امروز : چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 26
۱۹:۲۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 93225
تاریخ انتشار: ۱۲ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 14
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس،‌ فیلم مستند «سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌داد» ساخته آزاده بی‌زارگیتی، روز گذشته سه‌شنبه دهم تیرماه با حضور ...

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس،‌ فیلم مستند «سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌داد» ساخته آزاده بی‌زارگیتی، روز گذشته سه‌شنبه دهم تیرماه با حضور کارگردان،کارشناس برنامه و جمعی از علاقه‌مندان به آثار مستند در سالن استاد ناصری از مجموعه خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

بنابراین گزارش، در ابتدای این جلسه ابتدا فیلم «سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌داد» با موضوع بمباران شیمیایی سردشت در جنگ تحمیلی،نمایش داده شد و پس از آن کارگردان فیلم به ارائه توضیحاتی درباره اثر خود پرداخت.
 
* آنچه در فیلم دیده می‌شود یک هزارم چیزی است که از نزدیک دیده‌ام

بی‌زارگیتی در آغاز جلسه گفت: آنچه شما در این فیلم می‌بینید، یک‌هزارم از تصاویری است که من به عنوان مستندساز از نزدیک با آنها مواجه بودم.از آنجا که قصد داشتم فیلم موثری بسازم و مرز بین تاثیرگذاری و سانتیمانتالیزم و برانگیختن اشک و آه، مرز خیلی باریکی است،واقعاً با قساوت تمام بسیاری از راش‌های کار را دور ریختم تا در لحظاتی تصویر کات بخورد و تاثیر خودش را بگذارد. در بعضی موارد هم وارد حریم شخصی آدم‌ها می‌شدم و اخلاق حکم می‌کرد حتی اگر تصاویری دارم که قضیه را جذاب‌تر می‌کند و تماشاگر را بیشتر به دنبال خود می‌کشاند،از آنها استفاده نکنم تا فاصله بین خاطره‌نگاری و حریم شخصی رعایت بشود.

این مستندساز در ادامه گفت: در ساخت آثار مستند،زیاد به سوژه فکر نمی‌کنم.موضوع جنگ دغدغه من است. نمی‌دانم چقدر این سوژه می‌تواند جذاب باشد برای تماشاگران اما فکر می‌کردم باید کاری در این رابطه انجام بدهم و این کار به سختی هم میسر شد،چون پشت صحنه این فیلم، بسیار جذاب‌تر از خود فیلم بود.البته معتقدم این فیلم درباره جنگ و توپ و تانک نیست. بلکه در مورد زندگی پس از جنگ است. همه می‌دانند وقتی گفته بشود بمباران شیمیایی سردشت، یعنی اتفاقی در دل جنگ هشت ساله.
 
* ابعاد فاجعه بمباران سردشت آنقدر وسیع بود که اصلا تفاوتی در میان زن و مرد وجود ندارد

وی همچنین در رابطه با تحقیقات پزشکی فیلم بیان کرد: مد نظرم بود که از چند پزشک و نظر کارشناسی آن‌ها در مورد زنان شیمیایی‌شده‌ که در فیلم می‌بینید، استفاده کنم و اتفاقاً ساعت‌ها هم از دو پزشک متخصص تصویر گرفتیم اما هرچه سعی کردم حرف‌های آن‌ها را در دل فیلم بگنجانم، دیدم به ساحت فیلم که یک زندگی روزمره و روان در بعد از جنگ است، نمی‌خورَد. بنابراین در دل فیلم آدم‌ها خودشان می‌گویند که از عوارض این بمب‌ها،آنست که مادران تا سال‌ها بچه‌های بیمار به دنیا می‌آورند. یکی از زنان فیلم می‌گوید خیلی از بچه‌های اینجا تنگی نفس دارند یا به سرطان مبتلا می‌شوند و به شکل‌های مختلف تا چند نسل ادامه پیدا می‌کند. بسیاری از زنان در آن محل،مجبورند سقط جنین کنند. زنان سردشتی نمی‌توانند باردار بشوند.شاید آنجا نتوان گفت این زن دچار عارضه شیمیایی است اما ژن معیوب او فعال و دچار جهش ژنتیکی شده.ماجرای فیلم در این قسمت‌ها وارد مباحث علمی می‌شد و من فکر کردم خودِ فیلم به حد کفایت،طرحِ موضوع می‌کند.در این فیلم سعی کردم همواره از شعار مستقیم‌گویی پرهیز کنم،ولی در لایه‌های پنهان فیلم به این موارد اشاره می‌شود.

بی‌زارگیتی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: ابعاد فاجعه آن بمباران آن‌قدر زیاد بود که اصلاً تفاوتی در مرد و زن وجود ندارد، ولی من سعی کردم از ابتدا رویکرد خودم را در فیلم مشخص کنم.من موضوع سردشت را انتخاب کردم،چون موضوعی است که کمتر از آن صحبت شده و به آن پرداخته‌اند. احساس کردم هر موقع صحبتی از مصدوم شیمیایی و جانباز به میان می‌آید، در واقع پیش از هر چیز،تصاویری از مردان در ذهن نقش می‌بندد که در جای خود تکان‌دهنده است اما این زن‌ها خیلی در حاشیه و تک‌افتاده‌تر بودند.گویا بیشتر فراموش شده بودند و دوست داشتم کاری بکنم بر علیه این فراموشی.هیچ‌کس نمی‌دانست در انزوای تنگ آن خانه‌ها برای این زن‌ها چه اتفاقاتی می‌افتد.از این جهت موضوع را به سمت زنان بردم تا بتوانم آلام و رنج‌های زن‌های سردشت را بیشتر مطرح کنم و نشان بدهم.طبیعی است که فیلم رویکردی زنانه دارد و من دیگر به سراغ مردها نرفتم.
 
* دوست داشتم فیلمی درباره جنگ بسازم

کارگردان «سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌داد» درباره مدت‌ زمان تولید این فیلم گفت: بعد از این‌که با موضوع فیلم درگیر شدم،چون دوست داشتم فیلمی در مورد جنگ بسازم و سردشت را انتخاب کردم و تحقیقات اولیه را انجام دادم،زمانی که به سمت سردشت حرکت کردم، تیرماه سال 89 بود. می‌دانید که روز هفتم تیر، سالروز بمباران شیمیایی سردشت است. حدود ده روز برای تحقیقات میدانی و بومی و شناسایی و عکاسی از آن منطقه رفتم. با انجمن مصدومین شیمیایی سردشت آشنا شدم و چند نفر راهنما پیدا کردم. هفتاد و پنج پرونده را بررسی کردم که از میان آن‌ها بیست و پنج مورد انتخاب شد. بعد خانه به خانه رفتم و پای دردِ دل‌های‌شان نشستم و عکاسی کردم و دو سال بعد،وقتی که فیلمنامه را آماده کردم، برای فیلمبرداری رفتم. البته شصت درصد فیلمنامه من، شب فیلمبرداری تغییر کرد، چون همسر زنی که ستون اصلی فیلم من بر اساس زندگی او بود، اجازه نداد از همسرش تصویربرداری کنیم. دو نفر دیگر هم خیلی وضعیت جسمی و روحی بدی داشتند و توان همراهی نداشتند.دوباره افرادی را که از تحقیق اولیه به آنها رسیده بودم،چیدم و کار شروع شد. در مجموع بین دو تا سه سال درگیر ساخت این فیلم بودیم.

در پایان این جلسه، بی‌زارگیتی به پرسش‌های مخاطبانِ حاضر در سالن پاسخ داد.

بر اساس این گزارش،‌ مستند «سپیده دمی که بوی لیمو می‌داد» به زندگی پنج زن که در بمباران شیمیایی سردشت شیمیایی شده‌اند، می‌پردازد و بمباران شیمیایی سردشت، بزرگ‌ترین بمباران شیمیایی شهری جهان بعد از جنگ جهانی اول به شمار می‌آید.

انتهای پیام/
 
برچسب ها:
آخرین اخبار