باید در انقلاب اسلامی اینقدر غریب باشد؟

در واقع انقلاب ما غریب است؛ خود امام، خط امام، حضرت آقا، خود این عزیزان غریب هستند.

امروز هم بعد از سی و پنج سال انقلابی که خواستگاه آن فرهنگ است، رهبر انقلاب از متولیان فرهنگی که وظیفه کار فرهنگی دارند و بودجه فرهنگ در اختیار آنها است، ناامید می‌شود و رو می‌آورد به نیروهای مردمی و از آنها می‌خواهد که به صورت خودجوش عمل کنند و این پیام خیلی پیام جدی است که بعد از سی و پنج سال رهبر انقلاب توقع داشته باشد و بخواهد که نیروهای مردمی به صورت خودجوش به میدان بیایند. این ما را یاد اوایل جنگ می‌اندازد که قوای مسلح منسجمی نداشتیم و شرایط به گونه‌ای بود که باید مردم می‌آمدند و این بار را از روی زمین برمی‌داشتند.

* هنوز خیلی‌ها تلاش می‌کنند که دیالمه مظلوم باقی بماند

حالا در حوزه فرهنگ هم بعد از سی و پنج سال باید مردم و بخش خصوصی بیایند و این معضل دولتمردان را در بخش خصوصی حل کنند. این نشان از مظلومیت انقلابی است که خاستگاه آن فرهنگی است و شخصیت‌هایی مثل دیالمه که در واقع سیاسی نبودند بلکه فرهنگی بودند، طبیعی است که این تفکر ناب و سالم اینقدر مظلوم باشد و امروز هم خیلی‌ها تلاش می‌کنند که دیالمه مظلوم باقی بماند و مطرح نشود و در مصاحبه‌ها از دوستان دیالمه ما می‌بینیم که هنوز اینها نگران هستند و هنوز احتیاط می‌کنند چون تهدید می‌شوند.

_ در حال حاضر تهدید می‌شوند؟!

بله! در حال حاضر هم با احتیاط با بنده مصاحبه می‌کردند!
_ چرا؟

ببینید دیالمه چوب در لانه خیلی از این جریان‌های انحرافی کرده است و بسیاری از این جریان‌ها کماکان در راس قدرت هستند؛ یکی از اینها منافقین بودند که آشکارا دست به اسلحه بردند، خیلی‌های دیگر که امروزه در جامعه ما به راحتی قدم می‌زنند و صاحب ثروت و قدرت هستند دیالمه دست این‌ها را رو کرده است، منتهی این افشاگری‌های دیالمه مخفی مانده و اجازه انتشار پیدا نکرده است و خیلی چیزها زیر سوال است. شهادت دیالمه با توجه به اینکه شاهدان ماجرا می‌گویند که دیالمه در خیابان زنده بود و صدایش را می‌شنیدیم و چگونه می‌شود که به شهادت می‌رسد؟ بعد از قضیه بمباران چه اتفاقی می‌افتد که به شهادت می‌رسد؟ و کیفی که به همراه داشته و اسنادش در داخل آن بوده مفقود می‌شود و کیف خالی تحویل خانواده می‌شود! و خیلی سوال‌های دیگر هم هست که افراد بسیاری را زیر سوال می‌برد... جدای از همه این حرف‌ها آثار ماندگاری که دیالمه از خودش به یادگار گذاشته و حداقل چهار‌صد ساعت سخنرانی که داشته ورود پیدا کرده به خیلی از شخصیت‌ها و جریان‌ها. او عمر پربرکتی داشته است که توانسته در این مدت کوتاه عمرش این همه پژوهش انجام دهد و در واقع بستر را برای بصیرت جوانانی که قرار است در آینده به دیالمه رو بیاورند مهیا کند. خب اینها هر کدام به یکی بر می‌خورد، به یک شخصیت منحرف، به یک جریان انحرافی، روی این حساب اینها نمی‌توانند بی‌تفاوت از کنار این قضیه بگذرند، چرا؟ چون منافع آنها تهدید می‌شود.

*‌ نوچه هایی که وبال گردن این انقلابند

ببینید من الان یک مقایسه‌ای می‌کنم بین جریان دیالمه که من اسم آن را گذاشته‌ام حزب دیالمه و احزاب دیگری که با انقلاب رشد کرده‌اند و بالا آمدند. امروز شما این احزابی را که در واقع از آبشخور انقلاب ارتزاق کرده‌اند و چاق و چله شده‌اند را ببینید، متوجه می‌شوید که اولین مطالبه آنها قدرت است و هرکدام از نوچه‌های آنها هم صاحب قدرت‌ها و ثروت‌هایی شده‌اند که یک اتفاق کوچک در انتخابات می‌خواهد شکل بگیرد اینها سرمایه میلیاردی به خیابان‌ها می ریزند و افکار عمومی را تحت‌ الشعاع قرار می‌دهند. اینها نوچه‌های همان رجال سیاسی هستند که به عنوان رهبران جریان انقلابی بودند، زندانی کشیدند و به عنوان یاران انقلاب شمرده‌ شدند ولی از آنجا که اخلاص در کارشان نبود علاوه بر خودشان که به انحراف کشیده شدند نوچه‌هایی پرورش دادند که امروز وبال گردن این انقلاب هستند و مطالبات آنها سیری‌ناپذیر است.
همین را مقایسه کنید با جریانی که دیالمه به راه انداخت، بچه‌هایی را پرورش داد که امروز شما به سراغ هرکدام می‌روید می‌بینید که اولین ویژگی‌های آنها خصلت‌های ناب اخلاقی است و انسانهای وارسته که نه گرفتار ثروت باد آورده شده‌اند و نه تشنگی قدرتی که برای همتایان اینها سیری ناپذیر بود در اینها دیده می‌شود. یک گوشه مملکت با بار علمی قوی ایستاده‌اند، عده‌ای را دور خود جمع کرده‌اند و مشغول خدمت هستند. این ویژگی بارز اکثر بچه‌هایی است که زیر دست دیالمه رشد کرده‌اند، من با هرکدام که مواجه شدم به این شکل بود، از شهرت گریزان هستند و اولین تقاضای آنها این بود که مبادا اسم‌شان مطرح شود، و فقط دیالمه مطرح شود.

ـ شما می‌فرمائید پیدا کردن دوستان دیالمه اینقدر سخت بوده است. از سختی‌هایی که با عشق به دیالمه آسان شد بگوئید.

قبل از من آقای محمد مهدی خالقی تحقیقاتی انجام داده بود که این تحقیقات خیلی به من کمک کرد و یک مستند هم ساخته بود و یک کتابچه‌ای هم با عنوان «آقاوحید» چاپ کرده‌اند، چون خودش بچه مشهد است و درخشش دیالمه هم در مشهد بوده است و بسیاری از دوستان دیالمه هم در مشهد هستند و ایشان خیلی راحت‌تر از من توانسته بودند که به این سرنخ‌ها وصل شوند و از این طریق کار برای من هم آسان شد و دوستان هم کمک می‌کردند و افراد دیگری هم پیدا می‌کردیم و با آنها صحبت می‌کردیم.

ـ در حال حاضر دوستان دیالمه کجا هستند؟

الان، همه آنها پا به سن گذاشته‌اند. تعدادی اساتید دانشگاه هستند، تعدادی در ارگان‌های دولتی سمت دارند، تعدادی خدمتگذار آستان قدس رضوی هستند و تعدادی هم در رشته‌های مهندسی فعالند. آن دوستان دیالمه که با خود او در رشته داروسازی تحصیل می‌کردند اکثراً داروخانه دارند و یا استاد دانشگاه هستند. دوستانی که من آنها را پیدا کردم غالباً در این زمینه‌ها فعال بودند.

* دیالمه یک زندگی مرفه داشت و همه را به پای انقلاب گذاشت

ـ در کتاب شما با عنوان حزب دیالمه به مواردی برمی خوریم که با نوشته‌هایی که تاکنون در مورد دیالمه دیده‌ایم تفاوت دارد. به عنوان مثال در صفحه سیزده کتاب عکس (ادواردو آنیلی) در کنار دیالمه است. چرا؟

به این خاطر که این احساس در خود من ایجاد شد به محض اینکه من چهره ادواردو را دیدم دیالمه در ذهنم تداعی می‌شد، ولی حالا من زیاد این موضوع را جدی نگرفتم اما دو علت داشت؛ یکی اینکه تیپ و هیکل‌ها مشابه هم است و دیگر اینکه آزادگی و جوانمردی و شجاعت و جرات مقابله با خطر و از طرف دیگر گذشتن از رفاه و تن دادن به سختی‌های مبارزه از ویژگی‌های هر دوی آنهاست. دیالمه برخلاف بسیاری از رهبران احزاب که هیچ چیز نداشتند و حالا به همه چیز رسیدند، یک زندگی مرفه داشته و می‌آید و همه آنها را به پای انقلاب می‌ریزد. یک خانه‌ای که پدرش در مشهد برایش خریداری می‌کند می‌شود پایگاه انقلابی دیالمه، دیگر از حالت منزل شخصی خارج شده و می شود محل رفت و آمد بچه‌هایی که صبح تا شب آنجا پرورش پیدا می‌کردند و دوره می‌دیدند و همین بچه‌ها تبدیل می‌شوند به یک تشکیلات سیاسی و انقلابی.

* شباهت دیالمه با ادواردو آنیلی

دوستان دیالمه می‌گفتند که شهید دیالمه به شدت ما را از اینکه دست به جیب‌مان ببریم منع می‌کرد. چون بچه‌ها دانشجو بودند و منبع درآمدی نداشتند و اینکه نیازهای اولیه خودشان را برای خودشان برآورده کنند مشکل بود. دیالمه در واقع برعکس این آقایان عمل می‌کند یعنی خیلی‌ها جیب دوختند برای خودشان و به مال و اموالی رسیدند اما دیالمه نه تنها خودش بلکه دوستانش را هم از لحاظ اقتصادی منع می‌کند تا به خرج نیافتند و خودش خرج آنها را می‌داد. ادواردو هم همینطور است؛ از ثروت‌های کلان به خاطر رسیدن به آن حقیقت نابی که درک کرده دست می‌کشد. حالا او در یک حوزه و یک نقطه‌ای از دنیا و در یک عصر خاص و دیالمه هم جایی دیگر. این موضوع وقتی برای بنده تداعی شد خیلی جدی نگرفتم تا اینکه چند بار از زبان دوستان دیگر هم شنیدم که می‌گفتند وقتی دیالمه را می‌بینیم یاد ادواردو می‌افتیم. دیدم که جالب است و این حس مشترک گویا در خیلی‌ها هست و حیفم آمد که به این موضوع اشاره نکنم.

ـ به نظر شما اگر امروز دیالمه زنده بود چه می‌کرد؟ او هم می‌رفت در گوشه‌ای می‌نشست و استاد دانشگاه می‌شد؟

با توجه به آغاز حماسی و طوفانی و انقلابی که او داشته نشان دهنده این است که قرار بوده سر از قله‌های رفیع در بیاورد. امروز اگر بعضی از یاران اصیل وفادار انقلاب را می‌بینیم که جزء افتخارات نظام هستند، اینها هم در تشابه به دیالمه در واقع همان کسانی هستند که به شهادت نرسیده‌اند و اسبابی شدند برای یاری انقلاب و ولی انقلاب که غالباً تنها و مظلوم واقع می‌گردد. اگر امروز دیالمه هم با آن بصیرتی که داشت بود، جزء چراغ‌های گرمی‌بخش و روشنایی بخش محسوب می‌شد که بسیاری از جوانان امروز را مرتفع کرد و آنهایی را که در به در به دنبال کسی می‌گردند که بتوانند به او تکیه کنند، دروغ به آنها نگوید و...

* امروز دانشگاه‌ ما به شدت نیازمند دیالمه است

ببینید در حوزه دانشگاه خیلی‌ها با شعار دانشجو و جنبش‌های دانشجویی غرض‌های خودشان را پیگیری می‌کنند و از دانشجو صرفاً به عنوان تابلوی تبلیغاتی استفاده می‌کنند که معمولاً کار به جاهای باریک کشیده می‌شود. مثلاً به دلیل سودجویی‌هایی که داشته‌اند و از دانشجو به عنوان ابزار استفاده کرده‌اند، قشر دانشجو گرفتار قانون که می‌شود همه آنها مخفی می‌شوند و هیچ‌یک مردانگی این را ندارند که وسط بیایند و بگویند که ما باعث شدیم این دانشجو سیلی بخورد و یا از درسش عقب بیافتد. یعنی همچنان اینها در آن عقبه‌های مستحکم خودشان را مخفی کرده‌اند و به قدرت و ثروت خودشان می‌افزایند و این خسارت جبران ناپذیر گریبان دانشجو را می‌گیرد. روی این حساب هم می‌گویم که دانشجو امروز به شدت به دنبال رهبران صادق و عدالت گراست که دست اینها را بگیرند و رشد بدهند. چون دانشجو در جست و جوی رشد و تعالی است که گاهی به اشتباه می‌افتد. امروز دانشگاه‌های ما به شدت نیازمند دیالمه هستند؛ چه در حوزه سیاست به ویژه مجلس نیازمند دیالمه‌هاست. انتخابات دیالمه خیلی انتخابات زیبایی است؛ دیالمه به هیچ منبع ثروتی متصل نبوده و خودش هم به خاطر هزینه‌ای که برای این تشکیلات انقلابی کرده بود دیگر توان تبلیغات نداشته است. خوب است مطالعه شود که مردم چگونه دست به جیب خودشان می‌برند و اطلاعیه چاپ می‌کنند و وانت‌دارها وانت‌های خودشان را می‌آورند و مساجد و کسبه پول روی هم می‌گذاشتند و می‌رفتند اطلاعیه‌های تبلیغاتی برای دیالمه تهیه می‌کردند. شاید از معدود دفعاتی بوده که خود مردم دست به دست یکدیگر می‌دهند و به او اطمینان می‌کنند و او را به عنوان نماینده خودشان در مجلس شورای اسلامی مطرح و انتخاب می‌کنند و ایشان می‌شود جوان ترین نماینده مجلس و این امروز برای نماینده‌های مجلس ما یک الگوی خوب است و خیلی کم پیدا می‌شود کسی را که اینقدر سالم تبلیغات کند، خودش گریزان باشد، مردم بخواهندش و خودشان او را جلو بفرستند. خوب است که این اتفاقات و خاطرات مطرح شود و دیده شود، مثل دفاع مقدس‌مان که امروز با افتخار آن را مطرح می‌کنیم. نگاه به دیالمه نیز باید اینگونه باشد.

ـ کتاب «حزب دیالمه» یکسری از سخنرانی‌های دیالمه و یکسری از مصاحبه‌های شما با دوستان شهید دیالمه است و فضایی اینگونه دارد. با توجه به اینکه شما در زمینه داستان و زندگی‌نامه‌های داستانی هم کارهای خوبی دارید تا به حال به ذهنتان نیامده یا قصد ندارید که زندگی نامه مستند دیالمه را تصویر کنید؟

ما ابتدا مردد بودیم که رمان کار بکنیم یا مجموعه داستانی یا مستندی راجع به ایشان؛ چون نمی‌دانستیم آن مواد اولیه‌ای که ما در تحقیقات به دست خواهیم آورد چه قابلیتی دارد تا اینکه جلوتر رفتیم و دیدیم قابلیت مستند نگاری اینقدر قوی است که اگر ابتدا به ساکن راجع به این شخصیت داستان کار بشود نسبت به ایشان ظلم شده است، چرا که داستان یک پایه‌اش تخیل است و بسیاری از حرف‌های جدی که در مستندنگاری با دلیل و سند می‌توان گفت در همه اینها داستان می‌توانست با یک علامت سئوال که ممکن است تخیل باشد از بین برود. به همین دلیل واجب دانستیم که اولین کاری که راجع به دیالمه می‌خواهد انجام شود به صورت مستند نگاری باشد. البته می خواهم بگویم جای خیلی زیادی برای کار هست؛ برای سریال برای فیلم‌ سینمایی، برای رمان و ... سراغ این سوژه‌ها رفتن پذیرفتن تمام حواشی است. من خودم خیلی دوست دارم که این توفیق نصیبم شود که بتوانم یک کار داستانی در قالب فیلم و سریال در رابطه با شهید دیالمه انجام دهم.

ـ اگر نکته‌ای راجع به «حزب‌ دیالمه» و سختی‌های کار دارید بگویید.

ما گاهی اوقات به آنچه که جمع‌آوری کرده‌ایم بسنده می‌کنیم در حالی که جامعه تشنه است و آن قدر کمبود این تیپ الگوهای مورد نیاز جامعه را داریم که خیلی به آنچه که خودمان را راضی می‌کند و باید اتفاق بیافتد و حق مطلب را ادا می‌کند زیاد توجه نمی‌کنیم و گرفتارش نمی‌شویم. کتاب دیالمه هم از جمله این کتاب‌هاست که باید خیلی زود در دسترس قرار می‌گرفت و مشاهده می‌شد اما هنوز به نظر من جای کار دارد. باید هنوز دوستان دیالمه را پیدا کنیم و با آنها صحبت کنیم و زوایای دیگر زندگی و اندیشه‌های دیالمه را بشناسانیم؛ از جمله پرداختن به شخصیت زن که یکی از دغدغه‌های دیالمه بوده و جای کار دارد. ما هرچه جلوتر برویم ممکن است به زوایایی بر بخوریم که روی آنها کار نشده و این جزء برنامه‌های ماست که انشاالله بتوانیم در آینده‌ای نزدیک این کتاب را غنی‌تر کنیم.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار