امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۲۳:۱۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 98198
تاریخ انتشار: ۲۹ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۹:۵۴
تعداد بازدید: 98
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «مردم سالاری دینی» یکی از کلید واژه‌های مهم مقام معظم رهبری در سال‌های ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «مردم سالاری دینی» یکی از کلید واژه‌های مهم مقام معظم رهبری در سال‌های اخیر است. در سال‌های اخیر تأکید ایشان بر مبانی و عناصر مردم‌سالاری به عنوان یکی از مهمترین راه‌های دستیابی به اجتماع سالم در پرتو اسلام بوده است.

حجت‌الاسلام احمد رهدار رئیس مؤسسه فتوح اندیشه و نویسنده آثار متعدد حوزه انقلاب اسلامی و از جمله «گفتار و گفتگو در مردم‌سالاری دینی»‌ می‌گوید: تحلیل کلید واژه‌‌های ادبیات رهبری نشان می‌دهد که با توجه به تغییر شرایط زمانه نسبت به دوران امام راحل، ادبیات نیز تغییر کرده و رهبری با مطالعات راهبردی و تحقیقات بیشتر مباحثی درباره مردم‌سالاری دینی مطرح می‌کنند.

وی در ادامه می‌افزاید: حضور مردم در انقلاب می‌تواند پروژه انقلاب را کامل کند زمانی که انقلاب جلوتر می‌رود حضور مردم هم باید تفصیلی شود، این حضور تفصیلی نه به این معناست که فرض کنید اگر در زمان حضرت امام مردم در سال ده بار تظاهرات می‌آمدند الان پانزده بار شده است بلکه اگر در زمان حضرت امام، مردم تا حدی از ماهیت انقلاب آگاهی داشتند و هشتاد درصد تعبدورزی بود و مردم به امام چشم بسته اعتماد می‌کردند بدون اینکه ماهیت مسائل را متوجه شوند امروز باید میزان آگاهی و بصیرت مردم از بیست درصد فراتر رود.

 





 

مشروح گفت‌وگو با حجت‌الاسلام احمد رهدار رئیس مؤسسه فتوح اندیشه را می‌خوانیم:

 

فهم از کلمه «مردم» برای امام راحل و مقام معظم رهبری با دیگران متفاوت است

*جناب رهدار ابتدا یک تعریفی از مردم‌سالاری مورد تأکید رهبری بفرمایید؟

-در تعریف مردم سالاری دینی ابتدا باید دو نکته را مدنظر قرار دهیم نخست اینکه هم مقام معظم رهبری و هم حضرت امام راحل در تجربه زعامت جامعه اسلامی به یک فهمی از واژگان مناسب در این راستا رسیده بودند که این فهم مغایر یا ضد یکدیگر نیست اما با هم متفاوت است.

به این معنا که جامعه در مسیر تکاملی خود مسائل جدیدی دارد و فهم مردم نیز نسبت به مسائل متفاوت شده است بنابراین باید واژگان عمیق‌تر و تکامل یافته‌تری را برای حل مسائل به کار برد، گمان من این است که امروز هم نخبگان دینی ما، مراجع عظام تقلید و تئوری پردازان قم وقتی از منظر اندیشه اسلامی بر مردم و حاکمیت تأمل می‌کنند، یک چیزی می‌فهمند غیر از آن چیزی که حضرت امام و رهبری در بستر تجربه زعامت اجتماعی آن را فهم کردند البته منظورم این است که برای خود حضرت امام و رهبری در متن تجربه زعامت یک فهم جدیدی از کلمه مردم ایجاد شده که آن را رسالت و مقبولیت بخشی به نظام سیاسی ارتقا می‌دهد و یا لااقل آن را حداکثری می‌کند.

 

*پس اینطور که از صحبت‌هایشان استنباط می‌شود این بحث مردم سالاری در نگاه رهبری و امام راحل با آن‌چیزی که در نظام‌های دموکراسی غرب است و همه می‌دانیم، متفاوت است؟

-بله قطعاً نباید از حرف من اینطور استنباط بشود که در نگاه رهبری و امام راحل ، مردم به عنوان یک عامل مشروعیت بخش نظام آن چنان که در نظام‌های دموکراسی در نظر گرفته می‌شود، هستند و بنابراین مردم سالاری آن حالت دموکراسی را ندارد، مردم در حکومت اسلامی در اثر این فهم تعریف می‌شوند و در نهایت تجربه زعامت اسلامی یک رسالت غنی شده‌ای است.

 

زمانه امام راحل و مقام معظم رهبری ادبیات متفاوتی را می‌طلبد

*به لحاظ دایره واژگانی بین حضرت امام و مقام معظم رهبری تفاوتی وجود دارد؟

-بله به گمان من در مقایسه با روش حضرت امام راحل و مقام معظم رهبری یک تفاوتی را می‌توان احساس کرد، این تفاوت ناشی از زمانه این دو بزرگوار است و آن هم این است که حضرت امام (ره) به لحاظ روش و در مقام تئوری پردازی برای علوم معمولاً بیخیال نظام واژگانی جدید بودند ـ منظور ادبیات هژمونی غرب است ـ بنابراین معمولاً ایشان این واژگان دنیای غرب در موضوعات سیاسی یا ادبیات جریان روشنفکری و اپوزوسیون را مدنظر قرار نمی‌دادند البته اندکی هم نگاه حاشیه‌ای به این حوزه‌ها داشتند، منتها مقام معظم رهبری به نظر من از این حیث از حضرت امام ممتاز می‌شود که در متن نظریه پردازی خود درباره اسلام نگاه نسبتاً پررنگی به مفاهیم، روش‌ها ، حتی مبانی و روایات غربی دارد.

زمانی که رهبری مباحثی درباره اسلام دارد یا نظریه‌پردازی‌هایی ارائه می‌دهد، این نظریه پردازی چنان قوی است که می‌توان در ادبیات خود حضرت آقا یا گشت و گذار در مفاهیم متناقض غربی، کلیدها را پیدا کرد یکی از این کلیدواژه‌ها هم که همین بحث مردم سالاری دینی است.

رهبری دائم در تردد بین پژوهش‌های راهبردی و مطالعاتی هستند

در نهایت حضرت امام در مقام تئوری پردازی و بحث از مردم سالاری، بیخیال این واژه‌ها و حتی واژه دموکراسی شدند البته گاهی در مقام جدل این مباحث را مطرح می‌کردند ولی مقام معظم رهبری با نگاه به مردم، رسالت و جایگاه آنها در نظام سیاسی جامعه را تعیین کرده و همزمان با آن مردم در نظام سیاسی لیبرالی را نیز مورد بررسی قرار داده و نقشی به مردم در این نظام دادند که این ادبیات به راحتی ناظر جایگاه مردم در نظام سیاسی شده است و به راحتی مسائل مردم را حل کرده و از آنها رد می‌شود.

به عبارت دیگر و به اعتقاد بنده تئوری‌پردازی‌های مقام معظم رهبری نسبت به حضرت امام متفاوت است امام در تئوری‌پردازی خودشان کمتر به پژوهش‌های بنیادین و نظریات ناظر بر فضای مطالعات راهبردی توجه داشتند اما رهبری دائم به تردد بین پژوهش‌های راهبردی و مطالعاتی می‌پردازند و سخنانشان به مقام عمل سیاسی یک انسان مسلمان شفافیت می‌بخشد و آنها را تبیین می‌کند البته این تفاوت به دلیل شرایط زمانه است وگرنه نقصی محسوب نمی‌شود چرا که امروز شرایط بیش از یک تثبیت نظام است و باید به بسط ، تصرف و تحقق اندیشه‌های دینی نیز همت گمارد.

 

امروز نیازمند بصیرت مردم در عرصه اجتماع هستیم

*حضور مردم در این جامعه که براساس مردم سالاری دینی تعریف شده به چه صورتی است و چه تفاوتی نسبت به گذشته داشته است؟

-من گمانم این است که انقلاب اسلامی ایران پدیده‌ای است که یک سطح اجمالی و یک طرح تفصیلی دارد، بخشی از انقلاب اسلامی ایران که در زمان حضرت امام تحقق پیدا کرد صورت اجمالی انقلاب بود و دوره دوم در زمان مقام معظم رهبری، نیل به صورت تفصیلی انقلاب است.

در صورت اجمالی با رویکردهای کل گرایانه و ادبیات کلی می‌توان جامعه را همراه کرد و پیش برد بنابراین حضور اجمالی مردم در این انقلاب هم می‌تواند پروژه انقلاب را کامل کند ولی وقتی انقلاب جلوتر می‌رود حضور مردم هم باید تفصیلی شود، این حضور تفصیلی نه به این معناست که فرض کنید اگر در زمان حضرت امام مردم در سال 10 بار تظاهرات می‌آمدند الان پانزده بار شده است بلکه اگر در زمان حضرت امام، مردم تا حدی از ماهیت انقلاب آگاهی داشتند و هشتاد درصد تعبد ورزی بود و مردم چشم بسته به امام اعتماد می‌کردند بدون اینکه ماهیت مسائل را متوجه شوند امروز باید میزان آگاهی و بصیرت مردم از بیست درصد به پنجاه و بیشتر برسد.

بنابراین زمانی که این آگاهی و بصیرت تا حد زیاد نسبت به انقلاب تشدید شد به حوزه عمل هم کشیده می‌شود و این حوزه عمل کم و کیف پر رنگی پیدا می‌کند بنابراین اگر امام راحل هم امروز در قید حیات بود احساس نیاز به این پیدا می‌کرد که مردم را در پیشبرد پروژه انقلاب اسلامی بیش از دهه اول انقلاب حضور دهد، چون انقلاب وقتی به تفصیل می‌رسد مسائلی به آن تفصیل می‌بخشد بیش از مسائلی که در ابتدای انقلاب مطرح بود.

 

کلیدواژه‌های رهبری وارد حوزه عملی و راهبردی‌تر از گذشته شده است

*وضعیت مدیریت نظری و عملی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

-بله البته در هر جامعه‌ای اگر مردم بخواهند حرکت کنند باید مبانی نظری و پشتوانه‌های نظری این حرکت و مشارکت تهیه شود که این اتفاق در ایران افتاده است، یکی از رسالت‌های حضرت آقا در تجربه زعامت هم مدیریت نظری انقلاب اسلامی و هم مدیریت فکری است لذا شما می‌بینید که واقعاً کلیدواژه‌هایی که مخصوصاً ایشان استفاده می‌کنند نسبت به کلیدواژه‌های حضرت امام راحل هم بیشتر و هم راهبردی‌تر است و اگر ده ـ دوازده سال گذشته را بررسی کنیم کلیدواژه‌های وجدان کاری، اتحاد و انسجام، الگوی بومی یا همین اقتصاد مقاومتی که توسط ایشان مطرح شده همه ناظر بر قوه عمل است و همین نشان می‌دهد که ایشان در ساحت نظر نمانده‌اند بلکه وضعیت نظری فکری انقلاب را برای مدیریت شفاف‌تر حوزه علوم سیاسی به کار گرفته‌اند.

رهبری نظر به جایگاهی که دارند و این جایگاه مقتضی نوعی مواجهه خاص با مردم است نوعاً مواجهه‌شان از نوع عام است ایشان در یک کنگره رسمی و کاملاً تخصصی با مردم روبه‌رو نمی‌شوند کمتر دیده شده که میزگردی باشد، ایشان با حضور چند نخبه دانشگاه و حوزه حضور یابند، ایشان عمدتاً در فضای عام حضور می‌یابند مثلاً ممکن است هفتاد ـ هشتاد استاد دانشگاه جمع باشند و ایشان صحبت کنند بنابراین این نحوه مواجهه با مردم مقتضی طرح متفاوت مباحث است.

 

وظیفه نخبگان، تشریح و بسط نظریات رهبری است

بنابراین براساس جایگاه خاص زعامت در جامعه اسلامی و اقتضائات آن رهبری هیچ زمان خودشان فرصت نکردند یا اینکه نحوه مواجهه مقتضی ایشان نیست که مفاهیم را به تفصیل درباره‌اش بیان کنند یا نظریات را به تفصیل بشکافند وظیفه نخبگان هم در تشریح و بسط نظریات رهبری گسترده است کلید واژه‌های طرح شده توسط ایشان را باید تبیین کرد نخست باید اینها را در حوزه نظر بسط بدهند تا ادبیات نظری وابسته به کلید واژه‌های فکری مقام معظم رهبری تکامل پیدا کند در نهایت باید در کمیسیون‌های تخصصی مکانیزم‌های تحقق عملی آنها فراهم شود.

به طور مثال حضرت آقا یک ایده‌ای در حوزه اقتصاد مقاومتی طرح می‌کنند درباره اینکه اقتصاد مقاومتی در حوزه صنعت چه مکانیزمی را پیدا می‌کند باید متخصصان صنعت نمودار تهیه کرده و کار کنند و درباره اینکه در حوزه تعلیم و تربیت چه مکانیزمی حاکم باید باشد ، متخصصان تعلیم و تربیت و همینطور در سایر حوزه‌ها چون سیاست خارجی و داخلی، نظام حقوقی و ... در نهایت نخبگان نباید به صرف آنچه رهبری گفته اکتفا کنند بلکه واقعاً باید گام‌های بعدی فرمایشات ایشان و الزامات بعدی آن فرمایشات را عملی کنند و این هم کم رسالتی نیست.

 

متفکران سنی هم درباره تئوری مردم سالاری دینی اندیشه کرده‌اند

در نهایت برای تحقق بخشی به منویات رهبری به ویژه با شرایطی که در منطقه و جهان اسلام حاکم شده ، نظریه مردم سالاری دینی چه گره‌ای از کار ما در دنیای امروز باز خواهد کرد؟

-خب سؤال قدری فراتر رفت و این خیلی مبحث گسترده‌ای است در این راستا باید به فرمایشات حضرت آقا و نظریات کلی ایشان درباره انقلاب اسلامی بازگشت اما این را بگویم که سال گذشته یک کنفرانسی بین‌المللی از سوی مجمع حکمت اسلامی بیروت درباره تبیین عقلی تئوری مردم سالاری دینی از نگاه مقام معظم رهبری برگزار شد که به نظر من اقدام پسندیده‌ای بود در این کنفرانس حتی متفکران سنی هم از دیگر کشورهای اسلامی دعوت شده و به تأمل درباره تئوری مقام معظم رهبری پرداختند با توجه به اینکه ما می‌دانیم در کشورهای اسلامی هیچ نظریه‌ای در باب نحوه رابطه مردم و حاکمیت سیاسی غیر از نظریات رایج غربی مطرح نیست یعنی تئوری مردم سالاری دینی حتی به مذاق تئوری پردازان سنی در کشورهای اسلامی هم خوش آمده و مؤید کلامم همین تعداد قابل توجه تئوری‌پردازان سنی مسلمان در این کنگره بین‌المللی اسلامی است.

انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار