امروز : سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 28
۱۷:۰۳
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 927
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ - ساعت ۰۳:۱۹
تعداد بازدید: 223
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس، دکتر قمر آریان پژوهشگر و نویسنده ایرانی، از نخستین فارغ‌التحصیلان زن از ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس، دکتر قمر آریان پژوهشگر و نویسنده ایرانی، از نخستین فارغ‌التحصیلان زن از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، از نخستین استادان دانشگاه زن در ایران و نیز از اعضای شورای عالی علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی روز 23 فروردین ماه سال گذشته (1391) رخت به آن جهان کشید و یاد جاوندانش هنوز تازه است. دکتر عبدالحسین زرین کوب یاری دلسوز و خردمند به نام قمر آریان را از 30 سالگی (سال 1332) تا پایان عمر در کنار داشت.

آریان تنها مونس جان و همدم دلارام عبدالحسین زرین کوب نبود و بلکه پرستار برادر بیمار او بود. این بانوی پر مهر با همه علو مقامی که او راست در خانه خود از سر کمال اخلاص تیمارگر و غمخوار برادر شوهر افتاده به بستر خود بوده است.

به مناسبت اولین سالگرد این استاد که در 9 دهه عمر خود در کنار خلق آثاری ماندگار، بسیاری از وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی چند شعر از سروده‌های وی ارائه می‌شود.
 
از پس روز‌ها خوشا دیروز
که دمی چهره تو را دیدم
  باز در صحبت دلاویزت
نغمه جان خویش بشنیدم
***
دیدمت رنجیده و غمناک
چشم‌ها سرخ و گونه‌ها بی‌رنگ
 
شکوه کردی زدست تنهایی
که به جانت همی زند آژنگ ***
در نگاه تو آشکارا بود
که ستم رفته بر تو و بیداد
 
گفتم از دست کیست می‌نالی
گفتی از دست خویش فریاد ***
باز در دیدگان غم زاده‌ات
آتش شوق شعله ور دیدم
 
باز بر جان من نبخشودی
نقد هستی در آن شرر دیدم ***
شمع من زآتش چه می‌سوزی
تو که پروانه‌ای چو من داری
 
کرده تنهایی از چه رنجورت
تو که با جان من سخن داری ****
دریا نگر خروش برآورده
کف کرده، تفته، جوش برآورده
 
از موج پر شکنج یکی دیبا
با گونه گون نقوش بر آورده ***
وان بی‌ملال صخره نگر کاویز
با موج سخت کوش بر آورده
 
فریاد بین که ان دل نا‌آرام
از آن لب خموش بر آورده ***
ای جان پر خروش شکیبا باش
از خود دمی برون شو و با ما باش
 
در چهر خویش جلوه هستی بین
در ذات خویش محو تماشا باش
 
آیینه دار طلعت انجم شو
نقش آفرین صورت گل ها باش ***
بشنو غریو و ناله دریا را
وان شورناک تند پر آوا را
 
در پیچ و تاب موج غریوان بین
آن خشم کرده چهره زیبا را
 
در آن شکسته آینه بین پیدا
حیران نگاه ماه و ثریا را
 
و آنجا فراز موج، معلق بین
آن مرغکان ناز فریبا را
 
دنبال سرنوشتی بی‌فرجام
بنگر شتاب موج سبک پا را
  انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار