امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۵:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 96058
تاریخ انتشار: ۲۰ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۷:۲۶
تعداد بازدید: 11
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، همزمان با روز ملی ادبیات کودک و نوجوان سعید تقدیری نویسنده و استاد ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، همزمان با روز ملی ادبیات کودک و نوجوان سعید تقدیری نویسنده و استاد دانشگاه یادداشتی با این مضمون در اختیار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس قرار داده که در ذیل می‌خوانید؛

کودکی و نوجوانی طلایی‌ترین و درخشان‌ترین دوره زندگی هر انسانی است. دوره‌ای که افراد، فارغ از هر مرده باد و زنده باد، بی هیچ دغدغه و درگیری فکری به بازی و شادی و سرگرمی می‌پردازند؛ نه غم نانی هست تا آن‌ها را از خوشی بازدارد و نه مشغله‌های تکراری زندگی که مانع از دلخوشی‌های ساده آنان شود. کودکی دوره‌ای است که خمیرمایه شخصیت افراد در این سنین سرشته شده تا در قالب دوره نوجوانی ریخته شود و برای یک عمر با آن شخص همراه باشد؛ بدیهی است که بیشتر مشکلات روانی و آفات اخلاقی بزرگسالان، ریشه در روزگار کودکی افراد داشته و چه بسا اگر در همان دوران، آسیب شناسی و یا مرتفع می شد، دیگر افراد با این مشکلات دست و پنجه نرم نمی‌کردند.

دوران کودکی را بسیار باید جدی گرفت؛ چراکه کودکان با پرسش‌های پی در پی «این چیست؟» و «آن چیست؟» فیلسوف ترین ابنای بشرند و با ترکیب کلمات بی ربط اما پرمغز که گاهی باعث خنده دیگران می‌شود، از هر شاعری شاعرترند؛ بنابراین مسئولیت سنگیی بر دوش صاحبان فکر و فرهنگ است تا در هر دوره‌ای با روی آوردن به شگردهای مختلف و خلاقیت‌های جذاب، نسلی را بپرورد و آینده را به دست آنان بسپارد.

بدون شک صاحبان قلم و نویسندگان تخصصی ادبیات کودکان و نوجوانان در این مسیر نقشی مهم را ایفا می‌کنند و هر یک از آن‌ها می‌تواند سازنده و یا تغییر دهنده تفکر یک نسل باشد.

این یادداشت قصد معرفی ادبیات کودکان و نوجوانان و شرح ویژگی‌های آن را ندارد چراکه در این باره بسیار گفته‌اند و شنیدیم و خوانده‌ایم؛ بلکه سعی دارد تا نقصان‌ها و کمبودهای این حیطه را بررسی و در نهایت پیشنهادی ارائه دهد.

امروزه اگر بخواهیم نگاه واقع بینانه‌ای به ادبیات داستانی کودکان و نوجوان ایران داشته باشیم، باید اعتراف کنیم که در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرده و اگر هم هرزگاهی اتفاقی افتاده در راستای همان روش‌های سنتی قدیم بوده است. این کم کاری‌ها و ضعف‌ها سبب شده تا کتاب، نقش ناچیزی در زندگی کودکان و نوجوانان ایران داشته باشد؛ همچنین گسترش رسانه‌های جمعی نیز باعث شده تا جذابیت‌های تصویری، جای خواندنی‌ها را بگیرد و بازی‌های کامپیوتری، سیر در فضای مجازی و کارتون‌های بی محتوا و توهم زای غربی، یار مهربان کودکان ما شده و برای آن ها زیبا و خوش بیان باشد.

همانطور که امروزه جهان در حال متحول شدن است و با رواج تکنولوژی بر جذابیت‌ها و خوراک فکری کودکان و نوجوانان افزوده می‌شود، ما نیز باید در مسیر حرکت این موج قرار گرفته، تلاش کنیم تا ادبیات کودکان و نوجوانان را با سلیقه امروزی و هماهنگ با فناوری روز جهان ارائه دهیم.

اگرچه در سرتاسر دنیا برخی از نویسندگان، تمام توان و زمان خود را به طور تخصصی، صرف نگارش داستان‌هایی برای کودکان و نوجوانان کرده و آن‌ها را به زبان‌های مختلف ترجمه و منتشر می‌کنند اما در این میان، نویسندگانی که برای شرکت‌های مهم تصویری دنیا داستان پردازی یا شخصیت سازی می‌کنند از همه موفق‌ترند. شخصیت‌هایی چون بتمن، اسپایدرمن، بنتن، هری پاتر و... همگی ساخته و پرداخته ذهن آن‌هاست؛ البته مسلم است که وجود و بروز اینگونه شخصیت‌های داستانی، فکر و ایده یک فرد نبوده و نیست بلکه حاصل سیاست دولت‌ها و خط فکری کسانی است که می‌خواهند دنیا را مدیریت و الگوی قهرمانان خود را به سرتاسر جهان صادر کنند؛ با این سیاست گذاری‌ها و تبلیغات، امروزه مجموعه کتاب‌های «هری پاتر» یکی از پرفروش ترین کتاب‌های دنیاست. شخصیتی که هیچ اصل و اصالتی نداشته و جز توهم حاصلی برای خواننده متن ندارد. این را بپذیریم که ما در برابر این ضد ارزش‌های فرهنگی و آسیب‌هایی که رفته رفته در ذهن کودکان و نوجوانان ما رسوب می‌کند، هیچ مقاومت و مقابله ای نکرده‌ایم و همه می‌دانیم که با دارا و سارای قصه نمی‌شود به جنگ با بتمن و سوپرمن رفت. ما نمی‌توانیم به کودکان و نوجوانان خود به زور بگوییم که مثل ما فکر کنند و آنچه ما دوست می داریم را دوست بدارند.

ذات کودکی و نوجوانی اقتضا می‌کند تا آن‌ها الگو یا قهرمانی را برای خود داشته باشند تا در خیال خود با آن رویا پردازی و خود را به جای قهرمان آن داستان فرض کنند؛ ناگفته پیداست که کودکان ما نه دارا را قهرمان می دانند و نه سارا را شخصیتی ماورایی و خارق العاده فرض می کنند؛ این در حالی است که الگوها و قهرمانان اساطیری، تاریخی، ملی و دینی سرزمین ما کم نیستند و پرداختن به هریک از آن‌ها که روزی الگویی زنده بوده‌اند و نه ساختگی، به شرط آنکه در قاب جذابی از رنگ‌ها و بزرگنمایی‌ها قرار گیرد، می‌تواند رقیب سرسختی برای شخصیت‌های غربی باشد.

نکته مهم دیگر آنکه قسمتی از داستان‌ها، انیمیشن‌ها و شخصیت‌های داستانی قصه‌های غربی-آمریکایی اهداف خاصی را دنبال می‌کند که باید مراقب آن‌ها بود.

برای مثال شخصیت‌هایی چون «میکی موس» یا «تام و جری» برای این ساخته شده تا تفکر «موش کثیف» که نماد «اسراییل» است را خوب و مهربان جلوه دهد و به خاطر همین است که همیشه در داستان، این موش است که بر گربه غلبه می‌کند و به عنوان قهرمان داستان معرفی می‌شود؛ شاید آن‌ها طرح داستان را از ما اقتباس کرده باشند؛ چرا که سابقه جدال موش و گربه در ادبیات کهن فارسی به سده‌های قبل می‌رسد و کسانی چون عبید زاکانی آن را به رشته نظم درآورده‌اند.

یکی از آفات مهم دیگری که از سالیان دور گریبانگیر نویسندگان این گروه سنی شده، بازخوانی و بازنویسی متون کهن است؛ علی رغم آنچه دیگران گمان می‌کنند، ساده نویسی داستان‌هایی از کتاب‌های ادبی به زبان کودکان و نوجوانان توسط افراد غیرحرفه‌ای نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه بر شدت درد نیز می‌افزاید.

برای مثال دانستن داستان‌های شاهنامه، مقدماتی می‌خواهد و لازم است، پیش از پرداختن به داستان، مبانی اساطیری، تاریخی و فرهنگی مربوط به آن نیز گفته شود که اگر غیر از این باشد کشته شدن سهراب به دست رستم آنچنان آسیب جدی و مهمی در روان و شخصیت کودک ایجاد کرده که جبران آن امکانپذیر نیست یا مگر می شود داستانی از مثنوی معنوی مولانا را برای کودکمان بازگو کنیم و او مبانی عرفان و تصوف ایرانی و اسلامی را نداند!

کتاب‌هایی چون «کلیله و دمنه» یا «مرزبان نامه» که به زبان حیوانات و جانوران نوشته شده‌اند، در قدیم توسط حکما، علما و دانشمندان خوانده می‌شده تا عمیق‌ترین مفاهیم اخلاقی را در قالب داستانی تمثیلی به آن‌ها تفهیم کند و مخاطب تمامی این داستان‌ها بزرگسالان بوده‌اند، ما این اجازه را نداریم تا با تغییر کاربری، به صورت غیرتخصصی آن را به ذهن کودکانمان تعمیم دهیم؛ بنابراین بازنویسی آثار باید به گونه‌ای نوشته شود که مبانی و ریشه‌های شناختی آن را نیز دربرگیرد تا باعث کج فهمی در کودکان و نوجوانان نشود؛ لذا نویسندگانی که بر مبانی ادبیات فارسی اشراف ندارند، هرگز نباید به این حیطه ورود کنند.

گذشته از این پرداختن به هسته اصلی داستان‌های بازنویسی شده نیز اهمیت فراوانی دارد. گاهی در بیان اینگونه داستان‌ها، آنچنان محور اخلاقی آن را برجسته می‌کنیم که تمام ماجرای داستان را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد بلکه بکوشیم تا کودک یا نوجوان ما در مسیر ماجرای داستان، خود دست به کشف نکات اخلاقی بزند تا این شیرینی و حلاوت بر جانش بنشیند.

کوتاه سخن آنکه اگر می‌خواهیم خون تازه‌ای در رگ ادبیات کودکان و نوجوانان ایران به جریان بیفتد، نویسندگان ما باید تحول ساختاری و بیانی شگرفی در قلم خود به وجود آورند و به دور از هرگونه تقلید، خلاقیت و سبک خاص خود را به نمایش بگذارند.

خانواده‌ها نیز بکوشند تا کتاب را در سبد خرید کودکان و نوجوانان خود قرار دهند تا فرهنگ کتابخوانی از کودکی در آن‌ها نهادینه شود.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز با پیروی از شعار «شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» لازم است تا با تشکیل کارگروهی تخصصی و فعال، با تکیه بر موازین اخلاقی و دینی، الگوهای ملی و مذهبی را معرفی کرده و با همکاری سازمان‌های تصویری و شرکت‌های انیمیشن سازی دست به تبلیغ گسترده‌ای بزنند و در نهایت هم مجموعه‌های متفاوتی از این داستان‌ها را در قالب کتاب به چاپ برسانند.

امید است تا با برجسته سازی قهرمان‌های ملی و دینی، بتمن‌ها و اسپایدرمن‌های غربی به دست آنان کشته شده و برای همیشه از ذهن و فکر کودکان و نوجوانان ما پاک گردد تا الگویی شایسته جایگزین آن‌ها شود.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار