امروز : چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 29
۲۰:۱۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 9515
تاریخ انتشار: ۱ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۴۲
تعداد بازدید: 77
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ طرح جدید صمیمی و خوش نقش و نگار کتاب «جاده خدا» خواننده را به این جمله از ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ طرح جدید صمیمی و خوش نقش و نگار کتاب «جاده خدا» خواننده را به این جمله از سهراب سپهری می‌کشاند که ؛ «و خدایی که در این نزدیکی است» و اگر قطعه‌های ادبی سرشار از حب و عشق کتاب مذکور را بخوانید، به این نزدیک بودن به خدا بیشتر پافشاری خواهید کرد. به قطعه «فریاد می‌کشم» که از مفهوم سوره مبارکه بلد، آیه‌های 1 تا 12 به ذهن « سید‌محمد سادات اخوی » نشسته است دقت کنید تا به مسایلی که پیرامون «جاده خدا» ذکر شد بیشتر واقف شوید؛

«فریاد می‌کشم»

ستاره‌ها که می‌آیند و به سینه آسمان، تکیه می‌زنند، لحظه های دور و نزدیکم را به دستان سپیدشان می‌سپارم.

آفتاب سحر، می‌داند که در تمام سال‌های گذشته، چگونه شهاب‌های دشواری، زندگی خالی‌ام را در میان گرفته‌اند. مرا در طوفان سختی زیستنی دور از بهشت آفریده‌ای و فهمیده‌ام که بقای من، در شکوه تقدیری است که «تو» برایم نوشته‌ی ... اما گاهی... فقط گاهی که نفس به گلوی زندگی‌ام می‌رسد، فریادی به اعتراض می‌کشم و در میان تصویرهای استوارت، تو را می‌جویم.

سختی‌ها را از من نگیر... اما بگذار سختی‌ها، رشته‌های پیوندم با «تو» باشند...

چنان که کعبه، محور استواری زمین است، دعا را ستون خیمه بودنم کن!»
(جاده خدا ص12)

کتاب «جاده خدا» سال 1391 توسط شرکت چاپ و نثر بین‌الملل منتشر شده است. این کتاب اثر شاعر و نویسنده کوشا و پرکار جناب آقای «سید‌محمد سادات اخوی» است. لحن نویسنده در این کتاب «نثر ادبی» یا «قطعه ادبی» است.

مخاطب با خواندن کتاب به این نکته که نویسنده کتاب «شاعر» است پی‌می‌برد. و این را بیشتر می‌تواند از عنوان نوشته‌ها تشخیص دهد؛ «کشتزاری از عسل، حتی بنای دوستی، کم کمکی دورتر، ترازوی قضاوت، شیرین آدم‌ها، تحقیر در آینه، سهم من از تماشا و ...»

گاهی اوقات شاعر- نویسنده ما در چینش کلمات آن قدر هنرمندانه و ظریف عمل می‌کند که ضریب اثر‌گذاری کلماتی از جنس صداقت چند‌برابر می‌شود. خواندن قطعه ادبی و شاعرانه «حسن‌های یوسف» مبین این نگاه است؛

«زندگی، زیرسایه حضور تومعنا می‌گیرد... و آدم‌ها با زمزمه آرام نام تو، احساس می‌کنند که در هستی، حضور دارند.

صدای بال و پر فرشتگان، همه جا شنیده می‌شود و ما، گام‌های کوتاهی از نوای باشکوه خلقتیم. خانه زندگی ما، حیاط شلوغی دارد.

به جای گلدان‌های صبور شمعدانی، پیچک‌های مزاحم خودرو، همه باغچه را گرفته‌اند.

گل‌های صبرمان را به دست طوفان آزمون سپرده‌ایم و در حسرت طلوع سپیده ظهور، دل به کلون در، داده‌ایم.

خانه زندگی ما، حیاط خلوتی لازم دارد تا گلدان‌های حسن یوسف برسینه‌اش بنشیند. حیات خلوت زندگی ما را میزبان باران مهربانی‌ات کن!

یکی از ویژگی‌های مثبتی که این کتاب را از دیگر کتاب‌هایی که در حوزه «نثر شاعرانه» قرار می‌گیرند، جدا می‌کند این است که نویسنده همه نثرها را با شناخت عمیق از مفاهیم متعالی قرآن کریم پدید آورده است. و می‌توان گفت هر نثرشاعرانه این کتاب، دریافت ادبی آقای « سادات اخوی » از مفهوم آیه‌های قرآن است.

استفاده از ترکیب‌های بدیع و گاهی اوقات ترکیبات تکراری (که این هم از کثرت مطالعه نویسنده ناشی می‌شود) از دیگر ویژگی‌های نثر شاعرانه سادات اخوی است.

وجود ایجاز و اختصار در بیان هنرمندانه نثرها کتاب را خواندنی‌تر نموده است.

برخی از صفحات «جاده خدا» را که از نظر می‌گذرانی انگار داری شعرهایی با طعم سپید می‌خوانی؛
«آفتاب بود و من، نبودم.
فلک بود و من نبودم...

دست دانۀ تنهای ایمانم را بگیر و در خاک قلبم شکوفایش...
ای پروردگار طراوت هستی! »

می‌توان این گونه این یادداشت را به پایان برد که هر نثر شاعرانه‌ای از «جاده خدا» خواهشی ادیبانه از درگاه ایزدمنان است و در پاره‌ای اوقات (خصوصا سطرهای آخر نثرهای شاعرانه) لحن نویسنده، لحن مناجات می‌شود.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار