امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۰:۳۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 95086
تاریخ انتشار: ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۲۷
تعداد بازدید: 248
بازی «مترو: آخرین نور۱» یک بازی تیراندازی اول شخص است که به روایت آخر الزمان می پردازد. داستان بازی در آینده اتفاق می افتد، زمانی که سطح ...

بازی «مترو: آخرین نور۱» یک بازی تیراندازی اول شخص است که به روایت آخر الزمان می پردازد. داستان بازی در آینده اتفاق می افتد، زمانی که سطح زمین به خاطر جنگ هسته ای قابل سکونت نیست و انسانها برای زندگی مجبور شده اند به داخل مترو پناه ببرند

بازی «مترو: آخرین نور۱» یک بازی تیراندازی اول شخص است که به روایت آخر الزمان می پردازد. داستان بازی در آینده اتفاق می افتد، زمانی که سطح زمین به خاطر جنگ هسته ای قابل سکونت نیست و انسانها برای زندگی مجبور شده اند به داخل مترو پناه ببرند و ایستگاه های مترو، به شهرهایی برای بازماندگان جنگ هسته ای تبدیل شده اند. کاربر در نقش کاراکتر اصلی بازی یعنی «آرتیوم۲»  به مبارزه با هیولاهایی می پردازد که بر اثر تشعشعات هسته ای به وجود آمده اند و یا به دفاع از ایستگاه مترو در برابر دزدان و راهزنانی که قصد ربودن غذا و وسایل زنده ماندن مردم داخل ایستگاه را دارند، می پردازد.

به گزارش پیروان موعــــــود؛ آرتیوم در نقش قهرمان موفق می شود با «دارک وان ها۳» ارتباط برقرار کند و نخستین انسانی می شود که موفق شده با آنها مواجه شده و زنده بماند. دارک وان ها موجوداتی انسان گونه هستند که دستانی دراز دارند و می توانند با قدرت ذهن، با انسان ها ارتباط برقرار کنند و یا آنها را از بین ببرند. در بازی گفته می شود که دارک وان ها، گونه ای از انسان هستند که بر اثر تشعشعات هسته ای به این شکل درآمده اند. انسان هایی که با دارک وان ها برخورد داشته اند یا ناپدید شده اند و یا ذهن خود را از دست داده و به هذیان گویی افتاده اند. دارک وان ها، «هومو نووس۴» نامیده می شوند. هومو نووس در لاتین به معنی انسان جدید است. آرتیوم در انتها به کمک دارک وان ها موفق می شود تا کنترل ایستگاه ها را بدست آورد و به کمک آنها آینده ای بهتر برای نسل بشر فراهم آورد.

بازی و روند داستانی آن، انسان را عامل اصلی تعیین سرنوشت خود نشان می دهد و دیگر عوامل را نفی می کند. به این شکل که حتی انسان را به وجود آورنده آخر الزمان و یا روز موعود می داند نه قدرتی فرا بشری. انسان ها با طمع به دست آوردن قدرت، جنگ هسته ای به راه انداخته و زمین را به نابودی کشانده اند و به تبع آن بر اثر تشعشعات هسته ای حاصل از جنگ، هیولاهایی بر روی زمین بوجود آمده اند که اکنون، زندگی انسانهای باقیمانده از جنگ را تهدید می کنند. با وجود تمام این مسایل، انسان ها هنوز به اشتباه خود پی نبرده اند و هنوز به دنبال قدرت با یکدیگر به جنگ می پردازند.

انسان ها به بدترین شکل داخل ایستگاه های مترو زندگی می کنند، بدون اینکه امیدی به آینده داشته باشند و مرگ، تنها راه آزادی برای آنها به شمار می رود. در طول بازی، آرتیوم با ارواح سرگردانی داخل تونل ها روبرو می شود. این ارواح، ارواح کسانی هستند که در طول جنگ کشته شده اند و حال محکوم هستند که در تونل های مترو پرسه بزنند، چون جای دیگری وجود ندارد که آنها به آن جا بروند. برخی از ارواح می دانند که مرده اند و برخی دیگر هنوز نمی دانند و به کاری که قبل از مرگشان در حال انجام آن بوده اند مشغول هستند.

در این بازی، ایمان داشتن معادل با مرگ و یا مورد سوء استفاده قرار گرفته شدن است. در قسمتی از بازی، آرتیوم به کلیسایی می رسد که به پایگاهی برای مقاومت تبدیل شده است. درکلیسا افراد درباره فردی صحبت می کنند که گفته می شود خودش را در اتاق حبس کرده و به دعا کردن مشغول است؛ بازی این فرد را طوری به نمایش در می آورد که به جای جنگیدن و نجات خود و همنوعانش  خودش را حبث کرده و منتظر فرا رسیدن موعد مرگش شده است. همچنین در یکی از دموهای تبلیغاتی که برای بازی منتشر شده است، یک واعظ مسیحی نشان داده می شود که قبل از جنگ هسته ای با در دست گرفتن انجیل از آخرالزمان و روز قیامت صحبت می کند و سعی دارد مردم را راهنمایی نماید اما پس از آن که جنگ هسته ای اتفاق می افتد و سطح زمین ویران می شود، واعظ با سوء استفاده از موقعیت، از پیش بینی اش در گذشته می گوید و خودش را تنها عامل نجات انسان ها معرفی می کند.

 همچنین در مجموعه کتابهای مترو که داستان بازی بر اساس آنها نوشته شده است، مذهب بازیچه دست انسان ها نشان داده می شود که به وسیله آن برخی از انسان ها به سوء استفاده از دیگران و کسب قدرت بیشتر می پردازند. در کتاب های مترو از این گروه با نام «برج دیده بانی۵»  یاد می شود. اعضای این گروه اعتقاد دارند که بازماندگان جنگ هسته ای، افراد منتخب خداوند هستند که قرار است به بهشت بروند. آرتیوم شخصیت اصلی مجموعه داستان مترو در یکی از سفرهایش به جمع اعضای برج دیده بانی می رود، اما به سرعت آنها را ترک می کند چون اعتقاد دارد که آنها دیوانه هستند و خدایی وجود ندارد و سرنوشت انسانها در دستان خودشان است نه موجودی در ماورای او.

 در یکی دیگر از دموهای بازی، تصاویری از بازی به نمایش در می آید و فردی شروع به بازخوانی جملاتی از آفرینش زمین و انسان که در انجیل آمده است، می کند اما این جملات تحریف شده و به شکل زیر تغییر یافته است:

"در آغاز، خداوند گفت: بگذار روشنایی باشد تا تاریکی را از بین ببرد. در روز دوم آسمان همانند تاجی زیبا برای زمین آفریده شد. روز بعد، خداوند زمین را با درختان پوشاند. روز چهارم خداوند روز و شب و ۴ فصل را آفرید. بعد از آن، خداوند زندگی را در دریاها آفرید و پرندگان را در آسمان به پرواز در آورد. در روز ششم خداوند موجودات با شکوهی را آفرید،  با شکوه ترین این موجودات انسان بود که خداوند از روح خودش در آن دمیده بود و همه چیز را مسخر او قرار داد. در روز هفتم گفته می شود که خداوند استراحت کرد اما این طور نبود و خداوند استراحت نکرد بلکه او رفت و یا شاید هم مرد. روز قیامت آمد و خداوند انسانها را رها کرد، او انسان ها را همانند انگل به کناری انداخت، اما هنوز امید وجود دارد، ما (انسان ها) باید با این جهنم (اشاره به دنیا پس از جنگ هسته ای) مواجه شویم؛ سرنوشت ما  در دستان خود ماست."

نکته جالب در این دموی تبلیغاتی، تصاویری است که در هنگام صحبت کردن روایتگر به نمایش در می آیند، به طور مثال هنگامی که روایتگر به آفرینش موجودات با شکوه توسط خداوند اشاره می کند، در تصویر، هیولاها به نمایش در می آیند و یا هنگامی که به استراحت خداوند اشاره می شود تصاویری از کشته شدن و خورده شدن انسان ها توسط هیولاها نمایش داده می شوند.

سازندگان این بازی سعی دارند تا در فضای پسا آخرالزمانی بازی، اندیشه انسان محوری را کارآمد جلوه داده و از تمام ظرفیتهای بازی برای تخریب مذهب و تصویرسازی از آن به عنوان افیون توده ها  بهره برد و بازیکن را در نقش قهرمان داستان برده و وی را در روز رستاخیز، ناجی بی خدای بشریت کند و بر جهنم قدرت طلبی انسانی غلبه دهد و به زعم خود ربوبیت الهی را به افسانه ها بسپارد.

برچسب ها:
گدای فاطمه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۰
4
2
خیلی جالب بود.
آخرین اخبار