امروز : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 22
۱۰:۳۵
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 94775
تاریخ انتشار: ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 12
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست تخصصی جایگاه ادبیات کودک و نوجوان عصر امروز با حضور مصطفی ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست تخصصی جایگاه ادبیات کودک و نوجوان عصر امروز با حضور مصطفی رحماندوست، هوشنگ مرادی کرمانی و مجید راستی در سرای داستان برگزار شد.

* مرادی کرمانی: نمی‌توان گفت ترجمه خوب و تالیف بد است/ تصادفا وارد حوزه کودک و نوجوان شدم

بر اساس این گزارش، هوشنگ مرادی کرمانی در این نشست پیرامون ادبیات نوجوان و تجربیات نویسندگی خود اظهار داشت: من بر حسب تصادف وارد ادبیات کودک و نوجوان شدم، حس کودکانه‌ای دارم که کمک می‌کند هنگامی که می‌نویسم آن حس منتقل می‌شود.

مرادی کرمانی ضمن تاکید بر اینکه من همانند درختی هستم که سیب دارم، سیبی که حاصل آن همانند کتاب است و همه افراد می‌توانند از آن متنعم شوند، گفت: از این سیب همه اعضای خانواده استفاده می‌کنند، از آن ترشی و مربا درست می‌کنند اما باغبان در هنگام رسیدگی نمی‌پرسد که از آن قرار است چه استفاده‌هایی شود.

وی ادامه داد: در حقیقت سه نسل از مخاطبان کتاب‌های من را می‌خوانند از کودک هفت ساله گرفته تا پیرمرد یا پیرزن 80 ساله برای همین مدعی این نیستم که برای کودکان می‌نویسم یا برای نوجوانان کتاب‌های من وقتی به خانه‌ها می‌رود از پدر و مادر گرفته تا پدربزرگ و مادربزرگ تا کودک هم مانند سیبی آن را گاز می‌زنند.

مرادی کرمانی سپس به سابقه فعالیت‌هایش در گذشته اشاره و متذکر شد: همان آغاز کار قرار بود برای عید نوروز داستان‌هایی شاد بنویسیم، اما من می‌خواستم زندگی کودکی یتیم را روایت کنم که با مادربزرگش زندگی می‌کند و این مادربزرگ نمی‌تواند نیازهای او را برآورده کند، از این رو به دلیل تم غمگین با طرح مخالفت شد، اما من شروع کردم به نوشتن داستان‌ها و نخستین آن یعنی «لباس عید» را نوشتم.
وی ضمن بیان اینکه از سال 53 تا 58 به مدت 5 سال هر هفته یک داستان می‌نوشتیم، عنوان کرد: پس از آن دریافتم که بسیاری پای رادیو می‌نشینند و داستان‌های من را گوش می‌دهند و فهمیدم که داستان نویسی  ماهیت من بوده و من خود از آن خبر نداشتم.

به گفته این داستان نویس، اگر شخصیت‌های داستان‌های خارجی را بررسی کنیم خواهیم دید که شخصیت‌های کودک و نوجوان در این داستان‌ها شخصیت‌هایی محکم هستند که تلاش می کنند به خواسته‌هایشان برسند، ابراز داشت: البته این شخصیت‌ها نکته‌های منفی هم دارند که در اغلب موارد مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، اما همین نکات موجب شده تا این قهرمان‌ها و کتاب‌هایشان ترجمه شده و در ملل مختلف مورد استقبال واقع شوند، مانند «شازده کوچولو» که در تنها در ایران 16 ترجمه از آن هست و یا  «تام سایر»، «هاکر بریفین»؛ اگر چه ایدئولوژی خاصی با خود ندارند اما توانسته‌اند بار فکری را در دنیا پخش کنند.

وی گفت: اما باید پرسید چرا امروز ترجمه بیش از تالیف مورد توجه است؟ این مهم چند دلیل دارد؛ ما در دورانی شروع به نوشتن کردیم که یک نوع طرز تفکر خاص می‌توانست مطرح شود، اگر غیر آن بود مورد توجه قرار نمی‌گرفت بچه‌های ما در واقع همان کتابهایی را می‌خوانند که در کتاب‌های درسی و یا در تلویزیون تبلیغ می‌شد.

کرمانی خاطرنشان کرد: در این صورت موضوعات یک نواخت و تکراری به مخاطب ارائه می‌شد. پس مخاطب تمایلی به مطالعه کتاب‌ها ندارد چرا که فکر می‌کند چیز جدیدی در آنها وجود ندارد؛ نکته دیگر بحث «زبان» است، زبانی که در آثار ما به کار رفته زبانی جذاب برای تعریف داستان نیست. وقتی زبان یک نواخت شود و نتوانیم حرفمان را با اصطلاحات شیرین فارسی از گوشه و کنار ایران بیان کنیم اینگونه می‌شود.

این نویسنده ادامه داد: تخیل نیز عامل سوم است در کتابهای ترجمه نوع تخیل بسیار قوی است اما ما در کتابها و داستان‌هایمان از تخیل بهره کافی نگرفته‌ایم در حقیقت یک ادبیات واقع گرایی را که برای کودکان مناسب نیست انتخاب کرده‌ایم. ما تا توانستیم اخلاق و آموزش را در نوشته‌هایمان ریختیم بدون اینکه آن را از صافی هنر رد کنیم. بیشتر به اینکه چه چیزی دولتی پسند است و چه چیزی را بیشتر مسئولان می‌پسندند پرداخته‌ایم. بنابراین اینها موجب شده تا ادبیات تألیفی ما از ترجمه‌ها عقب بماند.

این نویسنده بیان اینکه تمام آثار ترجمه خوب و تمام آثار تألیفی بد است را بی‌انصافی دانست.

* رحماندوست: می‌خواستم قصه گویی را رواج دهم

مصطفی رحماندوست در این مراسم ضمن بیان اینکه بسیاری از کتابهای بازنویسی ادبیات کلاسیک ضعیف هستند چرا که نویسندگانی که بلد نبودند برای کودکان کار کنند شروع به بازنویسی آثار کلاسیک بدون خلاقیت کردند، گفت: بنده نیز از این گونه نوشته‌ها داشتم، اما پس از کلی کار کردن به این نتیجه رسیدم که باید کاری کنیم تا سرانه مطالعه کودکان ما بالاتر رود.

این شاعر با این جملات که یکی از نتایج تحقیقاتم این بود که برای بالا بردن سطح مطالعه در کودکان باید قصه‌گویی و کتابخوانی را در خانه‌ها رواج داد، بیان کرد: روانشناسان نیز گفته‌اند شکل گیری شاکله شخصیتی بچه‌ها تا هشت سالگی است بنابراین مشکل اصلی در پایین بودن سرانه مطالعه در منازل است. پس من به سراغ راه اندازی نخستین سمینار قصه گویی و مسابقات قصه‌گویی برای کودکان رفته پس ازآن جشنواره «مادران قصه گو» برآن مبنا درست شد و توانستم به یکی از خواسته‌های خودم که افزایش کتابخوانی در خانه‌ها است برسم؛ دیدم این به تنهایی پاسخگو نیست من باید کاری کنم که هم بزرگترها و هم بچه‌ها راضی باشند .

به گفته رحماندوست، 365 قصه براساس 365 ضرب المثل در ادبیات فولکلور انتخاب کردم و کتاب «قصه‌های مثل‌ها» را در 12 جلد منتشر کردم. که اکنون 13 چاپ از آن روانه بازار شده است، درنهایت متوجه شدم استقبال از این کتابها به این دلیل است که والدین نیز دوست دارند از گذشته و نوستالژی خود برای بچه‌ها قصه بگویند.

وی به ترجمه آلمانی و انتشار این کتاب در کشورهای مختلف اشاره کرد و اینگونه ادامه داد که، به منظور بالا رفتن سطح مطالعه به سراغ متل‌ واره‌هایی که در ادبیات ما ریشه داشت رفتم و داستان «لی لی لی حوضک"»را نوشتم پس از آن مشابه این داستان را در افغانستان و ترکیه نیز یافتم و به سرودن قصه‌های منظوم کوتاهی با نام «قصه‌های پنج انگشت» پرداختم.

وی افزود: باید بگویم من نیز ابتدا تنها می‌خواستم قصه گویی را گسترش دهم.

این شاعر تصریح کرد: پس از مدتی با جمعی از نویسندگان به این نتیجه رسیدم که باید برای کار کودک و نوجوان قواعد علمی تعریف کنیم و برای این فرم بازگشت به ادبیات فولکلوریک قواعد علمی نوشتیم پس از مدتی به این نتیجه رسیدیم که شعرهای محمل و بی معنا بسرایم 153 شعر بی معنا گفتیم و از میان آن 52 شعر را تصحیح شده انتخاب کردیم. اثر را به نشر افق سپردیم و در نهایت کتاب «هیچ هیچ هیچانه» منتشر شد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

به گفته وی، سطح مطالعه در کشورمان پایین است بنابراین می‌خواستم قصه گویی را رواج دهم، اما با ادبیات فولکلوریک نوع جدیدی از رابطه میان والدین و فرزندان را شکل دادیم.

* انتقاد راستی از نامگذاری روز ادبیات کودک و الزامات رعایت کپی رایت

مجید راستی از پایین بودن شمارگان کتاب و بی توجهی اولیا و مسئولان در مدارس به کتابخوانی انتقاد کرد و گفت: همه چیز خوب است، همه مطالعه می‌کنند، مسئولان ما آرزوهای قشنگی برای توسعه کتابخوانی دارند، اما تلاشی برای عملی شدن آرزوهایشان نمی‌کنند اگر باور واقعی ما این باشد باور به تصمیم ختم می‌شود و تصمیم نیز عمل را به دنبال دارد.

وی با بیان اینکه آرزوی ما این است که فرهنگ کتابخوانی و اندیشه فراگیر شود، توضیح داد: نهادهای مختلفی از خانه تا مدرسه در این امر نقش دارند، اما والدین جوان باید بدانند که سال‌های اولیه زندگی هر قدر کودک با تخیل خود بیشتر آشنا شود تجربیات کاربردی‌تر و جدی‌تری خواهد داشت.

این مولف افزود: اگر کتابخوانی در منزل به حد معقول و منطقی برسد و مدرسه نیز بخش کتابخوانی قصه‌نویسی و کتاب نویسی را به عنوان یک فعالیت جدی داشته باشد، کودکان ذهن قوی و قدرتمندی خواهند داشت و برای حل مشکلات آینده به راحتی راه حل‌های کاربردی پیدا می‌کنند.

به گفته وی، آموزش و پرورش نیز اگر در حوزه کتابخوانی قدم‌های جدی برمی‌داشت شمارگان کتاب پایین نمی‌آمد.

وی با قیاسی میان پفک و انشتار کتاب متذکر شد: تولید پفک کامیونی محسوب می‌شود اما انتشار کتاب در حد چند نسخه است. اگر مشکل اقتصادی وجود دارد باید در حوزه کتاب به مانند سایر حوزه‌ها مشکلاتی وجود داشته باشد، نه اینکه همه مشکلات اقتصادی باشند.

راستی اجرای ساعت کتابخوانی در آموزش و پرورش و حل مشکلات کپی رایت را الزام آور دانست و گفت: نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در واقع یک بازار بزرگ کتاب است چرا که استانداردهای بین المللی را رعایت نمی‌کند.

این نویسنده کودک و نوجوان با بیان اینکه در آستان روز کودک هستیم اما با درج این نام در تقویم و اجرای اصولی آن فاصله‌ها بسیار است، ابراز داشت: چطور  بدون مشورت روزی را در تقویم به نام این ادبیات نام‌گذاری می‌کنیم، امیدوارم ادبیات کودک ما علی رغم همه کاستی‌ها و قدم‌های خوبی که در این 35 سال برایش برداشته شده با ورود نویسندگان جوان که با دل و جان این راه را ادامه می‌دهند هزار سال بعد نیز خواندنی باشد.

انتهای پیام/ و
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها